در شب سیا
در شب تاریک
از سمت چپ و از راست
از دور و نزدیک
یکی یکی دارد
شیشه ، شیشه:
سلام ، چه کسی
مثل بدبختی
روی سینه ام
شما یک آوار دارید
از گلویم
دستان شما ، وردار
در خیابان ها
نسیم رفته ،
به دنبال ولگرد
در باغ ها ،
پاییز آمده است
ترسو
در آسمان
ماه می دهد
درد بدون درد
خاله یادبود!
نرو
بیایید به شهر برویم
قدم به قدم؟
نرو
ما یک نور داریم
بیا بریم
آدم را دنبال کنید؟
خیابان های شهر
اما سارق
قلب پر است
شب کامل ماردو
در ناشناخته
همه آنها پاها دارند
همه آنها دارند
اما برخی
آنها در اطراف آنها
آنها قفس دارند
بعضی از آنها
در دست آنها
آنها یک کوزه دارند
بله خاله جون!
خاله می داند!
ما باغ به باغ داریم
یک گل در حال غرق شدن
یک خار کامل
مرد داشته باشد که مرد باشد
یکی از کارها
یکی از اوقات
یکی از سرها
سلام!
خاله یادبود!
شما خواندید
چه کسی می رسد؟
چه کسی هوشیار است؟
شما گلزنی می کنید
چه کسی مرده است؟
چه موقع است؟
در شور و شوق
چه کسی دیگر؟
دیوار کیست؟
بله
خاله یادبود!
آنها می خواهند بین ما باشند
دیوار
نوار در نوار
خندق
تو را گرفتن
بازار
مرا بیاور
در بازار
از من و تو
بازار شلوغ
به ما با
دیوار دروغ
باران نمی بارد
عباس
دارم می آیم
شما نمی خوابید …
اخبار ، بدانید
خاله یادبود!
من شما را به یاد می آورم
بیدار می شوم
بنابراین به یاد داشته باشید
بیدار می شوید؟