در روزهای اخیر برخی از فالوورها و مخاطبان خبرگرافی در بسترهای داخلی در مورد عدم انتشار مطالب در کانال های خبرگرافی در بسترهای ایرانی سوال می کنند.
آنها می پرسند چگونه با گذشت 8 سال از اینکه خبرگرافی با حضور در تریبون های داخلی تازه شکل گرفته در آن زمان و در رقابت با تریبون های مشابه خارجی بدون مخاطب، علیرغم همه فشارها و فضاسازی ها به این تریبون ها در عرصه فعالیت رسانه ای معنا بخشیده است، امروز همین حضور پرمعنا به سکوت تبدیل شده و با بستن تریبون های انتشار خبرگرافی در پیام رسان های داخلی، آیا فضایی برای رشد این رسانه ها تبدیل شده است؟
البته احتمالاً جواب برایشان روشن است، اما تعجب میکنند که چرا در میانه جنگی که بخش زیادی از آن بر اساس روایتها است، سکوت کردهاید. آیا این سکوت به نفع دشمن آمریکایی و صهیونیستی و جریان نفوذ داخلی وابسته به آن نیست؟ آیا این سکوت به ضرر نهادهای رسمی کشور که از کانال های خبری فوری برای ارتباط با مردم استفاده می کنند نیست؟
ما به عنوان بزرگترین رسانه کشور که در 11 سال گذشته بدون وابستگی فعالیت کرده و در تمام فراز و نشیب های داخلی و خارجی از کشور دفاع کرده و هزینه های آن را پرداخته ایم، تمام تلاش خود را می کنیم تا همچنان صدای مردم و راوی روایت حق و عدالت باشیم.
اما این تلاش مستلزم ایجاد نهادهای مسئول و نظارتی نیز هست که امیدواریم با درک شرایط کشور و در اوج تجاوزات بیگانگان به مرزهای فکری و جغرافیایی ایران بزرگ، با شجاعت و درک عمیقتر واقعیتهای موجود، دست رسانههای داخلی را در مقابله با امپراتوری دشمن دروغگو نبندند.
خبرگرافی در این 11 سال ناملایمات زیادی را به خود دیده و به عنوان یک رسانه جوان و مستقل تجربیات گاه دردناکی را پشت سر گذاشته است و این بار با درایت بالاترین نهادهای کشور به ویژه دستگاه قضایی و درایت همیشگی رئیس قوه قضائیه که شناخت عمیقی از نقش رسانه ها در تحقق عدالت در کشور دارد، به صدای وفادار خود در کشور باز خواهد گشت. حمایت از عدالت توسط همه عناصر عدالت خواه دیده می شود و دفاع رسانه ای ایران در برابر دروغ های خارجی. و فساد و نفوذ داخلی در این دوره حساس باعث آسیب می شود.
ما معتقدیم هیچکس نباید اجازه دهد صدای بزرگترین رسانه کشور در میانه جنگ نظامی-رسانه ای خاموش شود. انشاالله