آخرین مطالب

همکاران

هشت راز مهمی که در اسپین‌ آف «شیرشاه» فاش شد

در Mufasa: The Lion King ، ما داستان پدر سیمبا ، Muffasa را دنبال می کنیم. Muffas همیشه یکی از محبوب ترین شخصیت های دیزنی بوده است و جای تعجب ندارد که دیزنی تصمیم گرفته است یک داستان طولانی “Maghshan” را با ماشاسا بسازد.

با توجه به نوستالژی زیاد که به این شخصیت و دیگران مانند اسکار ، رافیکی ، تیمون و پومبا گره خورده است ، انتظارات فیلم “Mufasa: Shir Shah” بسیار زیاد بود. به خصوص برای بینندگانی که “شیر شاه” را دیده اند ، تعصب قبل از درآمد برای داستان مافسا کافی نیست. در عوض ، “Mufasa: Lion Shah” باید بتواند داستان فیلم اصلی را گسترش دهد و به هر حال جادوی خود را افزایش دهد.

“Mufasa: Shir Shah” موفق شده است داستان جدید خود را با فرمی معرفی کند که برای بینندگان “شر شاه” نیز آشنا است. مانند نوسازی سال 2 ، Mawfas سبک بصری زندگی را حفظ کرده است ، موسیقی دارد و داستان فیلم جدید شباهت های ساختاری زیادی با انیمیشن دارد. در فیلم جدید ، ابتدا به دوران کودکی مافا می رویم و رابطه او با اطرافیان ، به ویژه برادرش را می بینیم. مافاس و اسکار که نقش خود را در هارون پیر و کلوین هریسون جونیور ایفا کرده اند ، به شخصیت های آشنا عمیق تر شده اند. در یک رویکرد جدید ، مافسا این شخصیت ها را به شکل برادر و دوست یکدیگر نشان می دهد ، نه دشمنان خون.

1. Mawfasa پادشاه را به ارث برده است

1

یکی از مهمترین مواردی که فیلم ماواسا فاش می کند ، پیشینه این شخصیت است که از خانواده سلطنتی حاصل نمی شود. در حقیقت ، پادشاه هرگز خود پادشاه نبود ، بلکه یک شیر معمولی قبل از مادر و پدرش بود. این برای بسیاری از بینندگان غیر منتظره بود. به خصوص از آنجا که آنها قبلاً مافسا را ​​در فیلم و با آن دیده بودند. نکته دیگری که ما در موفاسا می بینیم: شیره درگیری خانواده مافاها با قحطی طولانی است. بنابراین مافاها هرگز در کودکی زندگی سلطنتی یا باشکوهی نداشته است که انتظار می رفت.

این داستان منظره جدیدی را به بینندگان پدر سیمبا ارائه می دهد و از یک طرف ، شباهت زیادی بین Mufasa و Simba ایجاد می کند. هر دوی این شخصیت ها از خانواده خود جدا شده و باید با تراموا این رویداد مقابله کنند. سپس ، به دلیل شرایط ، آنها باید مسئولیت های سنگین رهبری را که مغایر با خواسته های اولیه آنها است ، بپذیرند. اما ویژگی های شخصیتی مافاسا و سیمبا ، مانند شجاعت ، آنها را به سمت حاکمیت حیوانات سوق می دهد.

به ویژه ، فیلم جدید MUFAS را به عنوان شیر به تصویر می کشد که با تلاش و مقاومت جایگاه خود را به دست آورده است. نه وراثت خون. حیوانات دیگر فقط به خاطر پادشاه بودن ، مافسا را ​​قبول نکردند. مافاس تمام ویژگی های مورد نیاز یک رهبر بزرگ را داشت که او را پادشاه کرد. هرگز مجبور به یادگیری راه رهبران قدرتمند به دلیل پدرش نشد ، اما فقط به این دلیل که او می خواست از دیگران محافظت کند. این داستان باعث می شود مافا دوست داشتنی تر از آن چیزی باشد که قبلاً در مورد آن می دانستیم.

1. Pridelands در ابتدا مانند یک افسانه بود

2

Pridelands (یا “سرزمین های پراید”) در این فیلم مانند مکانی افسانه ای بود که مافاها در آن تسلط دارند و همه حیوانات صرف نظر از جایی که در زنجیره غذایی قرار دارند ، در سرزمین این سرزمین قرار دارند. مشغول بودند همانطور که خود مافا گفت ، همه حیوانات بخشی از دایره زندگی محسوب می شوند. با این حال ، “Mufasa: Shir Shah” نشان می دهد که این آرمانشهر همیشه یک رویا نبوده است. خود پادشاه آینده Praindlands این سرزمین و سرزمین غیرممکن واقعیت را ساخته است.

Pridelands در این فیلم به “میلله” معروف است. مکانی اسرارآمیز که همه شیرها از شهرت شنیده اند ، اما هیچ کس تاکنون سفر نکرده است. بنابراین ، بسیاری از حیوانات در طول فیلم در مورد وجود چنین ایده آل و همزمان با یک سرزمین قریب به اتفاق شک دارند. اما با اعتقاد محکم خود به وجود این سرزمین ، موسا امیدوار است که خود را پیدا کند تا این مکان را پیدا کند. در Mawfasa: شیر شاه ، می بینیم که Pridelands سرزمینی نیستند که Mawsa به ارث برده است. در عوض ، آن را با فداکاری و ایمان خود به دست آورده است.

1. Mawfas نمی خواست پادشاه شود

3

این پیشرفت نه تنها نشان می دهد که مافاها از ابتدای حاکم پرلند نبود ، بلکه حتی به این وضعیت علاقه ای نداشتند. مافاس در طول فیلم اهداف زیادی دارد. او می خواهد یاد بگیرد که یک شکارچی بهتر باشد ، از برادرش محافظت کند و یک نوار افسانه ای پیدا کند. در میان اینها ، پادشاه بودن در لیست اولویت های Mufasa نیست. در حالی که اعتقاد محیط اطراف وی به مهارتهای رهبری ماوس ؛ به عنوان مثال ، هنگامی که سارابی (تیفانی بن) به او می گوید که سرنوشت وی با پادشاه مرتبط است ، مافا حاضر نیست این مسئولیت را به سادگی بپذیرد.

این واقعیت که مافاها برای دولت حرص و طمع چندانی نمی کند ، باعث می شود که سمپاش او در پایان فیلم تأثیرگذارتر شود. این جاه طلبی نبود که او را به تخت سلطنتی آورد. در عوض ، این ضرورت و مسئولیت بود که باعث شد او رهبری حیوانات را بپذیرد. این داستان نشان می دهد که بیشتر بهترین رهبران از کسانی که به دنبال قدرت نیستند بیرون می آیند. “مونفاسا: شیرین شاه” بیشتر و فروتن تر است و او را به عنوان رهبری نشان می دهد که هرگز برای غرور تصمیم نگرفت. در عوض ، پیشرفت و مهربانی شخصی در خط مقدم اولویت های وی بود.

1. مافسا و اسکار برادران تن نیستند

4

یکی از مواردی که داستان Mufasa: Shir Shah در مورد شخصیت های آشنا فاش می کند ، رابطه بین Mufasa و Oscar است. طبق فیلم اصلی ، ما فکر می کردیم که این دو باید یک برادر تن باشند که آب آنها با هم نمی رود. اما در فیلم جدید می بینیم که مافاها و اسکار هیچ رابطه خونی ندارند. در عوض ، آنها تصمیم گرفتند مانند یک برادر باشند.

این کشف جدید تمام ماهیت روابط آنها را تغییر می دهد. برخلاف مسابقات معمول و همه خطوط بین برادران ، مافاها و اسکار رابطه خود را با دوستی برقرار کردند. این امر باعث می شود که اسکار خیانت به مافا در فیلم اول حتی تلخ تر و بی رحمانه تر شود. همانطور که اسکار در ابتدای فیلم می گوید ، او همیشه یک برادر می خواست. اما اسکار نفرت ویژه ای برای برادرش دارد. این نفرت و رفتار شیطانی اسکار در فیلم برجسته بود. ویژگی هایی که می توانید در فیلم جدید در کیروس (Medes Mickelson) پیدا کنید. کیروس ، مانند اسکار در شر شاه ، بسیار باهوش است و اتفاقاً دیالوگ ها و آهنگ هایی دارد که نمی توانید آنها را به خاطر بسپارید.

1. اسکار همیشه به مافا حسادت نکرده است

5

نکته دیگری که داستان این دو برادر را حتی از آنچه در “شیر شاه” دیدیم غمگین تر می کند این است که اسکار همیشه به مافاس حسادت نکرده است. به خصوص در ابتدای فیلم (که ما اسکار توسط تاکا را می شناسیم) ، عشق برادرانه بین هر دو جریان می یابد. برعکس ، تاکا هرگز به ذهنش نرسید تا به وفاداری یا انگیزه های مونا شک کند. حتی در جایی از فیلم به Mawfas اجازه می دهد تا یک مسابقه دوستانه را بدست آورد تا بتواند در کنار بقیه گروه بماند. این جنبه های جدید اسکار مواردی است که شر کلاسیک دیزنی را عمیق تر می کند.

در فیلم 2 ، اسکار شخصیتی جذاب اما تک بعدی بود. از همان لحظه ای که با او روبرو می شویم ، اسکار شخصیتی متنفر ، شر و بد است که به دلیل حسادت هر کار شیطانی انجام می دهد. او هیچ عشقی به خانواده اش ندارد. “Mufasa: Lion King” اما اسکار را به شکل شخص با پتانسیل خوب نشان می دهد. اما او به تدریج به برادرش حسادت می کند و در حسادت غرق می شود.

1. اسکار جان موفاسا را ​​نجات داد

6

مافاها و اسکار نقاط اصلی فیلم هستند. فراتر از رابطه بین آنها و اینکه چگونه از برادری به رقابت تبدیل می شود ، در مافسا می بینیم: شیر شاه ، که جان مافاسا را ​​بیش از یک بار نجات می دهد. هنگامی که آنها در ابتدای فیلم با یکدیگر روبرو می شوند ، اسکار به مافا کمک می کند تا از گروهی از تمساح ها فرار کند. اندکی پس از آن ، اسکار عمداً در مسابقه مقابل مافاها به تعویق افتاد تا مافاها را به دست آورد. زیرا پدرش پیش از این تهدید کرده بود که اگر مافا از دست بدهد ، او را به قتل خواهد رساند. در پایان فیلم ، اگرچه اسکار خیانت کرد و به غریبه ها پیوست ، اما او هنوز هم ایستاده و برادر خود را از آنها نجات می دهد.

این فداکاری باعث می شود فاجعه در فیلم ناراحت تر شود. یک صحنه آشنا در Mawfasa وجود دارد: مونا پادشاه یادآور است اما این بار ، به جای اسکار عمدی ، برادرش می میرد ، او او را از اوایل ترک می کند تا سرنوشت خود را انجام دهد.

2. عشق مونفاسا به سارابی

7

رابطه بین مفاسا و سارابی در این پیش از درآمد که چشم بینندگان را به ماهیت احساساتشان در گذشته باز می کند ، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. “Mufasa: The Lion Shah” پیوندهای آنها را به شکل احترام و تحسین نشان می دهد ، که فراتر از صحنه های کوتاهی است که ما در “شیر شاه” دیده بودیم. سارابی فقط ملکه مفاسا نیست. در عوض ، او از او حمایت می کند و به پادشاهی خود اعتقاد دارد. بین سارابی و نالا در “شیر شاه” شباهت زیادی وجود دارد. هر دو شیرهای قوی هستند که به به دست آوردن قدرت همراهان خود کمک می کنند. سارابی دقیقاً مانند بزرگسالان برای سیمبا می ماند. در حالی که این دو از پیشینه های کاملاً متفاوت به دست می آیند ، نتیجه نهایی ، که توسط Muffasa و Simba به پادشاه پشتیبانی می شود ، نقش مهمی در داستان “شیر شاه” و “Muffasa” ایفا می کند.

پیوند بین موفاسا و سارابی اساس سفر وی به پادشاهی است. اگرچه سارابی در ابتدا در مورد هویت مفاسا شک دارد ، اما او هنوز او را ترغیب می کند تا عظمت و پتانسیل خود را بشناسد و قدم در نقش خود به عنوان یک رهبر بگذارد. بنابراین ، در “Mufasa: Lion Shah” برای اولین بار می بینیم که داستان عشق این دو ریشه در آرمانهای مشترک ، تکامل و توجه متقابل دارد. شیر که در فیلم اصلی با آن روبرو می شود به دلیل حمایت غیر ضروری وی به یک حاکم بزرگ تبدیل شده است.

1. اسکار پادشاه واقعی بود

8

“Monfasa: Lion King” نیز چرخش غافلگیرانه دیگری دارد. اینکه اسکار وارث راست عرش بوده است. این مکاشفه دیدگاه بیننده را به اسکار و علت نفرت او تغییر داده است و نشان می دهد که چرا اسکار به مافاهای خیانت شده است. اسکار جانشین اصلی و قانونی شاه بود. اما با درگذشت خانواده وی ، حق انکار اسکار و برادرش ، مافا ، که علی رغم خارجی بودن ، هنوز به عنوان حاکم پرلند به دلیل مسئولیت و شجاعت خود انتخاب می شود. این تصمیم به طور خاص اسکار را تحت فشار قرار می دهد.

با توجه به آنچه در “Mufasa: Lion Shah” می بینیم ، اسکار به دلیل جاه طلبی یا ذات شیطانی او نیست. در عوض ، آنها از این واقعیت ناشی می شوند که اسکار فکر می کند برادرش حق خود را خورده است. حتی وقتی سارابی عاشق مافاها می شود ، نمک روی جای زخم قرار دارد. عشق اسکار به سارابی بیش از آنچه به نظر می رسد است ، و تلخی او از حس طرد ناشی می شود. هنگامی که اسکار علی رغم منشأ وی رها شد ، حسادت و عصبانیت وی تشدید شد. “Monfashah: The Lion Shah” ، با تجدید نظر در شخصیت اسکار ، او را نه به شکل یک شر بی رحمانه ، بلکه به عنوان یک قهرمان معرفی می کند و به داستان خود جنبه ای غم انگیز می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *