انتقال از زندان به کاخ
مرحوم شیخ صدور به نقل از امام ساجاد (ع) که امام حسین (ع) در روز اشورا به همراهان خود گفت: پیر ، صبر ، صبر و صبر و شکیبایی که مرگ چیزی نیست جز پلی که شما را از سختی ها و نعمت های دائمی آن عبور داده است. که از زندان به یک کاخ منتقل نمی شود و همان مرگ برای دشمنان شما مانند انتقال از یک کاخ به زندان و شکنجه است. پدر من از من از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل كرد كه او گفت كه جهان مانند زندان برای مؤمن و كفر است. مرگ پلی است که این مؤمن را به بهشت آنها و آن گروه کافر به جهنم آنها می رساند. بله ، من نشنیده ام و دروغ نمی گویم.
پیامبر ، پس از این بیانیه ، صفوف ارتش خود را ترتیب داد ، که به گفته این گفته مشهور ، ارتش را به زاهیر بن شین و میرا به حبیب بن مازاهر و پرچم به برادرش عباس بن علی (ع) تبدیل کرد و خود و خانواده اش در قلب سپاه بودند. در این زمان ، عمر ابن سعد نیز در حال تنظیم ارتش خود بود.
خدا من از شما شکایت خواهم کرد
از آنجا که چشمان امام به جمع ارتش دشمن افتاد و یک سیلی عظیم را دید و موجی از دشمن دستان خود را به آسمان بلند کرد و این دعا را خواند: خدا! شما امید من در هر غم و اندوه پناهگاه و در هر رویداد ناگوار و در هر حادثه اسلحه من هستید. چه مقدار غم و اندوه گسترده ای که قلب ها در مقابل آب و راه همه جا مسدود شده اند ، غم و اندوه جانجاوی که توسط دوستان از آن اجتناب شده بود ، و دشمنان زبان ، در چنین مواردی ، من فقط از شما شکایت کردم و به دیگران امیدوار بودم و شما این کوه ها را به من می دادید. خدا شما صاحب هر نعمت و آخرین مقصد من هستید.
در خونریزی عجله نکنید
امام حسین (AS) پس از تنظیم صفوف ارتش خود و کمی دور از چادرها ، سوار بر اسب شد و با صدای بلند و بیانگر ارتش مردم درخشان گفت: مردم! به من گوش دهید و در جنگ و خونریزی تسریع نکنید تا بتوانم کار خود را انجام دهم ، این توصیه و خطبه شما است و انگیزه سفر من به این منطقه را توضیح می دهم. اگر دلیل من را پذیرفتید و با من انصاف آمده اید ، مسیر خوشبختی را پیدا خواهید کرد و هیچ دلیلی برای مبارزه با من ندارید و اگر دلیل آن را نپذیرفتید و با همه شما مطابقت ندارید ، و هر تصمیم کاذب و فکر می کنید که درباره من دارید و مرا نمی فرستید ، اما شما پنهان نخواهید شد یا هیچ یک از شما.
بدبختانه که دنیا را فریب داد
امام حسین (AS) در اولین خطبه در مقابل ارتش دشمن گفت: بندگان خدا! از خدا بترسید و از جهان دوری کنید که اگر تمام دنیا به یک نفر یا یک نفر داده می شود تا برای همیشه در جهان بماند ، پیامبران برای زنده ماندن و چنین حکم ای بهتر و خوشایند تر خواهند بود ، اما هرگز! زیرا خدا دنیا را آفریده است تا یک فانی شود ، که جدیدش ، قدیمی و برکت او ، تعالی و شادی غمگین خواهد شد. بنابراین برای آخرت خود چمدانی بگیرید و بهترین چمدان تقوا و ترس از خدا است. مردم! خداوند جهان را به مکانی برای مرگ و نزول تبدیل کرده است که مردم خود را تغییر داده و وضعیت آنها را تغییر می دهد ، از کسی که جهان را فریب داده است ، افتخار و فریبنده است و بدبختی کسی که مجذوب آن می شود.
شرم بر هدف خود
سپس او گفت: مردم! جهان شما را فریب نخواهد داد ، هرکسی که به آن اعتماد کند ، ناامید شود و هر کس به او حریص باشد ، ناامید و ناامید خواهد شد ، و شما اکنون با هم متحد شده اید که خداوند خشم خدا را برانگیخته است و به همین دلیل خدا شما را برکت داده و عصبانیت خود را برای شما ارسال کرده است. این که آیا این خدای خوب ما است یا بندگان بد شما که به خدا فرماندهی شده اید و به پیامبر او ایمان آورده اید و سپس به کشتن آهول -بیت و فرزندانش حمله کرده اید ، شیطان بر شما مسلط شده است و خدای بزرگ را فراموش کرده است! شرم بر شما و شرم در مورد ایده و هدف خود. ما برای خدا و بازگشت ما به او آفریده شده ایم.
سخنرانی Hussein Ibn Ali (As) که به اینجا آمد ، سکوت کاملی بر روی سپاه کوفه بود ، و هیچ پاسخی از آنها وجود نداشت که امام به برخی از افراد برجسته کوفا که پیامبر را دعوت می کردند و در میان ارتش ابن سعد بودند ، خطاب کرد و گفت: آیا شما به من نمی نویسید که شما به من می پردازید که شما به من می پردازید که شما به من می پردازید و به من می رسد که شما به من می رسیم و به من می رسد که شما به من می پردازید و به من می رسد که شما به من می رسیم و به من می توان از آن استفاده کرد که شما به من می پردازید و به من می رسد و شما از این طریق است که شما به من می پردازید و به من می رسد که اوضاع و احوال ما است و شما از آن استفاده می کنید.
این افراد به جز سخنان امام هیچ جوابی نداشتند و گفتند که ما چنین نامه ای را برای شما ننوشتیم. در اینجا ، قاس بن اشا با صدای بلند گفت: ای حسین! چرا با پسر عموی خود عهد نمی کنید (تا زمانی که راحت نباشید)؟ در این حالت ، آنها با شما به عنوان میل رفتار می کنند و کوچکترین ناراحتی از شما آگاه نخواهد بود.
امام به خدا پاسخ داد! من آنها را در دست آنها قرار نمی دهم ، و نه مانند برده ها از صحنه جنگ فرار نمی کنم. سپس آیه 2 سورات الغفر سخنرانی پیامبر موسی (ص) را در برابر سرسختی فرعون می خواند. من به پروردگار و پروردگار شما از هر شخص متکبر که به روز قضاوت ایمان ندارد ، پناه می برم. “
مخالفان من در حال از بین رفتن هستند
خارزمی می گوید: سخنرانی دوم امام (ع) در روز اشورا و در سرزمین کربلا بود. بعد از اینکه این دو آرم به طور کامل آماده شدند و پرچم های ثروتمندان بلند شد و صدای طبل ها و ترومپت های آنها طنین انداز شد ، و ارتش دشمن از همه جا چادرهای حسین بن علی عبور کرد و به عنوان یک حلقه ، حسین ابن علی (AS) از ارتش خود بیرون آمد و به ارتش او گوش داد.
امام حسین (AS) آنها را به آرامش و سکوت خود دعوت کرد: وای بر شما! چرا به شنیدن سخنرانی من گوش می دهید – که من شما را رشد و خوشبختی می نامم. هرکسی که از من پیروی کند خوشحال و خوشحال است و هرکسی که سرکش باشد یکی از ناوشکن ها است و همه شما شورش و شورش می کنید و با دستور من برای گوش دادن به سخنان من مخالف هستید. بله ، به دلیل هدایای ممنوعه که دریافت کرده اید و به دلیل غذاهای ممنوعه و غده های غیرقانونی که شکم شما جمع شده است ، خداوند آنقدر روی قلب شما مهر زده است ، وای بر شما! ساکت نیستی؟
قرآن را پشت سر گذاشته است
هنگامی که امام حسین (AS) به اینجا آمد ، سربازان سرسخت یکدیگر را مقصر دانستند که چرا ساکت نبودند و یکدیگر را مجبور کردند سخنان پیامبر را بشنوند. وقتی سکوت دشمن بر دشمن حاکم شد ، امام (ع) گفت: ای مردم! ننگ و غم و اندوه و پشیمانی باشید که ما را با شور و شوق فراوان می خوانید ، و وقتی شما را به طور مثبت و سریع به شما فریاد زدیم ، از شمشیرهایی که علیه ما بود استفاده کردید ، و آتش فتق که دشمن مشترک علیه ما افتاد. شما به آنها سود خواهید برد یا امید خوبی در آنها خواهید داشت ، مگر اینکه طعمه جهانی که برای شما آورده اند ، و زندگی مختصر و زندگی تحقیری که به آن نگاه کرده اید.
سپس او گفت: کمی ساکت! وای بر تو! شما به سمت ما روی آوردید و بدون هیچ گونه خطایی از طرف ما کمک ما را انجام داده اید یا تصور غلط مشاهده می کنید. هنگامی که تیغ ها در غلاف ها و آراء استراحت می کردند ، شما مانند یک ملخ به سمت ما روی آوردید و از آنجا که از همه راه فرو ریختید ، شما سیاه پوستی هستید که از ملت شورشی هستید و از طرف های فاسد که قرآن را پشت سر گذاشته اند ، از بینی شیطان هستید. شما یکی از افراد صالح وفادار و وحشیگری رهبران مسخره هستید که قرآن را مسخره و مسخره می کنند.
بعد از این جنگ به شما وقت نمی دهد
سپس او گفت: آگاه باشید! توسط خدا. پس از این جنگ ، مهلت لازم برای سوار شدن بر روی مجتمع خود به شما داده نمی شود ، مگر اینکه سوار بر اسب سوار شود تا زمانی که وقایع شما را بچرخاند و مانند آسیاب اضطراب شما چرخانده شود ، و این میثاق است که پدر من علی (ع) از پیامبر من (ص) ساخته است. بنابراین با معاصران خود سر و کار داشته باشید و پس از روشن شدن تصمیم شرور خود را انجام دهید و مهلت خود را به من ندهید ، من به خدا ، پروردگار من و شما اعتماد دارم که هر موجودی در قدرت اوست و خدای من مستقیم است.
بر آنها مسلط شوید
سپس پیامبر دستان خود را به بهشت گرفت و سربازان درخشان را نفرین کرد: خدا! قطرات باران را از آنها بریده و سالها مانند سالهای یوسف (AS) برای آنها بفرستید و با کاسه تلخ تحقیر بر آنها مسلط شوید و کسی را در میان آنها بدون مجازات رها نکنید ، آنها را بکشید ، آنها را بکشید ، آنها را بکشید و آنها را بکشید و آنها را بکشید. از آنجا که آنها ما را انکار کردند و کمک ما را در مقابل دشمن متوقف کردند و در پروردگار ما ، ما به شما اعتماد کرده ایم و بازگشت به شما.