هیچ سیاست روشنی بر دستگاه عریض‌ و طویل صدا و سیما حاکم نیست/ تلویزیون تبدیل به سازمانی آشوب‌‌زا و کج‌‌کارکرد شده است

هیچ سیاست روشنی بر دستگاه عریض‌ و طویل صدا و سیما حاکم نیست/ تلویزیون تبدیل به سازمانی آشوب‌‌زا و کج‌‌کارکرد شده است

احمد زیدآبادی ، فعال سیاسی اصلاح طلب ، در یادداشتی در شبکه NASIM در مورد تمسخر ولیعهد عربستان سعودی و فیصل بن فراهان در شبکه نسیم نوشت:

حکایات خواسته های جامعه بارها و بارها داستان توضیحات چرخ است. در واقع ، ما باید از ابتدا شروع کنیم. از زمان تحقق انسانها می توان این ابزارها را ارائه داد. در پاسخ به عملکرد سیستم وسیع تر شنوایی و بصری ، باید گفت که به جز اطلاعات مناسب ، تجزیه و تحلیل صحیح ، افکار عمومی ، اعتماد به نفس ، فراهم کردن زمینه ای برای رویارویی با آرا ، فراهم کردن زمینه ای برای شکل گیری مناسب از روش های مختلف تفکر و نشان دادن این روش های مختلف.

با این حال ، نگاهی کوتاه به سری عملکرد سمعی و بصری نشان می دهد که راندمان دستگاه در مناطق ذکر شده به صفر رسیده است. در نتیجه ، مردم اخبار و تجزیه و تحلیل اخبار را از طریق فضای مجازی یا از طریق تلویزیون های ماهواره ای دنبال می کنند.

بنابراین می توان گفت که دستگاه سمعی و بصری تاکنون به شکلی عمل کرده است که منجر به انتقال اقتدار رسانه ای از خارج شده است. چه چیزی باعث امنیت سیستم سیاسی نیز شده است. مشکلات امنیتی برای ایجاد یک سری شکاف ها در داخل است. از آنجا که اخبار و تجزیه و تحلیل توسط مردم پذیرفته شده است ، منبع رسانه ها ، نه رسانه های داخلی ، بلکه رسانه های خارجی. اتخاذ این اخبار و تحلیل توسط جامعه توانایی انجام هرگونه اقدام مؤثر در داخل کشور را از دست می دهد.

همانطور که می دانید یکی از کارکردهای رسانه های عمومی و شبه دولت تصمیم گیری دشوار است. زیرا تصمیم گیری در حوزه حاکمیت دشوار است. بنابراین حاکمان باید از مزایای تصمیمات خود مطلع شوند و در مورد دستاوردهای مثبت طولانی مدت آن به مضرات خود برای ترغیب افکار عمومی صحبت کنند. سرانجام ، فقدان دستگاه اطلاعات عمومی مؤثر برای توجیه افکار عمومی در نهایت منجر به فلج ساختار سیاسی می شود.

این دستگاه به جای ایجاد آگاهی ، در واقع جعل می کند. به جای افزایش ، فضای آن نشسته و گسترش می یابد ، همبستگی اجتماعی ایجاد می کند و از شکاف های بیشتر جلوگیری می کند. به جای آموزش چگونگی تفکر و انتقاد ، به یک سکو خرافات ، احساسات و احساسات مذهبی و مطبوعاتی از دیدگاههای آخرالزمانی تبدیل شده است. بنابراین صدای آمریکا نه تنها عملکرد اصلی خود را از دست داده بلکه به وسیله ای کج تبدیل شده است که بحران زیادی را ایجاد می کند.

همه اینها نشان می دهد که هیچ سیاست روشنی در مورد سیستم گسترده تر سمعی و بصری وجود ندارد و مقامات این دستگاه به یک نوع خاص از تفکر عادت کرده اند. نوع خاصی از فکر که به نظر من برای سازماندهی نوعی ایدئولوژی برای زمین از زمان دولت اصلاحات شکل گرفته است. این ایدئولوژی ضد تشریفات ، ضد تحمل ، ضد همبستگی و ضد توسعه ، اگرچه در یک هدف خاص تشکیل شده است ، گویی که لانه سازی و تولید مثل روزانه آن است. در حالی که تصمیم ساختار سیاسی عبور از برخی کلیشه ها است ، تولید کنندگان و تولیدکنندگان ایدئولوژی نه تنها از کلیشه ها عبور می کنند. این باعث ایجاد بحران در سطوح مختلف می شود.

این دستگاه به جای ایجاد آگاهی ، در واقع جعل می کند. به جای افزایش ، فضا را عمیق و گسترش می دهد ، همبستگی اجتماعی ایجاد می کند و از شکاف های بیشتر جلوگیری می کند.

این بحران ها به گونه ای است که سیستم مبتنی بر پارادوکس های از پیش ساخته خود بحران است. از آنجا که قبلاً به عنوان معیار مشروعیت تأکید شده است که امروز مشخص است که آنها نه تنها درست هستند ، بلکه این سیستم نیز مجبور به رها کردن و عبور آنها است. با این حال ، آنچه که زمانی به عنوان معیار مشروعیت گفته می شود ، هنوز توسط هواداران تأثیرگذار در سیستم سیاسی پذیرفته شده است. ساخت و ساز سیاسی ، همانطور که او فکر می کند این هواداران پایه های اصلی آن هستند ، خود را به ناچار باج می یابد.

نتیجه این باج گیری و باج خواهی تمرکز این طرفداران بر روی سیستم سمعی و بصری است. با این حال ، اگر آنها می خواستند این هواداران را باج خواهی کنند ، باید در مناطق حاشیه ای و حساس تر مستقر شوند. در حقیقت ، در یک نقطه کانونی ، نیروهای باج اکنون با هرگونه تغییر مثبت در کشور مخالف هستند. نیروهایی که این تغییرات را از تریبون یک طرفه خود تقویت می کنند ، باعث تنش می شوند ، خواه فرهنگی ، مذهبی ، اجتماعی ، سیاسی و غیره. نتیجه این مواردی است که در دستگاه گسترده ای از سمعی و بصری ظاهر شده است.

بنابراین وقتی دستگاه کج می شود ، این موارد تکرار می شود. آیا اراده ای برای تکرار آن وجود دارد یا خیر. اگرچه ممکن است در زمینه های خاص قوانین و قوانین موردی وجود داشته باشد ، اما ده ها منطقه دیگر وجود دارد که می تواند بستر تشنج باشد. از جمله تحریک قومی و مذهبی یا تقویت دوقلوهای دروغین در سطح جامعه و توهین به منتقدین ، ​​مخالفان و غیره.

تقریب مذاهب دارای تاریخ طولانی است و صرفاً مبتنی بر منافع زودگذر ، از جمله وحدت مسلمانان علیه دشمنانشان نبود. تقریب ادیان ، اگر قرار باشد به عنوان یک بحث جدی مورد توجه قرار گیرد ، باید پایه های کلامی آن را نیز تشخیص دهد تا بتواند نزدیکی را به همراه آورد. هنگامی که پایه های کلامی کاهش می یابد و هیچ اعتقادی به آنها وجود ندارد ، نوعی ریاکاری شکل می گیرد.

در نتیجه ، اگر در جایی مشاهده شود ، از دسترس منافع زودگذر خارج است که دشمن از آن سوءاستفاده نمی کند. در حالی که خصومت کم است یا جایی برای سوءاستفاده وجود ندارد ، مردم شروع به ابراز قلب خود ، از جمله درگیری شیعه و سنی می کنند. بنابراین ، بحث در مورد بحث به عنوان منافق مطرح می شود. این یکی از مواردی است که باید دقیق تر انجام شود. به طور خاص ، مبانی کلامی آن باید بیشتر ارائه شود.

تنها راه خروج از این وضعیت بازنویسی استراتژی این دستگاه است. به طوری که ساختار کلی این دستگاه انحصار و نیروهای آن تغییر کرده است. اجتناب ناپذیری این تغییر به احتمال زیاد به عنوان جنبه منحصر به فرد دستگاه سمعی و بصری دیده می شود. بنابراین ، راه اندازی یک دستگاه موازی با دستگاه سمعی و بصری ، هم توسط مؤلفه های مختلف سیستم و هم توسط بخش خصوصی امکان پذیر نیست. در صورت عدم وجود چنین دستگاه هایی ، دستگاه سمعی و بصری به یک وسیله منحصر به فرد و منحصر به فرد تبدیل شده است و طبیعی است که هرگونه سوء رفتار کوچک یا بزرگ ، در حالی که دارای بازتاب گسترده ای است ، به عنوان کل سیستم سوء رفتار یا بحران در نظر گرفته می شود.

به عبارت دیگر ، اشتباهات و نقض صدای آمریکا به عنوان اشتباهات و تخلفات شخصی در نظر گرفته نمی شود زیرا در یک دستگاه رسمی تحت سیستم رخ داده است و به همین دلیل در سیستم تعمیم یافته است. با این حال ، به نظر من ، اگر اوضاع در زمینه سیاست خارجی به روال فعلی حرکت کند ، در حالی که شاهد فشار و کاهش فشار در سیاست های داخلی و حرکت در کنار جامعه به سمت همبستگی بیشتر است ، زمان آن رسیده است که سیستم سمعی و بصری دستخوش تغییرات اساسی شود.

در غیر این صورت ، برخوردها و اخراج ها پاسخگو نخواهند بود و اگر امروز نباشد ، نمونه های دیگری را در فردا و فردا خواهیم دید. از آنجا که هر مشکل ساختاری به طور مداوم باعث ایجاد مشکلات زیر می شود و مگر اینکه مشکل ساختاری برطرف شود ، برخوردهای موردی با زیر مشکلات فایده ای ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *