آخرین مطالب

همکاران

سیدالشهدا (ع) روز عاشورا چه گفتند؟

سیدالشهدا (ع) روز عاشورا چه گفتند؟

انتقال از زندان به کاخ

مرحوم شیخ صدور به نقل از امام ساجاد (ع) که امام حسین (ع) در روز اشورا به همراهان خود گفت: پیر ، صبر ، صبر و صبر و شکیبایی که مرگ چیزی نیست جز پلی که شما را از سختی ها و نعمت های دائمی آن عبور داده است. که از زندان به یک کاخ منتقل نمی شود و همان مرگ برای دشمنان شما مانند انتقال از یک کاخ به زندان و شکنجه است. پدر من از من از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل كرد كه او گفت كه جهان مانند زندان برای مؤمن و كفر است. مرگ پلی است که این مؤمن را به بهشت ​​آنها و آن گروه کافر به جهنم آنها می رساند. بله ، من نشنیده ام و دروغ نمی گویم.

پیامبر ، پس از این بیانیه ، صفوف ارتش خود را ترتیب داد ، که به گفته این گفته مشهور ، ارتش را به زاهیر بن شین و میرا به حبیب بن مازاهر و پرچم به برادرش عباس بن علی (ع) تبدیل کرد و خود و خانواده اش در قلب سپاه بودند. در این زمان ، عمر ابن سعد نیز در حال تنظیم ارتش خود بود.

خدا من از شما شکایت خواهم کرد

از آنجا که چشمان امام به جمع ارتش دشمن افتاد و یک سیلی عظیم را دید و موجی از دشمن دستان خود را به آسمان بلند کرد و این دعا را خواند: خدا! شما امید من در هر غم و اندوه پناهگاه و در هر رویداد ناگوار و در هر حادثه اسلحه من هستید. چه مقدار غم و اندوه گسترده ای که قلب ها در مقابل آب و راه همه جا مسدود شده اند ، غم و اندوه جانجاوی که توسط دوستان از آن اجتناب شده بود ، و دشمنان زبان ، در چنین مواردی ، من فقط از شما شکایت کردم و به دیگران امیدوار بودم و شما این کوه ها را به من می دادید. خدا شما صاحب هر نعمت و آخرین مقصد من هستید.

در خونریزی عجله نکنید

امام حسین (AS) پس از تنظیم صفوف ارتش خود و کمی دور از چادرها ، سوار بر اسب شد و با صدای بلند و بیانگر ارتش مردم درخشان گفت: مردم! به من گوش دهید و در جنگ و خونریزی تسریع نکنید تا بتوانم کار خود را انجام دهم ، این توصیه و خطبه شما است و انگیزه سفر من به این منطقه را توضیح می دهم. اگر دلیل من را پذیرفتید و با من انصاف آمده اید ، مسیر خوشبختی را پیدا خواهید کرد و هیچ دلیلی برای مبارزه با من ندارید و اگر دلیل آن را نپذیرفتید و با همه شما مطابقت ندارید ، و هر تصمیم کاذب و فکر می کنید که درباره من دارید و مرا نمی فرستید ، اما شما پنهان نخواهید شد یا هیچ یک از شما.

بدبختانه که دنیا را فریب داد

امام حسین (AS) در اولین خطبه در مقابل ارتش دشمن گفت: بندگان خدا! از خدا بترسید و از جهان دوری کنید که اگر تمام دنیا به یک نفر یا یک نفر داده می شود تا برای همیشه در جهان بماند ، پیامبران برای زنده ماندن و چنین حکم ای بهتر و خوشایند تر خواهند بود ، اما هرگز! زیرا خدا دنیا را آفریده است تا یک فانی شود ، که جدیدش ، قدیمی و برکت او ، تعالی و شادی غمگین خواهد شد. بنابراین برای آخرت خود چمدانی بگیرید و بهترین چمدان تقوا و ترس از خدا است. مردم! خداوند جهان را به مکانی برای مرگ و نزول تبدیل کرده است که مردم خود را تغییر داده و وضعیت آنها را تغییر می دهد ، از کسی که جهان را فریب داده است ، افتخار و فریبنده است و بدبختی کسی که مجذوب آن می شود.

شرم بر هدف خود

سپس او گفت: مردم! جهان شما را فریب نخواهد داد ، هرکسی که به آن اعتماد کند ، ناامید شود و هر کس به او حریص باشد ، ناامید و ناامید خواهد شد ، و شما اکنون با هم متحد شده اید که خداوند خشم خدا را برانگیخته است و به همین دلیل خدا شما را برکت داده و عصبانیت خود را برای شما ارسال کرده است. این که آیا این خدای خوب ما است یا بندگان بد شما که به خدا فرماندهی شده اید و به پیامبر او ایمان آورده اید و سپس به کشتن آهول -بیت و فرزندانش حمله کرده اید ، شیطان بر شما مسلط شده است و خدای بزرگ را فراموش کرده است! شرم بر شما و شرم در مورد ایده و هدف خود. ما برای خدا و بازگشت ما به او آفریده شده ایم.

سخنرانی Hussein Ibn Ali (As) که به اینجا آمد ، سکوت کاملی بر روی سپاه کوفه بود ، و هیچ پاسخی از آنها وجود نداشت که امام به برخی از افراد برجسته کوفا که پیامبر را دعوت می کردند و در میان ارتش ابن سعد بودند ، خطاب کرد و گفت: آیا شما به من نمی نویسید که شما به من می پردازید که شما به من می پردازید که شما به من می پردازید و به من می رسد که شما به من می رسیم و به من می رسد که شما به من می پردازید و به من می رسد که شما به من می رسیم و به من می توان از آن استفاده کرد که شما به من می پردازید و به من می رسد و شما از این طریق است که شما به من می پردازید و به من می رسد که اوضاع و احوال ما است و شما از آن استفاده می کنید.

این افراد به جز سخنان امام هیچ جوابی نداشتند و گفتند که ما چنین نامه ای را برای شما ننوشتیم. در اینجا ، قاس بن اشا با صدای بلند گفت: ای حسین! چرا با پسر عموی خود عهد نمی کنید (تا زمانی که راحت نباشید)؟ در این حالت ، آنها با شما به عنوان میل رفتار می کنند و کوچکترین ناراحتی از شما آگاه نخواهد بود.

امام به خدا پاسخ داد! من آنها را در دست آنها قرار نمی دهم ، و نه مانند برده ها از صحنه جنگ فرار نمی کنم. سپس آیه 2 سورات الغفر سخنرانی پیامبر موسی (ص) را در برابر سرسختی فرعون می خواند. من به پروردگار و پروردگار شما از هر شخص متکبر که به روز قضاوت ایمان ندارد ، پناه می برم. “

مخالفان من در حال از بین رفتن هستند

خارزمی می گوید: سخنرانی دوم امام (ع) در روز اشورا و در سرزمین کربلا بود. بعد از اینکه این دو آرم به طور کامل آماده شدند و پرچم های ثروتمندان بلند شد و صدای طبل ها و ترومپت های آنها طنین انداز شد ، و ارتش دشمن از همه جا چادرهای حسین بن علی عبور کرد و به عنوان یک حلقه ، حسین ابن علی (AS) از ارتش خود بیرون آمد و به ارتش او گوش داد.

امام حسین (AS) آنها را به آرامش و سکوت خود دعوت کرد: وای بر شما! چرا به شنیدن سخنرانی من گوش می دهید – که من شما را رشد و خوشبختی می نامم. هرکسی که از من پیروی کند خوشحال و خوشحال است و هرکسی که سرکش باشد یکی از ناوشکن ها است و همه شما شورش و شورش می کنید و با دستور من برای گوش دادن به سخنان من مخالف هستید. بله ، به دلیل هدایای ممنوعه که دریافت کرده اید و به دلیل غذاهای ممنوعه و غده های غیرقانونی که شکم شما جمع شده است ، خداوند آنقدر روی قلب شما مهر زده است ، وای بر شما! ساکت نیستی؟

قرآن را پشت سر گذاشته است

هنگامی که امام حسین (AS) به اینجا آمد ، سربازان سرسخت یکدیگر را مقصر دانستند که چرا ساکت نبودند و یکدیگر را مجبور کردند سخنان پیامبر را بشنوند. وقتی سکوت دشمن بر دشمن حاکم شد ، امام (ع) گفت: ای مردم! ننگ و غم و اندوه و پشیمانی باشید که ما را با شور و شوق فراوان می خوانید ، و وقتی شما را به طور مثبت و سریع به شما فریاد زدیم ، از شمشیرهایی که علیه ما بود استفاده کردید ، و آتش فتق که دشمن مشترک علیه ما افتاد. شما به آنها سود خواهید برد یا امید خوبی در آنها خواهید داشت ، مگر اینکه طعمه جهانی که برای شما آورده اند ، و زندگی مختصر و زندگی تحقیری که به آن نگاه کرده اید.

سپس او گفت: کمی ساکت! وای بر تو! شما به سمت ما روی آوردید و بدون هیچ گونه خطایی از طرف ما کمک ما را انجام داده اید یا تصور غلط مشاهده می کنید. هنگامی که تیغ ها در غلاف ها و آراء استراحت می کردند ، شما مانند یک ملخ به سمت ما روی آوردید و از آنجا که از همه راه فرو ریختید ، شما سیاه پوستی هستید که از ملت شورشی هستید و از طرف های فاسد که قرآن را پشت سر گذاشته اند ، از بینی شیطان هستید. شما یکی از افراد صالح وفادار و وحشیگری رهبران مسخره هستید که قرآن را مسخره و مسخره می کنند.

بعد از این جنگ به شما وقت نمی دهد

سپس او گفت: آگاه باشید! توسط خدا. پس از این جنگ ، مهلت لازم برای سوار شدن بر روی مجتمع خود به شما داده نمی شود ، مگر اینکه سوار بر اسب سوار شود تا زمانی که وقایع شما را بچرخاند و مانند آسیاب اضطراب شما چرخانده شود ، و این میثاق است که پدر من علی (ع) از پیامبر من (ص) ساخته است. بنابراین با معاصران خود سر و کار داشته باشید و پس از روشن شدن تصمیم شرور خود را انجام دهید و مهلت خود را به من ندهید ، من به خدا ، پروردگار من و شما اعتماد دارم که هر موجودی در قدرت اوست و خدای من مستقیم است.

بر آنها مسلط شوید

سپس پیامبر دستان خود را به بهشت ​​گرفت و سربازان درخشان را نفرین کرد: خدا! قطرات باران را از آنها بریده و سالها مانند سالهای یوسف (AS) برای آنها بفرستید و با کاسه تلخ تحقیر بر آنها مسلط شوید و کسی را در میان آنها بدون مجازات رها نکنید ، آنها را بکشید ، آنها را بکشید ، آنها را بکشید و آنها را بکشید و آنها را بکشید. از آنجا که آنها ما را انکار کردند و کمک ما را در مقابل دشمن متوقف کردند و در پروردگار ما ، ما به شما اعتماد کرده ایم و بازگشت به شما.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *