در روانشناسی موضوعی به نام «هرم انتخاب» داریم که درباره توجیه ما برای انتخاب هایمان در زندگی است.
مثالی بزنیم: فرض کنید دو جوان با نگرش، توانایی و سلامت روانی مشابه در حال شرکت در کنکور هستند. آنها پاسخ یک سوال را نمی دانند و از قضا فرصت خاصی برای تقلب وجود دارد. این دو جوان پس از اندکی تفکر و تردید، سرانجام یکی از آنها تسلیم وسوسه تقلب می شود و دیگری مقاومت می کند.
اینجا لحظه بسیار حساسی است که هر دو جوان در آستانه تصمیم گیری هستند و هر کدام در معرض انتخاب متفاوتی قرار می گیرند. اما در نهایت به یک طرف می لغزند و با درصد بسیار کمی دلایل و توجیهات متفاوت از طرف دیگر تقلب می کنند یا نه.
بیشتر بخوانید: ناهید و کیمیا، دختران تاریخ ساز ایران/ بین یکدیگر فاصله نمی بینند و به دگراندیشان توجه نمی کنند.
اما داستان اصلی پشت این انتخاب است. با گذشت زمان و نتیجه این انتخاب مثلا پذیرش در دانشگاه یا سربازی (برای پسرانی که فرصت قانونی آنها تمام شده) دو مسیر متفاوت برای این دو جوان در نظر گرفته می شود. هر چه این دو از لحظه تصمیم گیری و با در نظر گرفتن نتایج دور می شوند، بیشتر و بیشتر متعصبانه شروع به دفاع از انتخاب خود کرده و گزینه دیگر را شکست می دهند.
استعاره از هرم انتخاب در واقع بیان این خروج از انتخاب اولیه و توجیهات غلیظ پشت آن است.
گویی در ابتدای تصمیم در رأس یک هرم قرار دارند و یک تار مو با هم تفاوت دارند و هر یک موظف به انتخاب گزینه دیگری هستند. اما پس از انتخاب شروع به لغزش از بالای هرم می کنند تا به قاعده می رسند و فاصله بین آنها بسیار زیاد می شود و اینجاست که هر کدام پر از توجیه راه خود و رد و باطل کردن راه دیگر است. بدون یادآوری چه بسا در لحظه اول انتخاب هر دو دستخوش انتخاب دیگری شده باشند و دلایلشان از هم دور نبوده باشد.
نمونه های دیگر از هرم انتخاب در زندگی: تسلیم شدن (یا مقاومت در برابر) وسوسه دروغ گفتن برای محافظت از کارفرما یا شغل، تسلیم شدن (یا مقاومت در برابر) ادامه یک ازدواج مشکل دار، تسلیم شدن (یا مقاومت در برابر) نگرانی داشتن فرزند ، تسلیم شدن (یا مقاومت کردن) برای دنبال کردن یک شغل تمام وقت، سخت، یا ماندن در خانه و تربیت فرزندان.
این روند تمایزی را که ما دوست داریم بین «ما آدمهای خوب» و «آن آدمهای بد» قائل شویم، محو میکند. ما مدام خود و تصمیمات خود را توجیه می کنیم تا ابهام گزینه انتخابی و تصمیم اولیه خود را توجیه کنیم. البته باید به خاطر داشت که بحث هرم انتخاب نوعی نسبیت اخلاقی نیست و می توان از نظر ارزشی بین راه ها و تصمیمات انتخاب شده معیار و معیار قرار داد، اما بحث اصلی در این است. “توجیه” خودمان و فراموش کردن آن لحظات اولیه تصمیم گیری که بسیاری از آنها یکی از افرادی است که به یکدیگر نزدیک هستند.*
حالا به بحث داغ این روزها، درگیری ناهید و کیمیا می پردازیم. یا نسخه کمتر معروف آن، امین میرزاده از ایران و صباح شریعتی (ایرانی تبار) نماینده جمهوری آذربایجان در کشتی که زیر بحث کلی مهاجرت یا رفتن و ماندن قرار می گیرد.
چه کسی در مورد کسانی که رفتند و کسانی که نرفته اند راست می گوید؟ اینجا جای پاسخگویی به این سوال نیست زیرا اولا باید به صورت موردی بررسی شود و ثانیاً دولت باید پاسخ اصلی را بدهد که چرا خیلی ها در ایران می خواهند مهاجرت کنند و به دنبال چه چیزی به خارج از کشور هستند. که اینجا نیست یا آن چیزی که در داخل به دنبال آن هستند. آیا آنها از اینکه وطن خود را ترک می کنند و به محیط زیست عادت می کنند و خطر بودن در جای دیگری را به خطر می اندازند ناراضی هستند؟
موضوع مقاله حاضر در «توجیهات» پس از تصمیم است. اگر کیمیا علیزاده را در زمان حضورش در ایران به یاد بیاورید یا ویدیوهایش را در اینترنت جستجو کنید، می بینید که مسئولان رسمی به او به خاطر کهولت سن و حضورش در رادیو و همان پرسش و پاسخ های کلیشه ای به او تبریک می گویند. یعنی جای کیمیا و ناهید به راحتی می شد عوض کرد.
شاید هر کدام از آنها در همان انتهای هرم انتخابی «برو و بمان» بودند و در نهایت به یک طرف یا چیزی شبیه آن می لغزیدند که به راحتی می توانست برعکس باشد. اما نکته اینجاست که رفتن و ماندن تبدیل به یک تابو نمی شود و دلیل موجهی برای له کردن دیگران نمی شود.
ظاهراً ناهید و کیمیا این را میدانند و صمیمیتشان این را نشان میدهد، آنها همچنان طرفدار خود یا عموماً طرفدار ماندن و رفتن (و البته برخی سیاستهای حرفهای که دوستان را دنبال میکنند و رقبا را شکست میدهند) باقی میمانند که همچنان میخواهند خودشان انتخاب کنند، تصمیم درست را در نظر بگیرید و دیگری به عنوان یک اشتباه مطلق با این حال در ابتدا یک مرز باریک وجود داشت و ای کاش نوک هرم را فراموش نکنیم. ما فرزندان این سرزمینیم، هر کجا که هستیم و با لغزش در دو سوی هرم ماندن و رفتن، لحظه اول تصمیم خود را فراموش نکنیم.
نویسنده: امین پاکزاد
*. خلاصه ای از کتاب کی بود، کی بود/ چرا و چگونه اشتباهات خود را توجیه می کنیم؟ نوشته کارول تورس و الیوت آرونسون. ترجمه سما قرایی. شبهه را منتشر کنید. صص 68-71.