این مقبره اتروسکی متعلق به قرن پنجم قبل از میلاد، که به عنوان مقبره شیاطین آبی شناخته می شود، اکنون با استفاده از اندازه گیری های صوتی، مدل سازی سه بعدی و هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که معماری و تصاویر آن یک محیط حسی ایجاد کرده است که تفاوت قابل توجهی با مقبره نقاشی شده دیگری در تارکینیا، مقبره خروس دارد.
Mauricio Forte از دانشگاه دوک و Jacqueline K. Ortolwa از دانشگاه آکسفورد دو مقبره قرن پنجم قبل از میلاد در قبرستان Monterozzi در تارکینیا، ایتالیا را بررسی کردند: مقبره خروس و مقبره شیاطین آبی. محققان به جای اینکه نقاشی های دیواری را صرفاً به عنوان تصاویری برای تفسیر ببینند، سؤال متفاوتی پرسیدند: واقعاً چه حسی داشتیم که در طی مراسم تدفین اتروسکی وارد این فضاهای زیرزمینی شویم؟
نتایج نشان دهنده وجود دو محیط کاملا متفاوت است. به نظر می رسد مقبره خروس کوچکتر بازدیدکننده را در یک مسیر بصری نسبتاً کنترل شده هدایت می کند، در حالی که مقبره بسیار بزرگتر شیاطین آبی پژواک های طولانی، نور محدود و تصاویر ناراحت کننده را ترکیب می کند. ترکیبی که احتمالاً می تواند باعث سردرگمی شود و در برخی شرایط حالتی حسی شبیه به خلسه ایجاد کند.
مقبره ای با آکوستیک فضایی عظیم
غیر معمول ترین نتایج مربوط به مقبره شیاطین آبی است که مربوط به حدود 450-420 قبل از میلاد است. اندازهگیریهای صوتی نشان داد که بخشهایی از اتاق تدفین زمانهای طنین غیرمعمول طولانی دارند و برخی از این مقادیر با پژواکهای ثبتشده در فضاهای کلیسای جامع بزرگ مانند کلیسای جامع سنت پل در لندن قابل مقایسه است. بیشترین میزان اکو در قسمت های انتهایی و چپ اتاق مشاهده شد. همان جایی که صحنه های بزم و حرکت دسته جمعی روی دیوارها نقش بسته است.
در دیوار انتهایی که شامل صحنه ضیافت مقبره است، محققان زمان پژواک معادل 7.52 ثانیه در فرکانسهای 125 هرتز و کمتر ثبت کردند. صداهای فرکانس پایین با گفتار عادی متفاوت است. این صداها علاوه بر شنیده شدن در بدن نیز قابل احساس هستند و طنین مداوم آنها ممکن است تشخیص منبع صدا را دشوار کند. در فضای تاریک زیرزمینی که موسیقی، صدای انسان یا سازهای ریتمیک طنین انداز میشد، چنین تأثیری میتوانست بسیار شدید باشد.
این مقبره امکان انتقال صدا بین اتاق دفن و راهرو ورودی را نیز فراهم می کرد. در بررسی ها مشخص شد که صدای مکالمه ای که در خارج از اتاق ایجاد می شود به وضوح از داخل شنیده می شود و صداهای ایجاد شده در داخل نیز می تواند به بیرون منتقل شود. بنابراین محققان بر این باورند که صدای طبل، سازهای کوبهای، آواز و گفتار زن و مرد و دیگر صداهای آیینی میتواند در سرتاسر ساختمان به حرکت درآید و مرز بین داخل و خارج را تا حدودی از بین ببرد.
شیطان آبی “تله بصری”
صدا تنها بخشی از این تجربه بود. تجزیه و تحلیل کامپیوتری برجستگی بصری نشان داد که تصویر شیطان آبی معروف مقبره که به طور برجسته روی دیوار سمت راست نقاشی شده است، قوی ترین نقطه توجه بصری در سراسر اتاق است. رنگ غیرمعمول، موقعیت مرکزی و حالت تهدید آمیز این موجود باعث شده است که آن را از سایر تصاویر اطراف خود متمایز کند.
محققان این چهره را نوعی “تله بصری” توصیف می کنند. فردی که در فضای آرامگاه حرکت می کند ممکن است دقیقا در نقطه ای که ویژگی های صوتی فضا نیز تغییر کرده است با این موجود روبرو شود. بر اساس این تحقیق، ترکیب شوک بصری، کاهش توانایی درک گفتار و مشکل در شناسایی محل تولید صدا میتواند لحظهای از عدم اطمینان یا ترس شدید ایجاد کند.
البته، این بدان معنا نیست که یک بازدیدکننده اتروسکی لزوماً همان واکنشی را که یک انسان مدرن نشان میدهد، نشان میدهد. این تحقیق ادعا نمی کند که قادر به بازسازی مستقیم افکار یا احساسات انسان های باستانی است. بلکه با استفاده از ویژگیهای قابل اندازهگیری مقبره از جمله هندسه، رنگ، تضادهای بصری، رفتار صوتی و شرایط نوری احتمالی، سعی در مدلسازی فشارهای حسی که معماری این فضا میتواند بر بدن و ادراک انسان وارد کند، است.
از مشاهده تا ترس و غوطه ور شدن حسی
محققان یک مدل سه مرحله ای برای حرکت در مقبره شیاطین آبی پیشنهاد کرده اند. در نزدیکی ورودی و صحنه حرکت تودهای، محیط احتمالاً بازدیدکننده را در ابتدا به تماشای نسبتاً آرام دعوت میکرد. هنگامی که فرد به سمت دیواری می چرخد که روی آن شیطان آبی رنگ شده است، شوک بینایی و اختلال شنوایی می تواند هوشیاری و تنش را افزایش دهد. سپس، در قسمتهای عمیقتر مقبره، منطقهای که پژواک بسیار قوی داشت و صحنه ضیافت در آن قرار میگرفت، ممکن بود فضای فراگیرتری ایجاد کند.

تجربه ای کاملا متفاوت در مقبره خروس
مقایسه با مقبره خروس غیرعادی بودن مقبره شیاطین آبی را بیش از پیش آشکار می کند. هر دو ساختمان تقریباً مربوط به یک دوره هستند و صحنه های مربوط به موسیقی و ضیافت در هر دو دیده می شود، اما ویژگی های صوتی و فضایی آنها بسیار متفاوت است.
در داخل قبر خروس، زمان اکو اکثر فرکانس ها حدود یک تا یک و نیم ثانیه بود. راهروی ورودی باریک، اتاق تدفین نسبتاً کوچک و نحوه چیدمان تصاویر به نظر می رسد که توجه بازدیدکننده را به تدریج به سمت فضای نقاشی شده سوق می دهد، بدون اینکه بر صدا غلبه کند. محققان این آرامگاه را محیطی بصری، آیینی و کنترل شده می دانند. در مقابل، Tomb of the Blue Devils محیطی غوطهورتر و بالقوه ناراحتکنندهتر دارد.
آیا مقبره شیاطین آبی اساساً یک فضای آیینی بود؟
این تحقیق احتمال جالب دیگری را مطرح می کند: شاید مقبره شیاطین آبی تنها محل دفن نبوده است.
در حفاری ها بقایای حیواناتی مانند سگ، خوک، بز و اسب در راهروی ورودی کشف شد و شواهدی نیز به دست آمد که نشان می دهد قربانی کردن حیوانات یا سایر فعالیت های آیینی در بیش از یک مرحله در این مکان انجام می شده است. در عین حال، محققان به فقدان شواهد روشن از دفن کامل انسان در داخل اتاق و وجود تنها مقدار محدودی از بقایای سوخته انسان اشاره می کنند. مشخصات معماری کف نیز نشان می دهد که مقبره پس از ساخت اولیه دستخوش تغییراتی شده است.
در مجموع، این شواهد نشان میدهد که این مقبره برای مدت طولانی به عنوان مکانی برای مراسم تدفین، مراسم اجدادی یا گردهماییهای یادبود مورد استفاده قرار میگرفت. نویسندگان در ارائه این تفسیر محتاط هستند و آن را فرضیه ای می دانند که نیاز به بررسی بیشتر دارد، اما آکوستیک غیرمعمول و تصاویر خاص مقبره به این معنی است که این احتمال را نمی توان به سادگی نادیده گرفت.