در این سکانس تأثیرگذار از آخرین قسمت از فصل اول سریال «بامداد خمار»، مراسم ازدواج رحیم نجار و محبوبه با حواشی زیادی همراه است. زمانی که داماد مبلغ دو هزار و پانصد تومان مهریه را اعلام کرد، مادر رحیم که از خانواده ای فقیر است با شنیدن این رقم شوکه شد و با اعتراض و فریاد به این مبلغ بالا واکنش نشان داد.
نگاه های متعجب و خیره مادر رحیم به در و دیوار خانه مجلل، بازتابی از اختلاف طبقاتی عمیق دو خانواده است که تا به حال چنین محیطی را تجربه نکرده بودند. رحیم نجار که در این شرایط در عذاب است مدام سعی می کند با الفاظ آرامش بخش مادرش را کنترل کند و از افزایش تنش جلوگیری کند.
با همه این تنش ها و اعتراض ها بالاخره خطبه عقد صادر می شود اما حواشی به پایان نمی رسد. نقل قول های مادر رحیم بعد از خطبه و رفتار ساده و ساده لوحانه او به نفع خواهر محبوب و اطرافیانش نبود و نگاه های انتقادی آنها را به دنبال داشت.
خلاصه داستان خماری صبحگاهی
فصل دوم سریال «بامد خمار» آغاز شده و این عاشقانه جذاب بار دیگر سرنوشت شخصیت هایش را برای مخاطب به ارمغان آورده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می شود. یکی در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی و دیگری در دهه 1360 همزمان با سال های جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت عشق ممنوع و طبقاتی بین دختری از خانواده اشرافی و جوانی از طبقه پایین است. عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه مواجه است. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ خاله راوی به جوانی از طبقه پایین به شکستی دردناک ختم شد و در زمان حال، دختر خردسال خانواده نیز همین راه را در پیش گرفته است.
حالا با شروع فصل دوم داستان وارد مرحله حساس تری شده است. محبوبه همچنان چشم به راه رحیم است و تصمیمات او در کنار فداکاری منصور و اتفاقات پیش رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند تا ببینند بالاخره این عشق ماجراجویانه به هم می رسد یا بار دیگر سرنوشت و اختلاف طبقاتی عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا می کند.