لورا لاندویلیس با اشاره به روح و ماجراجویی مادربزرگ خود می گوید: “او همیشه مشتاق تجربیات جدید بود.” حتی در سن هشت سالگی ، ما یک پاراگراف در پشت قایق انجام دادیم. زندگی در وجود او جاری بود. درست مثل حلقه هایی که یک بار چرخانده بودند. “
شهرت اندرسون وقتی هشت سال پیش مستند شد به اوج خود رسید “دختر هولهوپیایی” زندگی او را به تصویر کشید. در آن مستند ، او در مورد چگونگی شکل گیری نام صحبت کرد:
“آنها به من گفتند که این حرکت نام اوست ، و من گفتم بنابراین من آن را هولاها می گذارم.”
اما پشت این موفقیت ، داستانی از بی عدالتی وجود داشت. در شرکت اسباب بازی های دهه 1980 ورماو از ایده خود استفاده کرد و به گفته خانواده اش هرگز حقوق معنوی خود را پرداخت نکرد.
“او هرگز توجه و احترامی را که سزاوار آن بود برای شادی به جهانیان جلب نکرد.”
علی رغم ناشناس بودن و عدم دریافت حقوق وی ، اندرسون هرگز اجازه نداد تلخی را بر او غلبه کرد. به گفته دخترش ، “مادرم تا پایان عمر پرانرژی ماند.”
یکی از اولین نمونه های Hulahope ، ساخته شده از چوب نخل و امضا شده توسط جوآن ، هنوز هم در کنار خانواده خود نگه داشته شده است. نمادی از میراث که علی رغم نادیده گرفتن ، باقی مانده است.
اکنون ، پس از مرگ وی ، کارمندان خانه سالمندان نیز با تعجب متوجه شدند که مسن و ساکن آنها خالق بازی به یاد ماندنی کودکی آنها است.
دخترش جوآن را نه تنها با هولوپ ، بلکه با یک علامت عاطفی به یاد می آورد:
“یک پروانه نارنجی از جلوی لیوان ماشین من پرواز کرد. من به خودم گفتم که او از مادرم آمده است.”