آخرین مطالب

همکاران

شوتی‌ها سوژه فیلم «اسکورت» یوسف حاتمی‌کیا چه کسانی هستند؟ / ویدئو

شوتی‌ها سوژه فیلم «اسکورت» یوسف حاتمی‌کیا چه کسانی هستند؟ / ویدئو

یوسف حاتمی کیا گفت: آشنایی اولیه من با شوطی ها از طریق گزارشی بود که خانم سمگیس در روزنامه اعتماد نوشت. اما شوتی ها چه کسانی هستند؟ بنفشه سمگیس در بخشی دیگر از این گفت و گو در مورد شوتی ها و زندگی آنها توضیحاتی داد که در ادامه مشاهده و مطالعه می کنید.

شوتی ها مرتکب جنایت نشدند و جنایتکار نبودند. این افراد فقط می خواستند خرجشان را بکنند

*بیایید در مورد موضوع فیلم اسکورت یعنی شاتتی ها صحبت کنیم، خانم سام گیس، موضوع گزارش شما اساس فیلم اسکورت بود، بگویید شاتتی ها چه کسانی هستند و چه توانایی هایی باید داشته باشند تا شاتتی نامیده شوند؟ اساساً پدیده اجتماعی اقتصادی چیست و چه خطراتی دارد؟

بفشه سمگیس: سال هاست که روی موضوع قاچاق کالا یا مواد کار می کنم. در زمستان 1395 که به بوشهر رفتم، آن زمان در بوشهر شغل کم بود و تعداد خانواده هایی که سرپرستشان بیکار بود زیاد بود، زیرا آن منطقه دچار خشکسالی شده بود.

آن موقع در روستایی که رفتم جلوی هر خانه یک پژو دیدم. البته سال قبل در کردستان دیده بودم که پژو یک خودروی قاچاق است چون صندوق عقبش بزرگ است و می توانند با دستکاری لاستیک ها و فنرهای لاستیک عقب اتاق ماشین را بالا بیاورند و بدون اینکه اتاق به کف جاده برخورد کند، بار زیادی را در آن قرار دهند.

پژو امکانات خاصی دارد و گویا برای قاچاق ساخته شده است. از یکی دو راننده پرسیدم گفتند ما شوطی هستیم، گفتم شوطی یعنی چه؟ گفتند می رویم ساحل و بندر و یک سری بار از انبار یا بوشهر می خریم، بعد می رویم کازرون یا هر استان دیگری که صاحب بار ترتیب داده است. من با چند نفر صحبت کردم که قبول کردند ناشناس صحبت کنند.

مثلا یکی از آنها راننده آژانس بود اما اجاره آژانس در آن منطقه جوابگوی هزینه زندگی نبود. در آن زمان تورم آنقدر بالا نبود، بنابراین تیراندازان می‌توانستند با یک یا دو بار در روز، یا کسانی که در رانندگی یک یا دو بار در هفته کمی مهارت بیشتری داشتند، زندگی خود را تامین کنند.

کالاهایی که در آن زمان دیدیم واقعاً کالاهایی بود که مردم عادی از آن استفاده می کردند، کفش، غذا یا پارچه. همه کالاها از کشورهای خلیج فارس می آمد و به ساحل می رسید و در انبارهای ساحلی انبار می شد. انبار شبیه یک خانه بود. در خانه را که باز می کردید، می دیدید که تمام دیوارها برداشته شده و فقط مصالح گذاشته شده است، اما واقعاً کالای مصرفی بود. یعنی شوتی ها جنایت نکردند و جنایتکار نبودند.

این افراد فقط می خواستند خرجشان را بکنند. بسیاری از آنها به دلیل سرعت زیاد در جاده کشته شدند. اکثر جاده های جنوب شرقی به جنوب غربی مسیر تردد خودروهای سنگین هستند و جاده های مناسب و ایمن برای رانندگی خودرو نیستند، اما این افراد با سرعت 200 در این جاده ها رانندگی می کردند و انواع تصادفات برای خودروهایشان رخ می داد و باعث انحراف به چپ و واژگونی آن ها می شد و اول از همه خودکشی می کردند، اما در این جاده مسافرانی نیز کشته شدند.

به روستایی رفتم که ماشین به خانواده‌هایشان زده بود، اما در آن محیط، مردم دنبال شکایت نمی‌رفتند، زیرا همه درد یکدیگر را می‌دانستند. آن خانواده ای که یکی از عزیزانشان را در تصادف با ماشین شوتی از دست دادند، شاید فرزند خود شوتی بودند و مثل حلقه زنجیر به هم گره خوردند. شوتی ها به توانایی های خاصی نیاز نداشتند. مهمترین توانایی آنها بی کار بودن بود.

بچه های جنوب برای تیراندازی به دنیا می آیند، چون واقعاً هیچ کاری در آن منطقه وجود ندارد

* آنها باید رانندگی را خیلی خوب بلد باشند.

سام گیز: این افراد در وهله اول باید ماشین داشته باشند و راننده باشند. وقتی کمی از تهران دور می شوید، فرهنگ ما در تهران را نمی بینید که برای رانندگی باید گواهینامه داشته باشیم یا برای نشستن پشت ماشین باید مراحل قانونی را طی کنیم و آنجا چنین خبری نیست. متاسفانه در بلوچستان دیدم پسر وقتی پایش به پدال گاز و ترمز می رسد پشت نیسان بنزین می نشیند. در جنوب هم همینطور بود. بچه‌ها آنجا به دنیا می‌آیند که تیرباران شوند، زیرا واقعاً هیچ کاری در آن منطقه وجود ندارد.

مخصوصاً در چند سالی که دولت ها به کشتی های چینی مجوز می دادند، در دریا تور پهن می کردند و هر ماهی که بود برای خود جمع می کردند. در ساحل هرمزگان دیدم که صیاد در یخچالش را باز کرد و فقط دو ماهی در یخچال داشت در حالی که 8 ساعت فرصت داشت در دریا ماهی بگیرد و گفت: این دو ماهی را بگیرم و در بازار میناب بفروشم، به من چه می دهند؟ در بوشهر هم وضع به همین منوال بود و ماهیگیری در آنجا واقعا تعطیل بود و چاره ای جز تیراندازی نداشتند، اما طبق قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز برای پلیس در جاده تیراندازی از چه خانواده ای مهم نیست. تیری که مرا به عسلویه می برد به من گفت که همسرم هفت ماهه باردار است و به من قول داد که این بار او را آخرین خدمتم خواهد برد.

همسران و مادران شوتی ها نمی دانستند که آیا شوهر یا پسر یا برادرشان به خانه باز می گردند یا نه. چون پلیس آن مناطق حق تیراندازی دارد و نکته بسیار بد این است که معمولاً پلیس های غیر بومی را در استان های مرزی به کار می گیرند تا احساساتی نشوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *