هوشنگ گلمکانی در واکنش به مهاجرت محمدرسول اف نوشت: هنوز به حرفهای امیر نادری درباره بهرام بیضایی و گریه او با موضوع غربت ارسن ولز (که در یکی از پستهای قبلی آمده) فکر میکردم که خبری با عکسی از کیمیا علیزاده دیدم که با پرچم بلغارستان. در مسابقههای تکواندوی اروپا برنده مدال شده است.
به دوست و همکارم که این خبر را با حسرت گفتم، گفت کجای کاری؟ امسال در تیم پناهندگان در المپیک پاریس، بیشترین تعداد اعضای تیم (چهارده نفر) ایرانی هستند. و تازه اینها بجز ورزشکارانی هستند که با پرچمدار دیگر در المپیک شرکت میکنند.
بنابراین شنیدن خبر از کشور رفتن محمد رسولاف از هم جای تعجب ندارد. آدمها، بهخصوص هنرمندان، آنجا را بر خود تنگ میبینند، میروند.
حتی اگر ندانند چه در انتظارشان است. ویدئوی کوتاه کوهستان سنگی که گویا رسولاف با عبور از آن از مرز گذشته، توصیف سینمایی مینیمال عبور از سنگلاخ است. تاریخ معاصر، و پیش از معاصر، حکایتهای فراوان از این گونه مهاجرتها دارد.
تاسف آنجاست که اصحاب قدرت از این اتفاقها استقبال میکنند، انگار که رفع مزاحمت میشود.