وریا غفوری؛ کنشگری اجتماعی که پایگاه هواداری او در حال بازتعریف است

وریا غفوری؛ کنشگری اجتماعی که پایگاه هواداری او در حال بازتعریف است

نقطه عطف این تغییر را می توان در داستان «دختر آبی» و مواضع صریح او مشاهده کرد. جایی که غفوری سکوت نکرد، بلکه با همراهی و همدلی خود را در کنار افکار عمومی قرار داد. این رویکرد پایه های جدیدی را برای محبوبیت او ایجاد کرد. محبوبیتی که دیگر فقط فوتبال نبود.

بعدها و به ویژه در سال 1401 این روند به اوج خود رسید. همدردی او با اعتراضات و دوری از جریان رسمی فوتبال باعث شد عملا از ساختار رسمی کنار گذاشته شود. اما پارادوکس داستان اینجاست: با افزایش محدودیت ها و محرومیت ها، سرمایه اجتماعی او نیز افزایش یافت. غفوری نماد نوعی «فوتبالیست معترض» شد. چهره ای که برای بخشی از جامعه صدای بی صداها محسوب می شد.

اما تحولات بعدی نشان داد که این سرمایه اجتماعی پایدار نیست. پس از اعتراضات دی ماه 1404 و حواشی جشن گلریزان، برخی چهره های رسانه ای مانند مزدک میرزایی و محمد تقوی واکنش تند و غیراخلاقی نشان دادند. این نکته را می توان آغاز مرحله جدیدی در تقابل افکار عمومی با غفوری دانست. جایی که دیگر اجماع قبلی وجود نداشت و شکاف هایی در میان هوادارانش دیده می شد.

حضور اخیر او در جمع بازماندگان فاجعه میناب و ابراز همدردی مستقیم او بار دیگر توجه او را به خود جلب کرد. این اقدام نشان داد که غفوری همچنان در مسیر گذشته حرکت می کند: فعالیت اجتماعی، حضور در رویدادها و تلاش برای حفظ ارتباط با لایه های مختلف جامعه. اما واکنش ها به این اقدام هم بالا بود و نشان داد که هواداران او در حال بازتعریف است.

روی هم رفته، وریا غفوری امروز بیش از یک فوتبالیست، به یک «پدیده اجتماعی» قابل مطالعه تبدیل شده است. سیر تحول مواضع او و تغییر واکنش های جامعه به این مواضع نشان می دهد که رابطه سلبریتی ها و افکار عمومی در ایران رابطه ای سیال و پیچیده است. ترکیب هواداران غفوری مدام در حال تغییر است. برخی به او وفادار مانده اند، برخی از خود فاصله گرفته اند و برخی فقط به او توجه می کنند. این پویایی، غفوری را به سوژه ای جذاب برای تحلیل های اجتماعی و رسانه ای تبدیل کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *