دهم آبان ماه خبر درگذشت حمید علیدوستی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران منتشر شد. خانه سینما، خانه هنرمندان و جمعی از اهالی فوتبال و سینما با خانواده وی ابراز همدردی کردند.
علاوه بر پیام های تسلیت، برخی اکانت های کانال ایکس بار دیگر به مواضع سیاسی دخترش ترانه علیدوستی پرداخته و مطالب توهین آمیزی منتشر کردند. گزارشهای منتشر شده در مورد این واکنشها به تعدادی از حسابهای کم حاشیه اشاره دارد که خود را حامیان سلطان نشین معرفی میکنند. دامنه این حملات و ارتباط احتمالی حساب ها با سازمان های سیاسی مشخص نشده است.
واکنش های این چند روز بحثی را که زمستان گذشته و پس از اکران مستند «ترانه» مطرح شده بود، زنده کرد. در آن زمان موضوع بحث روایت علیدوستی از اعتراضات سال 1401 و تصمیم او برای بازگشت به سینما بود. این بار نه از مصاحبه و نه از مواضع جدیدش خبری نبود. درگذشت پدرش نام او را دوباره بر سر زبان ها انداخت و همین جنجال های سیاسی نیز در واکنش ها مطرح شد.
از مستند تا جدال بر سر روایت اعتراضات
ترانه علیدوستی در پاییز 1401 تصویری از خود بدون حجاب منتشر کرد که در آن شعار «ذن، زندگی، آزادی» به زبان کردی دیده می شد. چند هفته بعد به اعدام محسن شکاری اعتراض کرد. وی در 5 آذرماه بازداشت و در 23 آذر همان سال با قرار وثیقه آزاد شد. سه سال بعد پگاه آهنگرانی در مستند «ترانه» این دوران را از زبان خودش روایت کرد.
علیدوستی در این فیلم گفت که به شرط رعایت حجاب آمادگی بازگشت به بازیگری را ندارد. سومین مستند در آذرماه 1404 پخش شد. برآورد منتشر شده توسط جماران، بیش از 100000 پست و بازنشر درباره این فیلم را در فاصله زمانی سوم تا هفتم آذرماه حکایت می کند.
این رقم شامل تمام واکنش ها بود. از استقبال و بازنشر قسمت هایی از فیلم گرفته تا انتقاد و حمله شخصی. بررسی جماران نشان داد که در روزهای اول واکنش های تحسین آمیز شدیدتر بود و با ادامه بحث، لحن تقابلی بیشتر شد. تعدادی از کاربران سلطنت طلب نیز در همین دوره به جمع منتقدان علیدوستی پیوستند. برخی از نقدها مربوط به خود مستند بود. به عنوان مثال برخی روزنامه ها به نحوه روایت فیلم و تصویری که از علیدوستی ارائه کرده بود اعتراض داشتند.
در بخشی از واکنش های هواداران سلطانی به مواضع سیاسی این بازیگر پرداخته شد.
انتساب او به جریان اصلاح طلبی یا ادعای مطرح شدن چهره هایی مانند او ناشی از یک «پروژه» سیاسی بحث را از محتوای فیلم دور کرد. این اتهامات به علیدوستی مستند نیست، اما نشان می دهد که چرا حتی روایت شخصی او از اعتراضات به موضوعی سیاسی برای برخی کاربران تبدیل شده است.
فاصله همراهی با اعتراضات و حمایت از یک جنبش
علیدوستی در این مستند از دستگیری، تجربه زندان و تصمیمش برای فعالیت در سینما صحبت کرد. او مواضع خود را به برنامه هیچ سازمان سیاسی یا نامزدی برای رهبری اپوزیسیون ربط نداد. در همان دوره رضا پهلوی خود را آماده رهبری اعتراضات و رهبری دوره انتقالی معرفی کرده بود. این تفاوت فی نفسه نیازی به مخالفت ندارد. وقتی بخشی از طرفداران یک روند، همسویی با آن را معیاری برای اعتبار سایر چهره ها بدانند، تفاوت به حمله شخصی می رسد. در مورد علیدوستی، سابقه دستگیری و مشارکت مردمی او در اعتراضات مانع از آن نشد که برخی اکانت ها انگیزه او را زیر سوال ببرند. برای درک این بخش از واکنشها، فاصله علیدوستی از صفبندیهای سیاسی، توضیح واضحتری نسبت به تفاوت فیلم میدهد. این رویکرد به علیدوستی محدود نمی شود. توماج صالحی در دی ماه 1404 نیز از توهین و تخریب شخصیت بخشی از سلطنت طلبان انتقاد کرد و بعداً عدم حمایت از آن جریان را محوری برای حمله به او دانست.
عزاداری و بازگشت یک اختلاف قدیمی
در روزهای پس از درگذشت حمید علیدوستی، واکنش به توهین ها بخشی از بحث شد. مجتبی نجفی، تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی بر رسم احترام به خانواده داغدار تاکید کرد و شادی صدر از فعالان حقوق زنان به طولانی شدن مناقشه سیاسی به روزهای عزا اعتراض کرد. در عین حال گزارش هایی درباره همین واکنش ها یادآور می شود که تعدادی از حساب های مورد نظر هویت مشخصی ندارند. بنابراین می توان از وقوع توهین و بازگشت دعوای قبلی بدون در نظر گرفتن چندین حساب به نمایندگی از کل جریان نوشت. علیدوستی زمستان سال گذشته جلوی دوربین نشست و از تصمیم خود برای ادامه کار گفت; آبان ماه امسال، خبر درگذشت یکی از پیشکسوتان فوتبال ایران، نام او را بر سر زبان ها انداخت. با وجود تفاوت این دو موقعیت، برخی از واکنش ها به مواضع سیاسی او بازگشت. این تکرار نشان می دهد که دامنه دعوا از مستند فراتر رفته است: برای تعدادی از حامیان سلطان نشین، رابطه علیدوستی با جریان سیاسی مورد حمایت آنها حتی در واکنش به خبر مرگ پدرش نیز همچنان محل بحث بود.