آخرین مطالب

همکاران

حمله روزنامه اصولگرا به دستمزدهای نجومی بازیگران شبکه نمایش خانگی و تلویزیون/ این آقای کارگردان هر چه مبتذل‌تر می‌سازد بیشتر پول می‌گیرد

حمله روزنامه اصولگرا به دستمزدهای نجومی بازیگران شبکه نمایش خانگی و تلویزیون/ این آقای کارگردان هر چه مبتذل‌تر می‌سازد بیشتر پول می‌گیرد

منوچهر هادی از بازیگران طنز سال های اخیر سینما و شبکه نمایش خانگی در جدیدترین مصاحبه خود از رقم دستمزد بازیگران شبکه نمایش خانگی رونمایی کرد و نشان داد که بخش مهمی از دردسرهای امروز سینما محصول همین پول های بی رویه در تریبون های نمایش خانگی است.

بارها تهیه کنندگان پیشکسوت سینما از وضعیت دستمزدها در شبکه خانگی گلایه کرده اند و گفته اند که دود این افزایش بدون رویه ابتدا به چشم سینما و سپس به چشم مخاطبانش می رود. اما در مورد این موضوع چیز زیادی شنیده نشده و حقوق ها بدون ضوابط و مقررات خاصی بالا رفته است تا با وجود تبعات اجتماعی، اوضاع آشفته ای در عرصه فرهنگ و هنر ایجاد شود.

هرج و مرجی که امروز به تلویزیون رسیده و به قول هادی تلویزیون برای رقابت با تریبون ها مشغول دادن ارقام کلان برای جذب کارگردان و بازیگر است. ادعایی که کارگردان «خانواده صفا» آن را تایید می‌کند و می‌گوید، فکر نمی‌کنم در نمایش خانگی رقمی را که من از تلویزیون می‌گیرم، دریافت کرده باشد!

منوچهر هادی پنج سریال به نام های «اشکانه»، «دل»، «گیسو»، «نیسان آبی» و «کمپ جدید» را در کارنامه خود دارد که همگی از ضعیف ترین سریال های تولید شده روی تریبون های تلویزیون خانگی هستند که در زمان پخش با انتقادات زیادی از سوی مخاطبان و منتقدان مواجه شدند.

هادی در همان گفت وگو با قاطعیت از کیفیت آثارش دفاع می کند و می گوید فیلم های کمدی او در سینمای ایران ماندگار شده و حق دارد با چنین رزومه ای دستمزد نجومی بگیرد.

کارنامه هادی در سینما به «آینه باغ»، «من سالوادور نیستم» و «رحمان 1400» می رسد تا همه چیز برای قضاوت روشن شود. کمدی های او از ضعیف ترین فیلم های ساخته شده در سینمای ایران هستند که جایی برای دفاع باقی نمی گذارند. اتفاقا کمدی هایی از این دست بیشتر از هر چیز دیگری سینمای ایران را نابود می کنند. فیلم های پربار و مبتذلی که ذائقه مخاطب را خراب کرده و وضعیت سینمای ایران را به جایی رسانده که امکان ساخت و اکران ژانر دیگری وجود ندارد.

زمانی فیلم های کمدی اصیل و ماندگاری چون «اجاره نشین ها»، «لیلی با من»، «مارمولک»، «روز باشکوه» و «کوله بری ها به بهشت ​​نمی روند» در سینمای ایران ساخته شد و جالب اینکه کارگردانان این فیلم ها هیچ گاه مدعی دریافت پول بیشتر یا چانه زدن برای دستمزد خود نشدند. برای آنها خود سینما و خروجی کار مهم بود و اتفاقاً برایشان خیلی مهم بود که فیلمشان به سمت ابتذال نرود.

عدالت اجتماعی کجاست؟

هادی در بخشی دیگر از گفتگوی خود با تریبون «آن» از دستمزدهای عجیب بازیگران شبکه نمایش خانگی رونمایی می کند که جای بسی تعجب و تاسف دارد. این کارگردان می گوید بازیگری که برای سریال «نیسان آبی» ماهیانه 70 میلیون دریافت می کرد، برای «نیسان آبی 2» ماهانه 700 میلیون تومان قرارداد بست! یا بازیگر دیگری که ماهانه 180 میلیون قرارداد می بست ظرف دو سال رقم درخواستی اش به 2 میلیارد تومان رسید و عجیب است که تریبون تهیه کننده با پرداخت این ارقام نجومی مشکلی نداشت. چنین افزایش هایی نشان می دهد که سازوکار مشخصی برای پرداخت دستمزد بازیگران و کارگردانان شبکه نمایش خانگی وجود نداشته است.

این اتفاق در شرایطی رخ داد که در سال 1400 حداقل حقوق کارگران حدود 4 میلیون تومان و حداقل حقوق کارمندان دولت کمتر از 5 میلیون تومان بود. به عبارت دیگر برخی از چهره های فعال در صنعت تصویر در یک ماه درآمدی معادل ده ها یا حتی صدها سال حقوق یک کارگر دریافت می کردند. این شکاف موضوع دستمزدهای نجومی را از یک موضوع صنفی به موضوعی اجتماعی تبدیل می کند.

موضوع مهم دیگر بحث مالیات است. برای سال‌ها، برخی از فعالیت‌های هنری از معافیت‌های مالیاتی گسترده برخوردار بودند.

موضوعی که همواره مورد انتقاد کارشناسان اقتصادی بوده است. منتقدان معتقدند وقتی یک هنرمند یا سلبریتی میلیاردها درآمد داشته باشد، داشتن معافیت های مالیاتی گسترده با اصول عدالت اقتصادی سازگار نیست. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، درآمدهای بالا بدون توجه به زمینه فعالیت مشمول مالیات تصاعدی می شود و این موضوع از ایجاد شکاف درآمدی شدید جلوگیری می کند.

سوال اصلی اینجاست که آیا کیفیت آثار تولید شده نیز متناسب با این هزینه ها بوده است؟ در سال های اخیر بسیاری از سریال ها و فیلم های پرهزینه شبکه نمایش خانگی و سینما با وجود استفاده از چهره های پرهزینه نتوانسته نظر منتقدان و حتی بخش قابل توجهی از مخاطبان را راضی کند. این وضعیت این تصور را ایجاد کرده است که گاهی شهرت افراد بیش از توانایی حرفه ای آنها در تعیین دستمزدها نقش دارد.

در این مرحله است که افزایش بی رویه هزینه های تولید به یک معضل فرهنگی تبدیل می شود. وقتی بخش عمده ای از بودجه یک پروژه صرف دستمزد چند بازیگر یا کارگردان می شود، طبیعی است که سرمایه گذاران به سمت پروژه هایی بروند که بازده مالی سریع تری دارند.

نتیجه چنین روندی کاهش فرصت‌ها برای فیلمسازان مستقل، آثار اجتماعی، فیلم‌های هنری و پروژه‌های کم‌هزینه است.

اظهارات اخیر منوچهر هادی بار دیگر واقعیت مهمی را آشکار کرد. سریال سازی و تولید فیلم ایران با بحران ساختاری در نظام تولید و پرداخت مواجه است.

بحرانی که اگر چاره ای اندیشیده نشود، نه تنها هزینه تولید را روز به روز افزایش می دهد، بلکه عرصه را بر فیلمسازان خلاق و گرایش های متنوع سینمایی تنگ می کند.

سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به شفافیت مالی، نظام مشخص دستمزد، مالیات عادلانه و حمایت از تولیدات متنوع نیاز دارد. در غیر این صورت چرخه افزایش هزینه ها و کاهش کیفیت ادامه پیدا می کند و سینما را نابود می کند. ادامه این چرخه در نهایت هیچ سودی برای سینما، مخاطبان آن و دیگر هنرمندان این حرفه نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *