شبنم مقدمی در اولین تجربه رمان نویسی خود داستان دختری غریب را روایت می کند که از پاریس برای مادرش نامه می نویسد، نامه هایی پر از غم و اندوه.
این بازیگر البته پیش از این در عرصه کتاب نیز فعالیت داشته است و راوی کتاب های «چراغ ها را خاموش می کنم» نوشته زویا پیرزاد، «خیل اینست دیگر» گلاره عباسی و «قصه های شیخ عطار» نوشته مهدی آذریزدی بوده است.
اولین رمان اواخر پاییز سال گذشته در چاپ سوم منتشر شد و طبق اعلام در آستانه چاپ سوم قرار دارد. تاکنون دو جشن امضا برای این کتاب برگزار شده است.
در بخشی از «نامه های یک دلقک کوچولو از شهری خیلی دور و نزدیک» می خوانیم: دلم پر می شود که زودتر از این غربت غریب به خانه و وطن مادرم سیر شوم… انگار دلم پیش تو می آید!
انگار چشمان دلم برای دیدن تو و خانه ات و تهران و عزیزانت پیش چشمانم عجله دارد…
دلم هواست و آسمان و درختان و پرندگان تهران، هوای کوچه و بازار… تا بیایم دیگر بهار شده است. موهایم دوباره بلند می شود، دوباره مثل آن زمان ها دو بافته می بافم و روی شانه هایم می اندازم.
چهار پایم را در باد رها می کنم و می دوم. من دخترم را با یک پیراهن توری و تافته سفید با کفش های زیبا و شیک می پوشم.
دستش را می گیرم، در خیابان های بهار تهران قدم می زنیم. هوای لطیف شهرم را تنفس می کنیم و آن را در کوله هایمان حمل می کنیم…
کاشتن بذر و نهال در خاک باغچه را به او یاد خواهم داد، همان طور که بی بیژن به من آموخت… سبزی و سایه بان را برای مردم فردای تهران هدیه می فرستیم.»