غار ذوالقرنین؛ جایی که افسانه‌ های محلی می‌گویند «آب حیات» در آن جاری است/عکس

غارهای بیرکلین در گذشته به عنوان “پایان جهان” و همچنین “محل جریان جاودانگی” شناخته می شدند. این غارها در 2 کیلومتری شهر دیاربکر در منطقه ترکیه ای لایچ واقع شده اند که در آن می توانید آثار باستانی برجسته و بقایای امپراتوری روم شرقی را مشاهده کنید.

سیستم غار بیرکلین از پنج بخش تشکیل شده است. این غارها رودخانه ای در دل خود دارند به همین دلیل در آشوری ها پادشاهان آشوری غار بیرکلین را سرچشمه رود دجله می دانستند. آنها منطقه را فتح کردند و چندین کتیبه از خود به جای گذاشتند که قدیمی ترین آنها بیش از 5 سال قدمت دارد.

جریان آب در این غار از زیرزمین از یک تونل طبیعی به سطح می آید. در زمان های قدیم، جایی که آب بیرون می آمد، “پایان جهان” نامیده می شد.

سال چهارم، شاه آشور، شلمانسر، گروه سوم را به سرچشمه رود دجله فرستاد. او به ارتش دستور داد که از دوراهی آناتولی مرکزی به آشور عبور کنند. غار بیرکلین همان منبعی بود که او پیدا کرد و کتیبه هایی در آنجا نصب کرد. این رویداد به عنوان اولین تلاش انسان برای سفر هیدروژنولوژیکی شناخته می شود.

ورودی زیرین غار دارای نقوش و کتیبه های برجسته ای از پادشاهان آشوری تیگلاتلات پیلس (1-5 ق.م) و شلمانسر سوم (4-5 ق.م) است. در این غار دو نقش برجسته و دو کتیبه به خط میخی متعلق به دو پادشاه آشوری وجود دارد.

در سال دوم، تیمی به رهبری دکتر آندریاس شاکنر از دانشگاه مونیخ از دو غار بازدید کردند، کتیبه‌ها و نقوش برجسته آشوری را مستند کردند و تمام بقایای باستان‌شناسی اطراف را بررسی کردند. تحقیقات دکتر شاکنر نشان داد که اواخر دوره نوسنگی از این غارها استفاده می شد.

غار بیرکلین به دلیل تاریخ و طبیعتش به موضوعی افسانه ای تبدیل شده است. طبق یکی از این افسانه های رایج که البته سند تاریخی در دست نیست، اسکندر مقدونی با لشکر شش هزار نفری خود در راه حمله به ایران در اینجا ماندگار شد. پلینی، مورخ رومی، نیز معتقد بود که این غار یکی از مسیرهای ورود به عالم اموات است.

2222

همچنین برخی از اهالی بر این باورند که ذوالقرنین، شخصیت نامگذاری شده در مبارک کهف، مدتی را در اینجا سپری کرده است.

بخشی از دروازه‌های برنزی شلمانسر سوم کاخ او در بالوات، بازدید او از چشمه‌های رود دجله را نشان می‌داد. قدیمی ترین تصویر شناخته شده از یک غار

بر اساس این افسانه محلی، ذوالقرنین در حال ترک مأموریت بود، اما در سر او دو غده مانند شاخی رشد کرد که شروع به درد کرد. در خواب به او گفتند که اگر شاخ هایش در آب غارهای برچیلین در لیچه شسته شوند، از بین می روند. ذوالقرنین به لیشه رفت و آن را فتح کرد. وقتی آب غارها نوشید و سرش را با آن شست، یکی از شاخ هایش بلافاصله ناپدید شد.

امروزه این مکان به یک جاذبه گردشگری مهم تبدیل شده است که علاقه مندان به طبیعت می توانند در آن قدم بزنند و شگفتی های طبیعی منطقه را کشف کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *