آخرین مطالب

همکاران

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

هلن کلر؛ نویسنده‌ای که در یازده‌سالگی به سرقت ادبی متهم شد!

هلن آدامز کلر در 27 ژوئن 1880 [۷ تیر ۱۲۵۹] او به عنوان یک کودک سالم در توسکومبیا، آلاباما به دنیا آمد. والدین او کیت آدامز کلر و سرهنگ آرتور کلر بودند.

از طرف پدرش، او از نوادگان سرهنگ الکساندر اسپاتسوود، فرماندار استعماری ویرجینیا بود و از طرف مادرش، با تعدادی از خانواده های برجسته نیوانگلند خویشاوندی داشت. پدر هلن، آرتور کلر، کاپیتان ارتش ایالات متحده بود. این خانواده بیشتر ثروت خود را در طول جنگ داخلی از دست دادند و زندگی نسبتاً ساده ای داشتند.

پرتره هلن کلر در کودکی، با سگی سفید روی دامانش (اوت 1887)

پس از جنگ، کاپیتان کلر سردبیر یک روزنامه محلی به نام بود آلابامای شمالی و در سال 1885 در زمان دولت کلیولند به سمت مارشال آلابامای شمالی منصوب شد.

هلن در 19 ماهگی به دلیل یک بیماری ناشناخته، احتمالا سرخجه یا مخملک، شنوایی و بینایی خود را از دست داد. هر چه هلن از نوزادی به کودکی نزدیک تر می شد، رفتار او غیرقابل کنترل تر می شد.

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

هلن کلر چه زمانی با آن سالیوان آشنا شد؟

همانطور که او بارها در بزرگسالی به زندگی خود در 3 مارس 1887 اشاره کرده بود [۱۲ اسفند ۱۲۶۵] تغییر آن روز، آن منسفیلد سالیوان به تاسکومبیا آمد تا معلم او شود.

آن 20 ساله فارغ التحصیل مدرسه نابینایان پرکینز بود. در مقایسه با هلن، آنه نمی‌توانست دوران کودکی و تربیت متفاوت‌تری داشته باشد. او که دختر مهاجران فقیر ایرلندی است، در سن 14 سالگی پس از گذراندن چهار سال وحشتناک به عنوان یک تازه کار تحت حمایت دولت در پناهگاه توکسبری در ماساچوست، وارد مدرسه پرکینز شد.

آن تنها 14 سال از شاگردش هلن بزرگتر بود و از مشکلات شدید بینایی نیز رنج می برد. آن در دوران کودکی تحت بسیاری از جراحی های ناموفق قرار گرفت تا اینکه در نهایت بینایی او تا حدی بازسازی شد.

موفقیت آن در همکاری با هلن همچنان یک داستان استثنایی و شگفت انگیز است و بسیاری آن را از طریق فیلم «معجزه گر» می شناسند. این فیلم به درستی هلن را به عنوان یک کودک سرکش، لوس – اما بسیار باهوش – به تصویر می‌کشد که با عصبانیت‌ها و عصبانیت‌های کودکانه‌اش خانواده را آزار می‌دهد.

آنه معتقد بود که کلید رسیدن به هلن آموزش اطاعت و عشق به اوست. او نیاز به نظم و انضباط را می دید، اما نه به قیمت درهم شکستن روحیه شاگرد جوانش. بنابراین، در عرض یک هفته پس از ورود، به او اجازه داده شد که هلن را از خانه اصلی خارج کند و با او در کلبه ای نزدیک زندگی کند. دو هفته آنجا ماندند.

آن آموزش هلن را با «نقش دستی» کف دست کودک آغاز کرد. آن عروسکی که بچه های مدرسه پرکینز برایش ساخته بودند آورده بود تا برای هلن ببرد. با املای “عروسک” در کف دست کودک، امیدوار بود که به او بیاموزد که بین اشیا و حروف ارتباط برقرار کند.

هلن به زودی یاد گرفت که حروف را درست و به ترتیب درست بسازد، اما نمی دانست که آیا او یک کلمه را املا می کند یا اصلاً کلماتی وجود دارد. در روزهای بعد، او یاد گرفت که بسیاری از کلمات را بدون اینکه معنی آنها را بفهمد، به همین شکل هجی کند.

اولین کلمات هلن کلر چه بود؟

در 5 آوریل 1887 بود [۱۶ فروردین ۱۲۶۶] کمتر از یک ماه پس از ورودش به توسکومبیا، او تلاش کرد تا سردرگمی شاگردش را بین اسم‌های “مگ” (فنجان) و “شیر” (شیر) برطرف کند. سردرگمی که هلن با فعل “نوشیدن” اشتباه گرفت.

آن هلن را به پمپ آب بیرون برد و دست هلن را زیر دهانه آب گرفت. در حالی که آب خنک از یک طرف به شدت جریان داشت، از طرف دیگر کلمه «آب» را نوشت. اول آهسته و بعد تند. ناگهان این نشانه ها در ذهن هلن معنا پیدا کرد. فهمید که «آب» یعنی همان ماده خنک و شگفت انگیزی که روی دستش جاری است.

هلن به سرعت ایستاد، خاک را لمس کرد و نام واقعی آن را خواست و شبانه 30 کلمه یاد گرفت.

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

نوشته های اولیه هلن، که هفت روز قبل از هفت سالگی کامل شد (تاریخ صفحه 20 ژوئن 1887 است. [۳۰ خرداد ۱۲۶۶]).

هلن به سرعت الفبا را هم با دست و هم خط شکسته برای نابینایان یاد گرفت و در خواندن و نوشتن مهارت پیدا کرد. در دست خط هلن، بسیاری از حروف گرد مربع به نظر می رسند، اما همه چیز هنوز خوانا است.

در سال 1890، زمانی که تنها 10 سال داشت، تمایل خود را برای یادگیری صحبت کردن ابراز کرد. آن هلن را نزد سارا فولر در مدرسه ناشنوایان و کم شنوایان هوراس مان در بوستون برد. فولر 11 درس به هلن داد و پس از آن به تدریس هلن ادامه داد.

با این حال، هلن در طول زندگی خود از صدای صحبت کردن خود ناراضی بود زیرا درک آن برای دیگران دشوار بود.

توانایی‌های خارق‌العاده و مهارت‌های آموزشی منحصربه‌فرد هلن، توجه الکساندر گراهام بل و مارک تواین، دو شخصیت بزرگ فرهنگ آمریکایی را به خود جلب کرد. تواین گفت: دو شخصیت جالب قرن نوزدهم ناپلئون و هلن کلر هستند.

نزدیکی رابطه هلن با آن به این اتهامات منجر شد که افکار هلن متعلق به او نیست. معروف است که هلن در سن 11 سالگی به سرقت ادبی متهم شد. بل و تواین که هر دو از دوستان و حامیان هلن و آن بودند، با تمام وجود از شاگرد و معلم خود دفاع کردند و منتقدان خود را به سخره گرفتند. نامه مارک تواین به هلن را بخوانید که در آن او از “آن سرقت ادبی مضحک” پشیمان است.

آموزش و فعالیت ادبی هلن کلر

هلن از دوران کودکی مصمم بود به دانشگاه برود. در سال 1898، او وارد مدرسه دختران جوان کمبریج شد تا برای کالج رادکلیف آماده شود. او در پاییز 1900 وارد رادکلیف شد و در سال 1904 با مدرک لیسانس هنر فارغ التحصیل شد. و او اولین ناشنوا و نابینا بود که به چنین موفقیتی دست یافت.

دستاورد به همان اندازه هلن بود که هلن بود. چشمان آن از خواندن همه چیزهایی که سپس در دست شاگردش نوشته بود، به شدت درد می‌کرد. آن تا زمان مرگش در سال 1936 در کنار شاگردش به رنج و مبارزه ادامه داد و پس از آن پولی تامسون مسئولیت را به دست گرفت. پولی در سال 1914 به عنوان منشی به هلن و آن پیوست.

هلن زمانی که هنوز در رادکلیف دانشجو بود شروع به نوشتن کرد. فعالیتی که قرار بود تا آخر عمر ادامه داشته باشد. در سال 1903 زندگی نامه او با عنوان “داستان زندگی من” منتشر شد. این اثر سال قبل به عنوان پاورقی/پیگیری در مجله خانه بانوان منتشر شد.

زندگی نامه او به 50 زبان ترجمه شده و تا به امروز منتشر می شود. دیگر آثار منتشر شده هلن عبارتند از: “خوش بینی” (مقاله); “جهانی که در آن زندگی می کنم”؛ “آواز دیوار سنگی”؛ “خارج از تاریکی”؛ «دین من»؛ “میدوی – زندگی بعدی من”؛ “آرامش در شب”؛ “هلن کلر در اسکاتلند”؛ “دفتر/ژورنال هلن کلر”؛ «ایمان بیاوریم»؛ “معلم: آن سالیوان ماسی”؛ و “در باز”. علاوه بر این، او یکی از نویسندگان پرکار مجلات و روزنامه ها بود.

آرشیو هلن کلر حاوی بیش از 475 سخنرانی و مقاله است که او درباره موضوعاتی مانند ایمان، پیشگیری از نابینایی، کنترل تولد، ظهور فاشیسم در اروپا و انرژی اتمی نوشته است. هلن از یک ماشین تحریر بریل برای تهیه نسخه های خطی خود استفاده می کرد و سپس آنها را با یک ماشین تحریر معمولی تصحیح می کرد.

کنشگری سیاسی و اجتماعی هلن کلر

اول از همه، هلن خود را یک نویسنده می دانست، حرفه او به عنوان “نویسنده” در گذرنامه او ذکر شده بود. هلن از طریق کلمات تایپ شده با آمریکایی ها و در نهایت با هزاران نفر در سراسر جهان ارتباط برقرار کرد.

او از جوانی از حقوق مستضعفان دفاع کرد و از توانایی های خود به عنوان نویسنده برای گفتن حقیقت به صاحبان قدرت استفاده کرد. او که صلح طلب بود، به دخالت ایالات متحده در جنگ جهانی اول اعتراض کرد. او که یک سوسیالیست متعهد بود، از آرمان حقوق کارگران حمایت کرد. او همچنین مدافع خستگی ناپذیر حق رای زنان بود و یکی از اعضای اولیه اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا (ACLU) بود.

آرمان های هلن ناب ترین و ماندگارترین بیان خود را در کار او برای بنیاد آمریکایی نابینایان (AFB) یافتند. هلن در سال 1924 به AFB پیوست و بیش از 40 سال برای این سازمان کار کرد.

این بنیاد بستری جهانی برای او فراهم کرد تا از نیازهای افراد کم بینا و نابینا دفاع کند و او هرگز فرصتی را از دست نداد. در نتیجه سفرهای او در سراسر ایالات متحده، کمیسیون های ایالتی برای نابینایان تأسیس شد، مراکز توانبخشی ساخته شد و آموزش برای افراد کم بینا قابل دسترسی تر شد.

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

خوش‌بینی و شجاعت هلن در بسیاری از موارد به وضوح در سطح شخصی احساس می‌شد، اما شاید هرگز بیشتر از بازدیدهای او از بیمارستان‌های ویژه سربازان کهنه سربازان بازگشته از استقرار در طول جنگ جهانی دوم احساس شد.

هلن از مشارکت خود در تشکیل خدمات ویژه برای ناشنوایان نابینا در سال 1946 بسیار مفتخر بود. پیام ایمان و استقامت او در مواجهه با ناملایمات برای مجروحان و معلولان جنگی که از جنگ باز می گشتند بسیار الهام بخش بود.

هلن کلر همانقدر که به رفاه نابینایان در کشورش اهمیت می داد، به وضعیت نابینایان در کشورهای دیگر نیز علاقه داشت. به خصوص شرایط کشورهای فقیر و جنگ زده برای او مایه نگرانی بود.

توانایی هلن در همدلی با شهروندانی که نیاز دارند، و همچنین توانایی او در همکاری با رهبران جهان برای شکل دادن به سیاست جهانی در مورد اختلال بینایی، او را به سفیری فوق العاده موثر برای افراد دارای معلولیت در سراسر جهان تبدیل کرده است. مشارکت فعال او در این زمینه از سال 1915 آغاز شد. زمانی که «صندوق دایمی کمک به نابینایان جنگ» تأسیس شد که بعدها به «چاپ بریل آمریکایی» تبدیل شد. او یکی از اعضای اولین هیئت مدیره آن بود.

در سال 1946، هنگامی که مطبوعات بریل آمریکا به بنیاد آمریکایی برای نابینایان خارج از کشور (اکنون هلن کلر بین المللی) تبدیل شد، هلن به عنوان مشاور روابط بین الملل منصوب شد. از همان زمان بود که از طرف افراد کم بینا شروع به سفر به دور دنیا کرد.

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

شهرت جهانی هلن کلر

او طی هفت سفر بین سال‌های 1946 و 1957، از 35 کشور در پنج قاره دیدن کرد و با رهبران جهان از جمله وینستون چرچیل، جواهر لعل نهرو و گلدا مایر دیدار کرد.

هلن کلر؛ نویسنده ای که در یازده سالگی متهم به سرقت ادبی شد!

پرتره ای از هلن خندان در هشتادمین سالگرد تولدش، ژوئن 1960

آخرین سالهای زندگی هلن کلر

هلن در سال 1960 دچار سکته مغزی شد و از سال 1961 به بعد زندگی آرامی در آرکان ریج، خانه اش در وست پورت، کانکتیکات داشت. یکی از چهار مکان اصلی که در طول زندگی خود در آن زندگی می کرد. (سه مکان دیگر Tuscumbia در آلاباما، Wrentham در ماساچوست و Forest Hills در نیویورک بودند.)

او آخرین حضور عمومی خود را در سال 1961 در جلسه بنیاد بین المللی Lions Clubs در واشنگتن دی سی انجام داد. در آن جلسه، او جایزه بشردوستی Lions را به خاطر خدمات یک عمرش به بشریت و الهام گرفتن از برنامه های حفظ بینایی و کمک به نابینایان از بنیاد بین المللی Lions Clubs دریافت کرد.

در همان سفر به واشنگتن، وی در کاخ سفید با رئیس جمهور جان اف کندی نیز دیدار کرد. کندی تنها یکی از روسای جمهور بسیاری بود که هلن با آنها ملاقات کرده بود. او در طول زندگی خود، از زمان گروور کلیولند، با همه روسای جمهور ایالات متحده ملاقات کرده بود.

هلن کلر در 1 ژوئن 1968 [۱۱ خرداد ۱۳۴۷] او تنها چند هفته قبل از تولد 88 سالگی اش در Arcane Ridge درگذشت. خاکستر او با همراهانش، آن سالیوان میسی و پولی تامسون، در کلیسای جامع سنت جوزف، کلیسای جامع واشنگتن دفن شد.

سناتور لستر هیل از آلاباما در مراسم یادبود عمومی خود مداحی کرد. او گفت: «او زنده خواهد ماند. یکی از معدود نام های جاودانه ای که برای مردن به دنیا نمی آیند. روح او تا زمانی زنده خواهد ماند که مردم بتوانند داستان های زنی را بخوانند و بگویند که به دنیا نشان داد که شجاعت و ایمان هیچ حد و مرزی ندارد.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *