در دهه های اول و دوم قرن چهاردهم ، چندین ادبیات جانباز ادبی وجود داشت و به گفته موجبه میناوی ، “هر مجله و کتاب و روزنامه منتشر شده به زبان فارسی از قلم آنها خالی نبود.” این هفت نفر ، که در واقع بیش از هفت نفر بودند ، در میان کسانی مانند محمد تقیب بهار ، عباس اقبال اشتیانی ، رشید یاسیمی ، سعید نفیسی و بدی الزامان فورزانفر و محمد قزوینی بودند.
گروه خاخام این نام را برای روستای صبا (که به نظر می رسید جانباز است) انتخاب کردند. مکالمه و جلسات این گروه در رستوران ها و کافه های تهران بود. این گروه فعالیت های ادبی و فرهنگی را آغاز کرد و چندین اثر را در مشارکت منتشر کرد. میناوی می گوید: “ما در حال جنگ با پیش داوری بودیم و سعی در مطالعه آزادی داشتیم و مرکز دایره ما صادق بود.”
در خاطرات خود ، بوزورگ آلاوی شرح مفصلی از این گروه ارائه داده است و تا حدودی می نویسد: “مسعود فارزاد برادر همسر سعید نفیسی بود و گاهی اوقات برای نشان دادن خود به خانه همسرش می رفت. هر هفته یک ماهیگیر ادبی و رهبران وجود داشت. ما را با او می خواستیم که ما آنها را به عنوان یک ادبیات ادبی بنام ، آنها را با او جمع کنیم. شوخی کرد: “اگر آنها ادبی هستند ، ما همچنین یک ادبیات هستیم.” دیگر. “
چهار نفری که نام این گروه را انتخاب کردند عبارتند از: Sadegh Hedayat ، Mojtaba Minavi ، Massoud Farzad و Bozorg Alavi. اما بعد از مدتی افراد دیگر به حلقه پیوستند. عبدولوهوسین نوشین ، محمد مغادام ، گلماموسین مینباشیان ، زابیه بهروز ، پارویز ناتال خانلاری و نیما یوشیج.
گفته می شود که این گروه نمادی از ادبیات مدرن ایران بوده و به دنبال محافظت از فرهنگ ایرانی باستان است تا آن را با ادبیات مدرن اروپایی ترکیب کند.