هواداران فوتبال از ماجرای تلویزیون جمعه شب و تاکید محمدحسین میشاقی بر یک عبارت مطلع هستند. جایی که ایشان بدون توضیح دامنه تیم ضد ملی که اصلاً تعریف نکرده و شامل چه مواردی می شود، این افراد و گروه ها را به یک خواننده زیرزمینی و شعر ممنوعه ای ارجاع می دهد که از ابدیت تا ابد غیراخلاقی است و با هیچ آبی نمی توان آن را شست و هیچ خانواده ای در هیچ کجای دنیا اجازه نمی دهد فرزندانش با چنین کلماتی آشنا شوند.
این داستان سه جنبه دارد؛ اول – خود کسی که اتفاقاً کمترین تقصیر را در این داستان دارد. همه ما می دانیم که در تلویزیون ما گاهی مجری ها باید حرف هایی بزنند که لزوما نظر شخصی آنها نیست. اصلاً فرض چیست، مگر این نیست که تا امروز عده ای این مجری را متهم به همه جور صفات و نداشتن آن می کردند؟ پس از چنین فردی چه انتظاری دارید – که به گفته منتقدانش همه چیز از او می آید؟
اما وجه دوم و اصلی ماجرا سازمان صدا و سیما است. با بودجه چند هزار میلیاردی و هزاران کارمند و مدیر، پس از نیم قرن هنوز نتوانسته به رسالت خود عمل کند و متاسفانه این روزها برای جذب مخاطب دست به هر کاری می زند! این ماجرا نه اولین بود و نه آخرین، هر بار فقط ثابت می کند که این مدیران از رسانه ها چیزی نمی دانند.
سازمانی که عمری ادعا می کرد اخلاقی است و به بهانه اخلاق هرکس را که نمی خواهد رها می کند، حالا به بدترین بداخلاقی ها روی آورده و به خود خانواده ها می گوید من را نبینید! جایی که به عنوان رسانه اول و انحصاری کشور باید به افکار عمومی غذا و جهت می داد، حالا فضای مجازی و اینستاگرام را دنبال کرده و هر که فالوور بیشتری داشته باشد می آورد و هر کاری می کند می کند! اگر رسانه های دیگر به دلیل دغدغه تیراژ و کلیک، گاهی مجبور به تخطی از رسالت رسانه می شوند، سازمان این تنگنا را ندارد و اساساً بودجه می گیرد تا مسیر هنر را به مردم نشان دهد، ذائقه مخاطب را بهبود بخشد و در یک کلام مرجع و الگو باشد، اما ببینید که اکنون تبدیل به یک کارکرد محض شده است و یک خط قرمز بی فکر که دیده نشده است.
در همین مورد اخیر مجری برنامه با افتخار گفت که خواننده است و با افتخار فریاد می زند که برگزارکنندگان سازمان تا همین یک دهه پیش پنهان می کردند! اینکه چه سلیقه موسیقایی دارد به خودش بستگی دارد، اما واقعا عجیب است که این نوع موسیقی مضحک را از تریبون سازمانی تبلیغ می کند که دهه ها و هنوز هم اجازه پخش این نوع موسیقی و بسیاری از آثار موسیقی و خواننده های «غیرخودی» را نمی دهد! مدیران سازمان وقتی نشسته اند و مجری مهم ترین برنامه مهم ترین شبکه شان در پخش زنده فوتبال، یکی از همین خواننده ها و همان سبک های ممنوعه را مثال می زند، چه جوابی برای صدها خواننده ممنوعه و هزاران اثر توقیفی دارند؟!
و بعد سوم اخلاق است. همان چیزی که همه مدعی آن هستند و روز به روز با چنین اتفاقاتی به خاکسپاری کامل نزدیک می شود. انسان همیشه دقیقا همان جایی که ادعا می کند ضربه می خورد! سازمان ها و افرادی که دم از اخلاق می زنند، بدترین بی اخلاقی ها را می پوشانند. کسانی که یک عمر در رسانه های بی ارزش و بی ارزش و غافل از رسالت انسانی بیگانه سپری کردند، حالا به تبلیغ اشعار حرام و فحشا روی آورده اند!
اما درس این داستان: رانت کسی را هنرمند نمی کند! سازمانی که با استفاده از رانت انحصاری تصویر، 4 دهه پیشتاز رسانه بوده است، حالا که به لطف تکنولوژی و اینترنت، رقبای زیادی دارد که فرسنگ ها بهتر از برنامه های سازمان از نظر اجرا و دکور و مهمان هستند، آنقدر حرص خورده که به توهین و بی اخلاقی روی آورده است! و تنها خوبیش این است که اگر روزی قرار باشد گردن دهن هایی را بگیریم که اخلاق فریاد می زنند یا توزیع کنندگان رانت و به قول امروز «کمک مالی» هر دو در یک مکان هستند!