در این برنامه مستند «خاطره جاری» ساخته منوچهر مشیری به نمایش درآمد و پس از آن نشست نقد و بررسی فیلم با حضور کارگردان فیلم برگزار شد.
محسن استادعلی در ابتدای این نشست ضمن خیرمقدم به حاضران گفت: از منوچهر مشیری بسیار آموخته ام. قبل از اینکه معلم سینما باشد برای ما معلم اخلاق است. میزان عشق و علاقه مشیری برای معرفی برخی افراد بسیار ارزشمند است.
منوچهر مشیری کارگردان این فیلم نیز گفت: تنها ادعایی که درباره مستند دارم خاطره بودن آن است. فیلم از سال 60 شروع شد و ما برای ساخت مستند از سمت تلویزیون رفتیم. در آن زمان همکارمان مهدی مدنی که آثار زیادی درباره جنگ نوشته بود، هنوز زنده بود.
وی با اشاره به اینکه مهم این است که فیلم در زمان خاصی ساخته شده است، افزود: آنچه از اولین سفر به یاد دارم حضور محمود نورانی بود که در آن زمان تنها 17 سال سن داشت و آنچه که انگیزه ساخت فیلم را برانگیخت، احساس خاص من نسبت به این نوجوان و هم سن و سال هایش بود که در خرابه ها رها شده بودند اما همچنان از شهر خود مراقبت می کردند.
مشیری خاطرنشان کرد: من تصویر خاصی از این جوانان در ذهن داشتم که چه اعتقادی داشتند و چگونه از شهر خود مراقبت می کردند.
در ادامه استاد علی با بیان اینکه سه بار فیلم را دیده است، اظهار داشت: نکته مهم در فیلم مفهوم بازگشت است. آیا بازگشت به انسان است یا بازگشت به تصویر انسان؟ آیا فقط به گذشته برمی گردیم یا با بازگشت معنای جدیدی برای گذشته خلق می کنیم؟ در این فیلم بازگشت تنها به معنای ملاقات با یک فرد نیست، بلکه یک مواجهه سه سطحی با مفهوم حافظه، حافظه فردی، حافظه تصویری و حافظه تاریخی است!
این سه خاطره لزوماً با یکدیگر منطبق نیستند، اما اگر این خاطرات در مواجهه با «اکنون» با یکدیگر منطبق شوند، مفهوم جدیدی شکل می گیرد که کی یرکگور در کتاب خود با این مفهوم که «بازگشت تکرار همان گذشته نیست» آن را «تکرار» تعریف می کند.
او معتقد بود بازگشت به وضعیت گذشته لزوماً آن تجربه را احیا نمی کند، زیرا شرایط و آدم ها تغییر کرده اند و با نگاهی به این تعبیر، با سه بار در فیلم مواجه می شویم. زمان ثبت اولین تصویر، زمان سپری شده و زمان بازگشت و در اینجا ما یک سوال بسیار مهم داریم، جامعه ای که تصویری قهرمانانه از یک نوجوان در لحظه جنگ، در سال های بعد از جنگ ثبت می کند، چه نسبتی با فرد پشت آن تصویر دارد؟
مشکل در اینجا فاصله بین یک تصویر تاریخی و کل زندگی انسان است که آن تصویر هرگز نمی تواند آن را نشان دهد.
وی در ادامه بیان کرد: عنوان «حافظه جاری است…» در این جا معنای عمیق تری پیدا می کند، خاطره نه تنها آن چیزی است که محمود از جنگ به یاد می آورد، بلکه تصویر دوران جوانی او در حافظه تاریخی ما باقی مانده است!
مشیری در ادامه این نشست خاطرنشان کرد: شخصیت این نوجوان برای من خاص و متفاوت بود چرا که دیدیم در چه شرایطی در کنار سایر جوانان از شهر مراقبت کردند در حالی که با عشق وارد شدند.
وی ادامه داد: به یاد دارم در سفر اول خرمشهر هدف حملات سنگین قرار گرفت، سقوط هواپیمای 330 ارتش اتفاق افتاده بود و شهر خرمشهر بسیار غمگین بود، اما در همین شرایط امثال نورانی تلاش می کردند و تسلیم نمی شدند.
مشیری با بیان اینکه ما داوطلبانه به خرمشهر رفتیم و هیچ اجباری در کار نبود، گفت: آقای صدکی وزیری از فیلمبرداران ما نیز امشب در جمع ما حضور دارند و می دانند که در چه شرایطی فیلم را ساختیم. یادم هست که من و آقای زرافام داوطلبانه رفتیم. محمود بهادری هم به گیلان غرب رفت و من با منوچهر عسگری به خارک رفتیم.
وی خاطرنشان کرد: یادم هست در اوج فعالیتم دو سال از تلویزیون اخراج و به صداوسیما فرستاده شدم که در آن زمان حسین جعفریان، فرهاد صبا و صدکی تصویربردار تلویزیون بودند و اعتراض کردند که چرا مشیری را به رادیو فرستادند.
استاد علی در پایان گفت: مشیری در تمام این سال ها به دنبال افرادی رفته است که نامشان را فقط از دور می شنیدیم، اما ایشان برای ما توضیح دادند، در واقع سخنوری که مشیری برای آنها به کار برد بسیار ماندگار است.
در پایان جلسه حاضرین سوالات خود را از خالق اثر مطرح کردند.