مراسم نقد و بررسی کتاب «از آشوب ها تا سردرگمی های فهیمه رحیمی» که به زندگی این نویسنده فقید می پردازد و به قلم بهاره شیرازی، فرزندش و مدیر انتشارات آوای چکامه نوشته شده است، پنجشنبه 21 شهریور در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
بهاره شیرازی درباره انگیزه خود از نوشتن این کتاب گفت: اگر بخواهم صادقانه بگویم، مدت ها احساس می کردم که چیز زیادی از زندگی مادرم نمی دانم و به عنوان فرزند او همیشه مادرم را می شناختم، اما واقعا نمی دانستم با چه سختی هایی روبرو بوده، چه مسیری را طی کرده، چه چالش هایی را پشت سر گذاشته و چه اتفاقی برای ورود به دنیای نویسندگی افتاده است.
وی ادامه داد: پس از مدتی به تعداد زیادی از دست نوشته ها و خاطرات او برخورد کردم که جمع آوری و تنظیم این مطالب نزدیک به چهار سال طول کشید، باید با خودم کنار می آمدم و می توانستم این نوشته ها را جمع آوری کنم و روایتی منسجم از آنها بسازم.
شیرازی با اشاره به محتوای یادداشت های روزانه مادرش گفت: وقتی دفترها را ورق می زدم به پشت صحنه رمان هایی که مادرم نوشته بود می رسیدم که برایم بسیار جالب بود و خیلی ها مادرم را تنها به عنوان زنی می شناسند که کتاب نوشته و به طور اتفاقی کتاب هایش پرفروش شده است؛ اما واقعیت اصلا اینطور نبود.
به گفته وی، فهیمه رحیمی در طول زندگی خود سختی های زیادی را پشت سر گذاشته و اتفاقات زیادی را تجربه کرده است. بنابراین شیرازی احساس کرده است که در روایت زندگی مادرش خلأ وجود دارد که باید به آن پرداخت.
وی افزود: به همین دلیل تصمیم گرفتم تا حد امکان کتاب را از زبان خود خانم رحیمی بنویسم؛ به گونه ای که علاقه مندان بتوانند با ایشان همذات پنداری کنند، احساس کنند صدای خانم رحیمی را می شنوند و از طریق کتاب به ایشان نزدیک می شوند.
چهار سال برای جمع آوری خاطرات و اسناد
شیرازی در خصوص سختی های جمع آوری اسناد و تصاویر مربوط به زندگی مادرش نیز یافتن عکس ها را یکی از سخت ترین قسمت های این پروژه دانست.
وی توضیح داد: با توجه به اتفاقاتی که در زندگی شخصی مادرم افتاد و همچنین جابجایی های مختلف از جمله حرکت از کرج به تهران و از تهران به کرج بسیاری از عکس ها گم یا از بین رفت.
وی با اشاره به سختی دسترسی به بستگان مادرش ادامه داد: دسترسی به بسیاری از اطرافیان آسان نبود، برخی از آنها در خارج از کشور زندگی می کردند، برخی دیگر بسیار پیر و برخی فوت شده بودند.
با این حال شیرازی به تلاش خود برای یافتن تصاویر و اسناد مربوط به زندگی مادرش ادامه داد. وی در این خصوص به همکاری اعضای خانواده از جمله عمویش مقیم آلمان اشاره کرد و گفت که از آنها خواسته تا عکس هایی از دوران کودکی، مدرسه و سال های مختلف زندگی فهیمه رحیمی را در اختیار او بگذارند.
به گفته شیرازی، اعضای خانواده بسیار با او همکاری داشته اند و حتی آلبوم های قدیمی را برای یافتن عکس ها بیرون آورده و عکس ها را برای او ارسال کرده اند.
دفتر خاطرات; روایتی شخصی از زندگی فهیمه رحیمی
فرزند فهیمه رحیمی، یادداشت های روزانه مادرش را یکی از مهم ترین منابع شکل گیری این کتاب دانست و گفت: زمانی که مشغول خواندن این خاطرات بودم، در واقع با نوشته هایی روبرو بودم که مادرم برای خودش نوشته بود؛ نوشته هایی کاملا شخصی که قرار نبود روزی در قالب کتاب منتشر شوند.
وی افزود: مجبور شدم این نوشته های شخصی را به اثری تبدیل کنم که برای خواننده قابل درک و خواندن باشد.
شیرازی با اشاره به ویژگی های این دست نوشته ها گفت: در یادداشت های روزانه مادرش به نوشته هایی برخورده که گاه بسیار شخصی بوده و در برخی موارد جملاتی پس از نگارش خط کشیده شده یا در شرایط خاص با احساسات شدید نوشته شده است.
وی تاکید کرد: همه اینها بخشی از واقعیت زندگی او بود و باید بین این نوشته ها ارتباط پیدا می کردم.

جستوجوی خاطرات سالهای قبل از تولد
بخشی دیگر از کارهای شیرازی مربوط به وقایعی بود که قبل از تولدش رخ داده بود. او که متولد سال 1356 است، برای روشن شدن برخی از وقایع ثبت شده در دفتر خاطرات مادرش باید به سراغ اقوام و بستگانش رفته و از آن دوران جویا می شود.
وی گفت: اگر مادرم چیزی را در دفتر خاطراتش ذکر کرده بود که من از آن اطلاعی نداشتم، از اعضای خانواده می پرسیدم که چیست و چرا این اتفاق افتاده است. گاهى تعريف مى كردند و مى گفتند: بلى، چنين بود; درست نوشته بود، منظورش همین بود.»
شیرازی در پایان، جمعآوری و ویرایش این مطالب را کاری سخت و زمانبر توصیف کرد و گفت: توانسته نوشتهها، خاطرات، عکسها و روایتهایی را که از اطرافیانش جمعآوری کرده است، کنار هم بگذارد و کتابی خلق کند که علاوه بر ارائه تصویری از زندگی و دنیای ادبی فهیمه رحیمی، خاطره خوانندگان و دوستداران آثار او را زنده نگه دارد.
وی این کتاب را ادای احترام به مادرش و تلاشی برای نزدیک کردن خوانندگان به زندگی و شخصیت واقعی این نویسنده دانست.