تقریبا یک ماه پیش اولین قسمت از سریال «بدنام» ساخته حامد عنگا به کارگردانی احسان سجادی حسینی روی پلتفرم فیلمیو منتشر شد. آن هم در خلاء کامل اطلاعات و بدون هیچ گونه تبلیغات محیطی، پوستر و تیزر. که حتی با وجود شرایط جنگی برای یک محصول چیز عجیبی بود.
اما قسمت دوم بلافاصله پس از پخش قسمت اول اتفاق افتاد و خیلی زود با شکایت ساترا، دادستانی دستور توقف پخش این سریال را صادر کرد و با گذشت بیش از چهار هفته، «بادنم» همچنان در بازداشت به سر می برد و خبری رسمی از سرنوشت آن منتشر نشده است.
تعداد روزهای تعلیق «بدنام» و حل نشدن مشکل در کنار مبهم بودن دلیل توقف سریال، در بین آثار سال های اخیر بی سابقه است. هر چند گفته شده دلیل بازداشت «بادنم» عدم صدور پروانه نمایش از سوی ساترا است. همان دلیل اصلی و آشنا برای ممنوعیت آثار در حوزه پلتفرم ها. اما اینکه چرا ساترا اجازه نمی دهد سوالی بی پاسخ است.
البته طبق اخبار رسمی چند ماه گذشته «بادنم» اثری است که از ساترا پروانه ساخت دریافت کرده است، بنابراین اثری زیرزمینی و غیرقانونی محسوب نمیشود و دلیل اینکه مجوز پخش آن را نمیدهند احتمالاً همان بحث معمول ممیزی نمایشهای بخش خصوصی از سوی مدیران سازمانی تلویزیون در ساترا است. مدیرانی که در حوزه صدا و سیما تحصیل کرده اند و خود باعث فرار بهترین سازندگان نمایش های ایرانی از تلویزیون شده اند، در مورد برخی آثار خارج از تلویزیون هم تصمیم می گیرند.
اما «بادنم» درگیر چه مدل ممیزی است که بعد از یک ماه نه مشکل حل می شود و نه دلیل درستی برای بازداشتش اعلام می شود؟ قسمت اول «بدنام» سرنخهای احتمالی درباره دلایل تعلیق و ممیزی سریال به ما میدهد.
با نگاه دقیق تر به قسمت اول، می توان دو خط قرمز احتمالی را در ذهن مدیران سازمانی تلویزیون در ساترا متصور شد. یکی درباره حدود قانونی و عرفی روابط بین شخصیت های سریال و دیگری درباره برداشت مخاطب از شخصیت احتمالاً منفی داستان به نام حاج ابراهیم با بازی خوب حسن پورشیرازی در نقش تاجری ریاکار و تأثیرگذار. شخصیتی که نمونه هایش را مردم این کشور در بخش های مختلف ندیده اند.
با توجه به جنسیت روابط بین شخصیت ها و رعایت مرزها، سابقه حامد عنقا به عنوان خالق اثر کاملاً مشخص است. روابط عاطفی و عاشقانه در تمامی آثار او مبتنی بر رعایت مسائل عرفی، شرعی و حتی حقوقی است و سکانس های معروفی در مورد رعایت این خطوط و حدود در پربیننده ترین آثار او وجود دارد که از جمله آنها می توان به «پدر»، «آقازاده» و «گناه فرشته» اشاره کرد که در زمان خود بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت و به اصطلاح وایرال شد. پس خیلی بعید است که این سریال از این بابت دچار مشکل شود چرا که صرف نظر از قوانین و خطوط قرمز، خود عنقاعلی نیز در این مسائل قانونمند است.
بحث شخصیت حاج ابراهیم باقی می ماند. آنچه در قسمت اول سریال می بینیم، حاج ابراهیم شخصیتی به ظاهر فاضل و تاجری ثروتمند و با نفوذ است که به نظر می رسد با افراد مشهور معاشرت می کند و عماد به عنوان یک وکیل جاه طلب می خواهد از نفوذ او برای انجام یک معامله بزرگ استفاده کند.
در قسمت اول، حاج ابراهیم سه سکانس مهم دارد که هر کدام بخشی از شخصیت او را تبیین می کند. گفت و گوی صبحگاهی با اسماعیل پسر فعلی اش که در آن از سبک و سیاق پسرش گلایه می کند و او را مایه شرمساری می داند، گفت و گو با عماد درباره منشی شدن خاطرخواه عماد و تاکید شدید او بر شرع و روابط عرفی و گفتگو با یلدا، منشی عماد، در یک قرار شبانه که می خواهد از او خواستگاری کند. دیداری که در آن حاج ابراهیم ابتدا از ازدواج و عشق می گوید، اما وقتی یلدا به سینه اش دست می زند، ماهیت واقعی خود را آشکار می کند.
احتمالاً عنگا در «بادنم» با خلق شخصیت ابراهیم، جدیتر از همیشه به موضوع نفاق پرداخته است و شاید این اقدام مورد پسند بسیاری از کسانی که نان خود را در این مملکت از راه دورویی به دست میآورند خوش نیاید و اتفاقاً برخی از آنها نیز مانند حاج ابراهیم، گاهی چنگ و دندان نشان میدهند. و بعید نیست قسمت اول «بدنام» این زنگ خطر را به آن قشر داده باشد که بخشی از سریال تظاهر و ریا در جامعه را نشانه رفته است.
در زمان پخش سریال «آقازاده» که مهمترین سریالی بود که در سالهای اخیر در حوزه مفاسد اقتصادی و آقازادههای مدرن ساخته شد و در جریان پخش آن موجی بزرگ در بین مردم و مسئولان ایجاد کرد، منتقدان آن مملو از کسانی بودند که بعدها یا خودشان به دادگاههای اقتصادی سر زدند یا در محکومیت و حیرت انبوه این مفسدان اقتصادی به دادگاهها و شخصیتها رفتند.
با توجه به حاشیههایی که ممکن است شخصیت حاج ابراهیم در میان هموطنان خود ایجاد کند، در حالتی خوشبینانه، شاید مدیران سترا بر اساس عادت اکثر مدیران فرهنگی در مواجهه با حاشیهسازی، به جای پشت سر گذاشتن خالق اثر، محافظهکاری همیشگی خود را انجام دادهاند و نشان نمیدهد که این امر راز پنهانی ندارد. فساد و پیامدهای آن مانع از رشد آن در جامعه می شود. و این حالت خوش بینانه او بود که ناشی از محافظه کاری و عدم اعتماد به نفس در مدیریت بود. اما در مورد بدبینی چطور؟ شاید ماجرای آینه شکستن یک اشتباه باشد و شاید با توجه به استقبال از قسمت یک سریال و نقدهای مثبتی که درباره آن منتشر کرده اند، تلاش دیگری از سوی مدیران تلویزیون برای انحصار توجه به صدا و سیما و جلوگیری از رشد و دیده شدن آثار بخش خصوصی در این شرایط خاص باشد. ضمن اینکه حجم اخبار تولید شده و توجه به «بادنم» با این یک قسمت و بدون تبلیغات بیشتر از کل سریال های نوروزی امسال در بین مردم و رسانه ها بود.
در هر صورت در این شرایط و با هجمه رسانه ای و محتوای کاملاً با محتوای جنگ، شاید یک ملودرام عاشقانه ای که «بدنام» ادعا می کند بتواند کمی از اضطراب روحی مردم بکاهد. همانطور که خیلی ها هنوز به یاد دارند، در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق، ماندگارترین درام های ما در سینما و تلویزیون همان هایی بود که از عشق در درون و بیرون صحبت می کرد.