سریال پرطرفدار «بامد خمار» در آخرین دقایق فصل اول خود با به تصویر کشیدن یکی از دراماتیک ترین و تلخ ترین لحظات تماشاگران را شگفت زده کرد. سکانس خداحافظی محبوبه با پدر سخت گیر و قدرتمندش تجسم عینی شکاف عمیق بین سنت، لجاجت و عشق ممنوع است. این سکانس توانسته اوج عواطف انسانی، غرور جریحه دار پدر و دلشکستگی دختری را که در مسیری ناشناخته قدم می گذارد را به نمایش بگذارد.
پدر محبوبه که از ابتدا تا انتها با ازدواج دخترش با رحیم نجار مخالف سرسخت بود، با لحنی قاطع و گزنده در این وداع تلخ ظاهر می شود. دعای خوب و بدش را در هم می آمیزد تا بار سنگین ندامت و پشیمانی را بر دوش معشوق بگذارد. نگاه های سرد و سخنان بی رحمانه پدر ثابت می کند که او به هیچ وجه حاضر نیست این انتخاب را ببخشد.
اوج درام این سکانس زمانی اتفاق می افتد که پدر شرایط سخت و پیمان های تلخ خود را به محبوبه دیکته می کند. اینکه دیگر حق ندارد نام پدرش را به زبان بیاورد و پا به عمارت مادرش بگذارد. معشوق با چشمانی گریان و دلی شکسته این دستورات را می پذیرد تا بهای عشق جنجالی خود را بپردازد. این خداحافظی غیرقابل بازگشت پایانی پر التهاب را برای فصل اول رقم زد که برای مدت طولانی در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند.
خلاصه داستان خماری صبحگاهی
فصل دوم سریال «بامد خمار» آغاز شده و این عاشقانه جذاب بار دیگر سرنوشت شخصیت هایش را برای مخاطب به ارمغان آورده است. داستان در دو خط زمانی موازی روایت می شود. یکی در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی و دیگری در دهه 1360 همزمان با سال های جنگ ایران و عراق.
محور اصلی روایت عشق ممنوع و طبقاتی بین دختری از خانواده اشرافی و جوانی از طبقه پایین است. عشقی که در هر دو دوره تاریخی با موانع اجتماعی، تعصبات طبقاتی و ساختار مردسالارانه مواجه است. در خط داستانی گذشته، عشق تلخ خاله راوی به جوانی از طبقه پایین به شکستی دردناک ختم شد و در زمان حال، دختر خردسال خانواده نیز همین راه را در پیش گرفته است.
حالا با شروع فصل دوم داستان وارد مرحله حساس تری شده است. محبوبه همچنان چشم به راه رحیم است و تصمیمات او در کنار فداکاری منصور و اتفاقات پیش رو، سرنوشت این عاشقانه را پیچیده تر از همیشه کرده است. حالا همه منتظرند تا ببینند بالاخره این عشق ماجراجویانه به هم می رسد یا بار دیگر سرنوشت و اختلاف طبقاتی عاشقان «بامداد خمار» را از هم جدا می کند.