آیا هنر «بد» می تواند موفق باشد؟ اصلا هنر بد چیست؟ دنیای هنر اغلب به دلیل نخبه گرایی خودخواهانه و عدم ارتباط با واقعیت مورد انتقاد قرار گرفته است. گاهی اوقات مردم طرفدار کسی می شوند که مورد تحقیر منتقدان قرار گرفته است و گاهی برعکس.
برخی از منتقدان ممکن است منفورترین هنرمند را تحسین کنند و خشم عمومی را برانگیزند. شاید به این دلیل باشد که در دنیای هنر تعریف روشنی از هنر خوب و بد وجود ندارد. تعاریف هنر بالا و پایین یا هنر خوب و بد بسیار مبهم است و این امر گاهی به جنجالی ترین هنرمندان فرصت دستیابی به موفقیت تجاری را می دهد.
غیرممکن فیزیکی مرگ در ذهن یک مرد زنده اثر دیمین هیرس، 1991
دیمین هرست هنرمند معاصر بریتانیایی یکی از مشهورترین، موفق ترین و در عین حال منفورترین هنرمندان امروزی است. او اغلب به تجاری سازی هنر و تاکید بر ارزش مالی به جای ارزش هنری متهم شده است. مضامین اصلی هنر هرست ناپایداری و ناپایداری است. با این حال، این هنرمند به دلیل روش های بحث انگیزی که برای کشف این مضامین استفاده می کند، خشم دیگران را برانگیخته است.

دیمین هرست با مجموعه نقاشی هایش که فقط از نقاط رنگی تشکیل شده است، 2021
معروفترین و شناختهشدهترین اثر دیمین هرست، «عدمممکن فیزیکی مرگ در ذهن یک مرد زنده»، شامل یک کوسه مرده است که در فرمالدئید در یک مخزن شیشهای نگهداری میشود. بسیاری از منتقدان و بازدیدکنندگان گالری این اثر را منزجر کننده و بی معنی می دانند. آنها معتقدند که هرست به جای بیان هنری با کیفیت، بر ضد ارزش تکیه می کند. جدای از ویژگی های زیبایی شناختی مشکوک این اثر، کوسه هیرست نگرانی هایی را در میان فعالان حقوق حیوانات نیز برانگیخته است.
در ابتدا، هرست یک کوسه را به یک ماهیگیر استرالیایی سفارش داد که آن را به لندن فرستاد. با وجود مقدار فرمالدئید استفاده شده، کوسه در طول نمایش شروع به پوسیدگی کرد و نیاز به تعویض داشت. در ابتدا، کارکنان گالری پوست کوسه را جدا کردند و پوست آن را روی یک کوسه فلزی کشیدند، اما هیرس از نتیجه راضی نشد و دستور داد حیوان دیگری را گرفته و بکشند. این نه اولین و نه آخرین باری بود که دیمین هرست از حیوانات مرده برای ساخته های خود استفاده می کرد. به طور کلی، طبق تحقیقات مستقل، او از صدها موجود مختلف از جمله گاو، اسب، گورخر و پروانه استفاده کرد و آنها را برای نمایش در آثارش در طول چندین دهه زندگی حرفه ای خود کشت. اشتیاق او به هنر دیجیتال، ارزهای رمزنگاری شده و توکنهای غیرقابل تعویض (NFT) همچنین نگرانیهایی را در میان کسانی که با تجاریسازی هنر و کاهش حس شایستگی هنری دست و پنجه نرم میکنند، ایجاد کرده است.
2. جف کونز: مخترع اسباب بازی ها و حیوانات بادکنکی

سگ بالن اثر جف کونز، 1994
جف کونز، هنرمند آمریکایی، خود را وارث مارسل دوشان و اندی وارهول میداند و اشیاء روزمره را بازسازی میکند و به دلیل سبک کاری خود نگرانیهایی را در مورد اصالت هنری ایجاد میکند. او به سبک وارهول، خلق آثار هنری خود را به دستیارانش در استودیو می سپارد. معروفترین آثار او سگهای بادکنکی نورانی هستند که تضاد بین مادیت ممکن و واقعی، وزن، قیمت و اهمیت را بررسی میکنند. به گفته کونز، درگیری او با اسباب بازی ها و حیوانات عروسکی به طور همزمان نشان دهنده ساده لوحی کودکانه و تمایلات جنسی بزرگسالان است که در حال کاوش در جهان و گوشه های تاریک روان است.

مجسمه جف کونز و خرگوشش
با این حال، با وجود اینکه کونز مورد علاقه میلیون ها نفر است، او یکی از منفورترین هنرمندان جهان است. او دائماً به خاطر سبک کتک و خودفروشی بی شرمانه اش مورد حمله قرار می گیرد که گاهی اوقات به تصاویر جنسی متکی است. در ظاهر، هنر کونز تا حد بیتفاوتی غیرسیاسی است. بسیاری از منتقدان کونز را متهم کردند که بدون در نظر گرفتن پیامدهای سیاسی یا اخلاقی آثارش، نیازهای مجموعهداران و دلالان هنری ثروتمند را برآورده میکند.
3. مارگارت کین: نقاش کودکان چشم درشت

مارگارت کین اجازه ورود به سگ را ندارد
مارگارت کین نقاشی بود که در یک محیط مذهبی محافظه کار بزرگ شد و در یکی از بزرگترین رسوایی های هنری قرن گذشته به شهرت رسید. برای بیش از یک دهه، همسرش، والتر کین، با نسبت دادن نقاشیهای مارگارت از کودکان غمگین و چشمهای گشاد، نامی برای خود دست و پا کرد. والتر که چیزی از نقاشی نمی دانست، ادعا کرد که این کودکان را در سفری به اروپای پس از جنگ دیده است. او به مردم گفت که از درد و جراحات وارده به کودکان شوکه شده است.
والتر به شدت خودمحور بود و خود را بزرگترین نقاش چشم پس از ال گرکو میدانست و خود را در ردیف استادان بزرگ گذشته مانند میکل آنژ و لئوناردو داوینچی قرار میداد. در حالی که والتر در حال تبلیغ نقاشی هایش بود و درآمد هنگفت خود را در مهمانی ها هدر می داد، مارگارت در استودیوی خود پنهان بود و 16 ساعت در روز برای نقاشی آثار جدید کار می کرد. این نقاشی ها بسیار موفق بودند و صدها و هزاران نسخه اصلی و چاپی فروخته شد.

مارگارت و والتر کین
تنها چند سال پس از جدایی او از کین و نقل مکان به هاوایی بود که مارگارت شهامت صحبت کردن را پیدا کرد. دادگاه ادعای مارگارت را تایید کرد و شهرت او به عنوان خالق اولیه نقاشی های کودکان با چشمان درشت تثبیت شد. علیرغم هیاهوی رسانه ای پیرامون هر دوی آنها، شهرت هنری آنها در میان نهادهای هنری به شدت مورد مناقشه باقی ماند. منتقدان هنری آشکارا از این آثار متنفر بودند و آن ها را خزنده و ترسناک خواندند. آنها همچنین نگران افزایش تعداد مقلدان و شاگردان این آثار بودند. کار کین تحسین کنندگان زیادی را از طبقه متوسط نوظهور آمریکایی که در حومه شهر مستقر بودند به خود جلب کرده بود. با وجود انتقاد متصدیان هنر، اندی وارهول اظهار داشت که هنر کین نمی تواند بد باشد اگر افراد زیادی آن را دوست داشته باشند.
4. ریچارد سرا: مینیمالیست دست کم گرفته شده

طاق کج اثر ریچارد سرا، 1981
مینیمالیسم، علیرغم ماهیت ساده و قابل فهمش، یکی از جنجالی ترین جنبش های هنری در تاریخ هنر باقی مانده است. ریچارد سرا، مجسمهساز آمریکایی، چارچوب مفهومی مینیمالیسم را با ایده آثار مکانمحور ترکیب کرد و رابطه بین مکان و آثار هنری قرار گرفته در آن را بررسی کرد. منبع اصلی الهام برای مجسمه سازی او آثار هنرمند رومانیایی کنستانتین برانکوزی و جنبش ایتالیایی Arte Povera بود که به جای مواد سنتی و گران قیمت بر روی مواد یافت شده ارزان قیمت متمرکز بود. سرا یکی از مهم ترین هنرمندان آمریکایی قرن گذشته است، اما همه تجربیات هنری او مورد استقبال قرار نگرفت.

ریچارد سرا در استودیوی خود
معروف ترین و جنجالی ترین اثر سرا در وسط میدان فدرال شهر نیویورک قرار گرفت. در سال 1981، Serra یک قطعه منحنی به نام Tilted Arc ساخت تا در میدان یک منطقه تجاری قرار گیرد. این اثر هشت سال آنجا ماند. هدف از ساخت این مجسمه بازسازی نحوه تعامل مردم با فضا و تغییر الگوهای روزانه آنها بود. اما کادر اداری اشتیاق چندانی برای این کار نشان ندادند.
پانل 120 فوتی از فولاد پوشیده شده با زنگ زدگی مسیرهای پیاده روی عادی را که ساکنان محلی استفاده می کردند مختل کرد و آنها را مجبور به پیاده روی مسافت های طولانی تری کرد. خیلی ها معتقد بودند که این اثر با مسدود کردن دید خیابان ها و ساختمان های اطراف، فضا را از نظر زیبایی شناختی خراب کرده است. پس از هشت سال مبارزه قانونی، مجسمه برداشته شد و در انبار هنرمند قرار گرفت. سرا که از نتیجه راضی نبود، اظهار داشت که هرگز این اثر را به نمایش نخواهد گذاشت زیرا فقط برای فدرال پلازا ساخته شده است.
5. بنکسی: معروف ترین یاغی دنیای هنر

نقاشی دیواری در بورودیانکا، اوکراین توسط بنکسی، 2022
بنکسی نیازی به معرفی ندارد. او یکی از مشهورترین هنرمندان قرن و مسلماً مشهورترین هنرمند خیابانی است. با این حال، او از همان روزهای ابتدایی هم مورد علاقه و هم منفور بود. یکی از ویژگی های کلیدی شخصیت بنکسی ناشناس بودن نسبی اوست. او هرگز در انظار عمومی ظاهر نمی شود و گروهی از نمایندگان به امور او رسیدگی می کنند. با این حال، سال ها است که شایعاتی در مورد هویت واقعی او وجود دارد و مصاحبه هایی که اخیرا درز کرده برخی از آنها را تایید کرده است. مردم حدس می زدند که هویت واقعی او یک سلبریتی یا یک هنرمند بریتانیایی کمتر شناخته شده است.

عکس احتمالی بنکسی از مصاحبه در سال 2003
آثار بنکسی را می توان در نقاط مختلف جهان یافت. آثار هنری خیابانی او معمولاً به رویدادهای سیاسی جاری از سراسر جهان مربوط می شود. به گفته این هنرمند، او می خواهد پیام های ضد سرمایه داری و ساختارشکنانه منتشر کند. او همچنین می خواهد از تعصب و ریاکاری دنیای هنر و نخبگان انتقاد کند. با این حال، در پشت نمای سرکش این آثار، بسیاری از منتقدان میل نه چندان پیچیده او را برای پذیرفته شدن توسط همان نهادی که بنکسی به سخره می گیرد، می بینند. هنر بنکسی در حراجی ها به قیمت های بالا به فروش می رسد، بنابراین مهم نیست زیرا او در خدمت و بهره مندی از سیستم تجاری مشابه سایر هنرمندان معاصر است. بنابراین، شورش به ظاهر رادیکال او هیچ جایگزین واقعی ارائه نمی دهد. در عوض، سیستمی را که قصد نابودی آن را دارد، تقویت می کند.