با این حال، به خصوص طرفداران ژانر هیجانی و جنایی که عاشق گانگسترها هستند، خوب می دانند که او چندین نقش را بازی کرد که شایسته دریافت نامزدی اسکار بودند. هاروی کایتل در فیلم های زیادی بازی کرده است. بنابراین لیستی که در زیر می خوانید واقعاً بهترین است. به این ترتیب به ذکر عنوان برخی از بهترین فیلمهای او مانند خیابانهای پست، پادشاهی طلوع ماه، هتل بزرگ بوداپست، دوئلها و از غروب تا طلوع اکتفا میکنیم. انتخاب بین فیلم های او واقعاً سخت است زیرا او واقعاً یک بازیگر عالی در نقش های بزرگ و در فیلم های عالی است.
جوانان (۲۰۱۵) .۱۰
پیر شدن هاروی کایتل در فیلمی درباره جوانی و البته کهولت سن
فیلم محبوب پائولو سورنتینو کارگردان ایتالیایی «جوانی» اثری جذاب و غافلگیرکننده است که با پیشفرض ساده، جلوههای بصری خیرهکننده و بازیهای عالی مشخص میشود. اساساً، فیلم حول محور دو مرد مسن (با بازی مایکل کین و هاروی کایتل) میچرخد که در حال گذراندن تعطیلات در کوههای آلپ سوئیس هستند و با این واقعیت دست و پنجه نرم میکنند که زندگیشان به پایان رسیده و پیر شدهاند.
بله درست حدس زدید! «جوانی» فیلمی است که به سن بلوغ می رسد، اما با فیلمنامه ای کمدی، کمی بیشتر با تماشاگر همدلی می کند و ترکیب کمدی و تراژدی را با موفقیت انجام می دهد. این فیلم در نهایت به لطف بازی کین و کایتل توانست مخاطبان زیادی را به خود جذب کند. این دو بازیگر بزرگ هر دو به طور قابل توجهی بهترین کار خود را در دهه 2010 در اینجا انجام داده اند. آنها با حضور بازیگران بزرگ دیگری مانند ریچل وایز، پل دانو و جین فوندا این فیلم را به یک تجربه تماشایی لذت بخش تبدیل کرده اند.
Bad Lieutenant (۱۹۹۲) .۹
آنارشیستی ترین نقش هاروی کایتل در سینما
Bad Lieutenant یک فیلم جنایی بسیار تاریک به کارگردانی آبل فرارا و یکی از بهترین فیلم های دهه 90 است و تا حدودی قابل درک است که امتیاز NC-17 را دریافت کرده است. این رتبه بندی مشکلات خود را دارد، اما با این وجود این یک فیلم افراطی و شاید کمی نگران کننده است. روایت سست این فیلم شخصیت کایتل را دنبال می کند که یک سرهنگ فاسد و البته شکست خورده است. او در حالی که با شیاطین درونی و بیرونی و اعتیادش مبارزه می کند، روی یک پرونده جنایی کار می کند که شامل تجاوز وحشتناک به یک راهبه است.
دنیای Bad Lieutenant بسیار جهنمی است، حتی اگر سرهنگ به دنبال نوعی رستگاری برای کارهای اشتباه خود باشد. تا حدودی کایتل به آنچه می خواهد می رسد و فیلم برای رسیدن به این رستگاری کاملا در خدمت اوست. بنابراین، فیلم فرارا تاریک و تا حدودی ناخوشایند است، اما قدرت انکارناپذیری در آن وجود دارد. کایتل که بیشتر در نقشهای فرعی ظاهر میشود تا نقشهای محوری، یکی از برجستهترین نقشهای اصلی خود را در اینجا ارائه میکند، زیرا او بدون قید و شرط قهرمان و هسته احساسی فیلم است.
The Piano (۱۹۹۳) .۸
کایتل در نقشی آرام و فروتن
برخلاف فیلم قبلی، هاروی کایتل در فیلمی آرام از جین کمپیون حضور دارد. فیلمی که برنده نخل طلای جشنواره کن شد و هنوز هم بهترین اثر جین کمپیون محسوب می شود. پیانو یک فیلم منحصر به فرد تاریخی و عاشقانه درباره یک زن لال و دخترش است. تجربیات این دو نفر در نیوزلند و بیگانگی ای که در آن گرفتار شده اند در فیلمی احساسی به تصویر کشیده شده است.
هاروی کایتل نقش مردی را بازی می کند که عاشق زنی لال می شود که منجر به مشکلات بزرگی می شود. اما پیانو به هیچ وجه یک درام مثلث عاشقانه معمولی نیست. این فیلم احساسات کلیشه ای را کنار گذاشته و در عوض داستانی ساده را با دقت و کیفیت روایت می کند. این همان سینمایی است که اثری از خود بر جای می گذارد و هنوز مدت ها پس از پایان فیلم احساس می شود.
Reservoir Dogs (۱۹۹۲) .۷
اولین فیلم تارانتینو با یکی از بهترین بازی های هاروی کیتل
همانطور که قبلا اشاره کردیم، هاروی کایتل در برخی از فیلم های اولیه کوئنتین تارانتینو نقش های کلیدی ایفا کرد. او یکی از بزرگترین نقشها را در اولین کارگردانی تارانتینو به نام Reservoir Dogs بازی کرد. از هیکل و روحیه ستاره فیلم گانگستری افسانه ای کایتل در اینجا به خوبی استفاده می شود، زیرا او نقش یکی از اعضای باندی را بازی می کند که برای انجام یک سرقت الماس تشکیل شده است. این سرقت به تدریج فاش می شود و باعث اشتباهات زیادی می شود. به همین دلیل، بازماندگان مشکوک هستند که یکی از اعضای گروه احتمالا پلیس مخفی است.
همه چیز در این فیلم مربوط به قبل و بعد از سرقت است، نه خود سرقت. در Reservoir Dogs از روایت غیرخطی به طرز ماهرانه ای استفاده شده است و به همین دلیل برخی از افشاگری ها و صحنه های اکشن آن بسیار جذاب و تاثیرگذار است. این فیلم به خاطر خشونت و بیرحمیاش شناخته میشود، اما به دلیل ظرافت فوقالعادهاش، حتی با معیارهای ژانر جنایی، متمایز است. کل بازیگران فیلم، از جمله کایتل، فراتر از انتظار عمل می کنند.
The Irishman (۲۰۱۹) .6
انتصاب کایتل و اسکورسیزی پس از 30 سال
مرد ایرلندی عمدتاً فیلمی است که متعلق به افرادی مانند رابرت دنیرو، جو پسی و آل پاچینو است که همگی بزرگترین نقشها را در فیلم دارند و در نهایت بیشترین تأثیر را دارند. اما هاروی کایتل در این فیلم حماسی و گانگستری مارتین اسکورسیزی نیز حضور داشت. او در این فیلم نقش یکی از اعضای پنهان خانواده جنایتکار فیلادلفیا را بازی کرد که با جنایتکاران دیگر درگیر بود.
کایتل تنها در چند صحنه حضور دارد، اما دیدن او در یک فیلم اسکورسیزی پس از بیش از 30 سال بسیار دلپذیر و لذت بخش بود. همچنین بازگشت دیگر بازیگران اصلی اسکورسیزی مانند دنیرو و پشی و ایفای نقش های پیچیده و جسورانه، ایرلندی را به یکی از بهترین فیلم های اخیر این فیلمساز بزرگ تبدیل کرد. این فیلم درباره پیری، پشیمانی و نوعی مرگ روحی قبل از مرگ جسمانی است. فیلم تاریک است، اما همچنین به طرز عجیبی سرگرم کننده و گاهی خنده دار است. به عبارتی این فیلم اثری قابل توجه با بازیگران بزرگی چون کایتل، دنیرو و پاچینو است که از تماشای آن لذت خواهید برد.
Thelma & Louise (۱۹۹۱) .۵
یکی از بهترین فیلم های ریدلی اسکات با کایتل
با توجه به اینکه Thelma & Louise یک اثر علمی-تخیلی نیست و نه یک حماسه تاریخی است، ممکن است در تشخیص آن به عنوان یک فیلم ریدلی اسکات تردید داشته باشید. اما همچنان یکی از بهترین کارهای این کارگردان است. شخصیت های اصلی دو زن هستند که پس از اینکه یکی از آنها برای دفاع از خود به مردی شلیک می کند، فرار می کنند. این منجر به تعقیب و گریز در فیلم توسط اعضای مختلف نیروی پلیس از جمله کارآگاه کایتل می شود.
هاروی کایتل اینجا اصلا شخصیت بدی نیست. تلما و لوئیز هم بد نیستند. آنها از بسیاری جهات قهرمان هستند و در پایان چهره های غم انگیزی از خود به جای می گذارند که می توان از داستان هایشان چیزی الهام گرفت. Thelma & Louise یک فیلم جاده ای سرگرم کننده عالی با سرعت بالا و شخصیت های به یاد ماندنی است. این فیلم به حق در طول تاریخ سینما مورد توجه گسترده قرار گرفته و به یکی از فیلم های کالت دهه 90 آمریکا تبدیل شده است.
The Last Temptation of Christ (1988) .4
یکی از چالش برانگیزترین نقش های کایتل در فیلم بزرگ اسکورسیزی
عده ای از بازی هاروی کایتل در فیلم آخرین وسوسه مسیح انتقاد کرده اند، اما اشتباه می کنند. شاید نه، اما اشتباه آنها ممکن است به دلیل وابستگی و تکیه بیش از حد آنها به لهجه کایتل در این فیلم باشد. اما به نظر می رسد عدم تمرکز بر لهجه ها در فیلم عمدی بوده است. هدف آن انسان سازی مسیح به گونه ای است که برای مخاطب قرن بیستم و بیست و یکم ملموس تر و قابل درک تر باشد. شخصیتهای مدرنتر احتمالاً تنها بخشی از هدف بودند.
مثلاً دیوید بووی در فیلم بسیار شبیه خودش ظاهر می شود. اگر مخاطب بتواند با لهجه بازیگران کنار بیاید، این فیلم برایش لذت بخش خواهد بود. آخرین وسوسه مسیح دستاورد بزرگی در سینماست و بازیگران آن از جمله کایتل و ویلم دافو تمام تلاش خود را در ایفای نقش خود انجام داده اند. همچنین این فیلم دارای یکی از بهترین موسیقی متن های سینما با آهنگسازی پیتر گابریل است. این اثر اسکورسیزی بدون شک یکی از پخته ترین و جذاب ترین تجربه های سینمایی اوست.
یقه آبی (۱۹۷۸) .۳
فیلم قدردانی نشده پل شریدر و تصویر طبقه کارگر آمریکا
تلاش های پل شریدر به عنوان یک فیلمنامه نویس اغلب مورد ستایش قرار می گیرد، اما کار او به عنوان کارگردان نادیده گرفته می شود. در حالی که بهترین فیلم او احتمالا Mishima: A Life in Four Chapters محصول 1985 است، دومین فیلم پل شریدر احتمالاً یقه آبی است. هاروی کایتل در این فیلم نقشی به یاد ماندنی دارد که یکی از بهترین بازی های اوست.
همچنین، همبازی های او، ریچارد پرایور و یافت کوتو، فوق العاده هستند. داستان فیلم درباره سه شخصیت از طبقه کارگر است که قصد دارند از صندوقی در مقر اتحادیه ای که از آن ناراضی هستند سرقت کنند. این فیلم درباره افرادی است که در مواقع افسردگی و ناامیدی دست به کارهای عجیب می زنند و سپس عواقب آن را متحمل می شوند. از منظر جنایی و درام، این فیلم واقع گرایانه، شنی و تا حدودی تاریک است. در عین حال فیلمی بسیار جذاب و پربار است و مشکلات مالی مردم دهه 70 آمریکا را به تصویر می کشد. این مشکلات در زمان ساخت این فیلم وجود داشت و هنوز هم وجود دارد.
تاکسی راننده (۱۹۷۶) .۲
کایتل و دنیرو در یکی از بهترین آثار تاریخ سینما
راننده تاکسی فیلمی به شدت منزوی و همچنین فیلمی فوق العاده پرتنش است که به عنوان یکی از بهترین و نمونه ترین فیلم های دهه 1970 شناخته می شود. این فیلم در مقایسه با فیلمهای قبلی اسکورسیزی، مخصوصاً چه کسی در خانه من را میکوبد و خیابانهای بد، نقش کوچکتری برای هاروی کایتل داشت. با این حال، با توجه به زمان کوتاهی که به او داده شد، او فوق العاده است و نقش یک شخصیت واقعا منزجر کننده و کثیف به نام Sport را بازی می کند.
ورزش باعث می شود تراویس بیکل (با بازی رابرت دنیرو در بهترین حالت خود) تقریباً قهرمان به نظر برسد. البته بیکل یک قهرمان نیست و حتی ممکن است یک ضدقهرمان هم نباشد. راننده تاکسی در کل فیلمی جسورانه و بدیع است که با بازی فوق العاده بازیگران و تصویری که از نیویورک در دهه 70 ترسیم می کند، برای همیشه در ذهن تماشاگران سینما باقی خواهد ماند. این فیلم تصویری کثیف، وحشتناک و تاریک از شهر نیویورک به دست می دهد که قهرمانان خود را می بلعد.
پالپ فیکشن (۱۹۹۴) .۱
یکی از اوج های سینمایی دهه 90 و یکی از معروف ترین فیلم های تاریخ سینما
هاروی کایتل تا پایان فیلم Pulp Fiction ظاهر نمی شود (اگر کل فیلم را به ترتیب زمانی تماشا کنید نزدیک به آغاز است)، اما او مانند یک جواهر در صحنه های خود می درخشد. او یک مشکل گشا است که وظیفه اش حل مشکل وضعیت بانی است. یک ماشین غرق در خون با سر یک مرد در آن وجود دارد و کایتل باید آن را در اسرع وقت تعمیر کند.
Pulp Fiction یک فیلم بنبست است که در آن مردم وارد و بیرون میشوند. برخی از همبازیهای کایتل، مانند کریستوفر واکن و اوما تورمن، حتی اگر در بخشهای بزرگی از فیلم نباشند، تأثیر زیادی میگذارند. بدون شک این فیلم یکی از آثار کلاسیک و کالت دهه 1990 است و احتمالاً محبوب ترین فیلمی است که هاروی کایتل تاکنون در آن ظاهر شده است. این در مورد جان تراولتا و بروس ویلیس نیز صدق می کند.
کدام فیلم هاروی کایتل را دوست دارید؟
هاروی کایتل بازیگر بسیار مشهور و تحسین شده در هالیوود و سراسر جهان است. او به خاطر ایفای نقش های متنوع و قابل توجه در فیلم های مختلف و همکاری با کارگردانان بزرگ شناخته شده است. فرقی نمی کند نقش یک جنایتکار، یک پلیس فاسد یا یک کارگر بدبخت را بازی کند، او به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می دهد. کایتل در هر فیلمی که بازی کرده، بار سنگینی بر دوش آن فیلم گذاشته است. هیکل، میم ترسناک و صدای قوی او با فیلم های جنایی دهه 70 و 90 گره خورده و او را به یکی از نمادهای سینمای گانگستری تبدیل کرده است. کدام یک از فیلم ها و نقش های او را دوست دارید؟