دانشمندان برای اولین بار شناسایی کرده اند که در کجای مغز، توالی خاموشی زمانی که بدن در حال مرگ است آغاز می شود. آنها شروع چیزی را کشف کردند که آنها آن را موج مرگ می نامند: سیل مواد شیمیایی در مغز، به دنبال آن موجی از برق و سپس هیچ.
به گزارش روزیتو، سورین ماهون، متخصص مغز و اعصاب در موسسه مغز پاریس در فرانسه گفت: کار ما نشان می دهد که مردن یک رویداد لحظه ای نیست، بلکه یک فرآیند طولانی است که تا حدی قابل برگشت است.
وی افزود: «اما ما هنوز دقیقاً نمی دانیم نقطه بی بازگشت کجاست.
برای بررسی اینکه فرآیند مرگ در مغز چگونه به نظر میرسد، این تیم با جراحی دستگاههای کوچکی را در گروههایی از سلولهای مغزی و سلولهای عصبی منفرد در مغز موش کاشتند. این ابزارها فعالیت الکتریکی و شیمیایی مغز موش ها را هنگام مرگ اندازه گیری کردند.
نتایج آنها نشان می دهد که مرگ به آن سادگی که ما فکر می کنیم نیست. این مانند یک سوئیچ نیست که از روشن به خاموش سوئیچ میکند، بلکه یک فرآیند گام به گام است که سلولها و مناطق مختلف به روشهای مختلف خاموش میشوند و سیگنالهای منحصربهفردی را هنگام خاموش شدن ارسال میکنند.
نقطه دقیق بدون بازگشت – زمانی که آگاهی ما خاموش می شود و نمی تواند بازگردد – هنوز مورد بحث است، اما درک چگونگی و مکان موج مرگ می تواند به پزشکان کمک کند تا داروها یا استراتژی های درمانی بهتری برای جلوگیری از آسیب مغزی در صورت بروز آسیب جدی ایجاد کنند. حاضر.
تحقیقات اخیر نشان داده است که پنجرههای زمانی تقریبی وجود دارد که میتوان مغز در حال مرگ را احیا کرد، اما نقطه قطع سخت و سریعی وجود ندارد.
در این مطالعه جدید، وضعیت مرگ و احیا توسط دستگاههای کاشتهشده در مغز حیوانات بیهوش ثبت شد. فعالیت در قشر حسی حرکتی، ناحیه ای در لایه بیرونی مغز که سیگنال های مربوط به دما، لمس و درد و همچنین آگاهی از موقعیت بدن و حرکت در فضا را پردازش می کند، ارزیابی شد. قشر حسی حرکتی مغز ما نیز نقش، ساختار و مکان مشابهی دارد.
با مرگ موش ها، دانشمندان اولین موج فعالیتی را مشاهده کردند که توسط پیام رسان شیمیایی گلوتامات ایجاد شد که باعث شلیک نورون ها می شود. انتشار گسترده گلوتامات زمانی رخ داد که سلول های مغزی فاقد اکسیژن به سرعت ذخایر ATP خود را مصرف کردند، مولکولی که به سلول ها انرژی لازم برای عملکرد را می دهد و درست قبل از خاموش شدن مغز، “دوره ای از فعالیت شدید” وجود داشت. قشر مغز وجود دارد
این اوج فعالیت به صورت امواج گاما و بتا است. سیگنال های مغزی معمولاً با تجربیات آگاهانه مرتبط هستند. اجمل زمار، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه لوئیزویل که در این تحقیق شرکت نداشت، گفت: «ما می دانیم که این امواج مغزی مسئول بازیابی حافظه در افراد سالم هستند. بنابراین سوال این است که آیا در زمان مرگ نیز همین اتفاق می افتد: بهبود حافظه پس از توقف ضربان قلب و آماده شدن مغز برای مرگ.
با این حال، فرد به وضوح در این زمان هوشیار نیست. برخی معتقدند این فعالیت مسئول تجربیات نزدیک به مرگ است که مردم گزارش می کنند. فرضیه جایگزین دانشمندان این است که تجربیات نزدیک به مرگ در طول بازگشت تدریجی فعالیت قشر مغز (شبیه به توهمات) پس از احیای موفقیت آمیز رخ می دهد.
متأسفانه، برای دانشمندان دشوار یا غیرممکن است که بدانند هر بخش از تجربه مردن دقیقاً چه احساسی دارد. اجمل زمر گفت: بعد از مرگ کسی نمی توانی از او سوالی بپرسی.
پس از این موج های مرموز فعالیت، فعالیت مغز صاف می شود. اما این پایان کار نیست. این همان جایی است که آنچه موج مرگ نامیده می شود رخ می دهد: یک موج الکتریکی قدرتمند که با خاموش شدن نورون ها از مغز خارج می شود. آن موج الکتریکی که دپلاریزاسیون بدون اکسیژن نامیده می شود، نشانه مرگ نورون است.
Antoine Carton-Leclerc، یکی از نویسندگان مقاله، میگوید: «ما قبلاً میدانستیم که اگر بتوانیم موضوع را در یک پنجره زمانی خاص احیا کنیم، میتوانیم اثرات دپلاریزاسیون را بدون اکسیژن معکوس کنیم. ما هنوز باید بفهمیم که کدام نواحی از مغز بیشتر در اثر موج مرگ آسیب دیده است تا بتوانیم عملکرد مغز را تا حد امکان حفظ کنیم.
با مقایسه فعالیت الکتریکی قبل و در حین دپلاریزاسیون بدون اکسیژن، آنها دریافتند که موج مرگ در سلول های اعماق لایه 5 قشر حسی حرکتی آغاز می شود، اما هنوز نسبتا نزدیک به سطح کل مغز است. این موج هم به سمت بالا به سطح و هم به سمت پایین به لایه های عمیق تر انتشار می یابد.
هنگامی که مغزهای در حال مرگ احیا شدند، نورون ها قطبی شدند، برعکس آنچه در طول موج مرگ اتفاق افتاد.
استفان چارپیه، محقق دیگر می گوید: «اکنون واضح است که از دیدگاه فیزیولوژیکی، مرگ فرآیندی است که زمان می برد و در حال حاضر جداسازی دقیق از زندگی غیرممکن است.
به عبارت دیگر، موج مرگ لزوماً به این معنا نیست که مغز کاملاً مرده است.
Charpier اضافه کرد: “ما اکنون باید شرایط دقیقی را تعیین کنیم که تحت آن این عملکردها می توانند بازیابی شوند و داروهای محافظت کننده عصبی برای حمایت از احیا در نارسایی قلبی و ریوی تولید کنیم.”
اگر پزشکان بتوانند راهی برای متوقف کردن موج مرگ پیدا کنند، چه با هدف قرار دادن منبع موج یا محدود کردن گسترش آن، می توانند به کند کردن یا توقف این روند کمک کنند. این مطالعه جدید تازه شروع جستجو است، اما یافتن منبع مشکل اولین قدم برای حل آن است.