«شه سوار»، ایده ای تکراری و ناموفق!

فیلم بازیگران درجه یک داشت، همه آنها در نقش آفرینی دقیق بودند، از حالت چهره گرفته تا شخصی سازی نقش، از انعطاف بدنی تا ارائه روان دیالوگ، همه آنها مثبت بودند، اما نتوانستند یک نقطه ضعف جمع کنند. فیلمنامه با دیالوگ های مشکل سازش.

لقمان مدائن، هنوز هم باور نمی کنم حسین نمازی که اثر خوش ساخت شادروان را به تصویر کشیده، کارگردان این فیلم باشد، ایده فیلم تکراری بود، همین شادروان را با بازیگران مختلف می بینیم و داستان ضعیفی بود، او با استعداد بود و می توانست درخشش بیشتری انجام دهد، همه چیز برای موفقیت داشت اما قربانی فیلمنامه ضعیفش شد.

طرح فیلمنامه قوی نبود، پخته نشده بود، اکشن نبود، گیج و آشفته بود، عنصر ارتباطی آن پولی بود که همه برای آن زحمت کشیده بودند، تعلیق ضعیفش باعث شد عنصر غافلگیری را از دست بدهد. دیالوگ ها روان نبود، هیچ چیز استاندارد نداشت، درگیری ایجاد نمی کرد، اطلاعات را بمباران می کرد، یک شعار بود و یک گل بزرگ، گاهی طنز داشت که سعی می کرد تنش ایجاد کند، اما ضعیف بود، تنها چیزی که شادروان را موفق کرد در درجه اول دیالوگ های رفت و برگشت خوبش بود، وگرنه طرح، کنش و واکنش ضعیفی داشت، طرح قوی نداشت، قهرمانش سعی داشت بر موانع ضدقهرمان ضعیفش غلبه کند، اما با کمک موفق شد. از نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *