آخرین مطالب

همکاران

جشن ۵۰ سالگی فیلم اسکورسیزی

جشن ۵۰ سالگی فیلم اسکورسیزی

مارتین اسکورسیزی کارگردان و رابرت دنیرو بازیگر به جودی فاستر و پل شریدر در یک نمایش ویژه از این فیلم در جشنواره فیلم ترایبکا پیوستند تا پنجاهمین سالگرد ساخت فیلم را جشن بگیرند.

«راننده تاکسی» مارتین اسکورسیزی امروز هم مانند 50 سال پیش احساس اهمیت می‌کند، و صف طولانی نمایش سالگرد فیلم در ترایبکا مطمئناً گواهی بر قدرت ماندگاری آن است.

اما چرا «راننده تاکسی» هنوز اینقدر مرتبط است؟ در طول بحث پیش از نمایش، کامائو بل مجری این سوال را از اسکورسیزی و همچنین از پل شریدر فیلمنامه نویس فیلم و بازیگران رابرت دنیرو و جودی فاستر پرسید. پاسخ بیش از هر چیز به احساس جهانی تنهایی مربوط می شد.

چتی به یاد می آورد که در سال 1984 در پکن بودم، در حالی که اسکورسیزی سعی می کرد به سوال مجری در مقابل حضار پاسخ دهد. بچه ای از قزاقستان پیش من آمد و گفت که عاشق فیلم “راننده تاکسی” است و پرسید: “وقتی تنها هستید چه کار می کنید؟”

اسکورسیزی با اشاره به این احساس در سراسر جهان ادامه داد: مسئله این است که شما نمی توانید متعهد شوید، نمی توانید ارتباط برقرار کنید. برای من، این یک موضوع جهانی است و معتقدم این فیلم همیشه با افراد زیادی به خصوص بسیاری از جوانان ارتباط برقرار خواهد کرد.

دنیرو همچنین درباره اهمیت «راننده تاکسی» صحبت کرد و گفت که می تواند درک کند که چرا شخصیت اصلی فیلم، تراویس بیکل، کهنه سرباز جنگ ویتنام که هنگام رانندگی در تاکسی به تنهایی در شبانه روز در خیابان های نیویورک دچار اختلال می شود، امروز هم می تواند اینقدر قوی و ملموس باشد.

دنیرو گفت: «من درک می‌کنم که مردم تنها هستند، به خصوص پس از همه‌گیری و ورود به دنیای خودشان، وارد دنیایی می‌شوند که نباید وارد شوند. من می توانم آن را ببینم.

جودی فاستر موافقت کرد: زیبایی شخصیت تراویس بیکل این است که او ایده ای از معنایی ارائه می دهد که می خواهد بخشی از آن باشد، اما هیچ درک واقعی از خود ندارد. او فقط به مخاطب اجازه می دهد تا شاهد سقوط، فروپاشی و تلاش برای برقراری ارتباط باشد. او واقعاً خودش را درک نمی کند و جذابیت این ضد قهرمان همین است.

این تنهایی تلخ و خود ویرانگر همان چیزی است که اسکورسیزی می گفت از ابتدا در فیلمنامه شریدر وجود داشت. این فیلمنامه نویس ادامه داد: هر صفحه مثل تیغ بود. باید مراقب بودی اما اسکورسیزی که رمان های فئودور داستایوفسکی را خوانده بود، بلافاصله احساس کرد که بیکل را از آن داستان های روسی می شناسد و گفت: «من می توانم این کار را انجام دهم». من این را می دانم. من او را درک می کنم.

اسکورسیزی که در مرکز شهر منهتن در خیابان الیزابت بزرگ شد، همیشه انرژی شوم نیویورک دهه 1970 را تشخیص نمی داد. او با یادآوری زمانی که تپه‌های عظیم زباله را به دلیل اعتصاب جمع‌آوری زباله‌ها عادی می‌دانست، گفت: «شهر همان شهر بود». اما در نگاهی به گذشته، می توان آن انرژی تاریک را در فیلم احساس کرد.

او یادآور شد: شما می توانید نوعی خشونت را در اطراف خود احساس کنید. شما واقعاً می توانید آن را در همه جا در شب احساس کنید و به نوعی طعم آن را بچشید. این انرژی در تصویر نفوذ کرد. شهر واقعاً داشت از هم می پاشید.

اسکورسیزی همچنین آن تنهایی را تصویر یک تاکسی زرد نمادین نیویورکی که در شب از میان بخار عبور می کند نامید و آن را “طاق ناامیدی” نامید.

اسکورسیزی گفت: “همه به این راحتی شخصیت را درک کردند، حتی یادم نمی‌آید که در مورد شخصیت یا چیز دیگری صحبت کرده باشم.” تازه داشتیم شروع می‌کردیم و هر سه تا حدودی می‌دانستیم در مورد چیست. نماهایی از من و باب در حال صحبت در صحنه فیلمبرداری، نشستن در جایی که غذا منجمد شده بود وجود دارد. ما بیشتر در مورد مسائل شخصی صحبت کردیم و خیلی کم در مورد شخصیت صحبت کردیم. در حالی که فیلم پایانی ممکن است یک بررسی تکان دهنده از تنهایی مردانه باشد، فیلمبرداری «راننده تاکسی» چیزی جز این بود.

فاستر درباره فیلمبرداری گفت: حس جالبی داشت. مثل یک بازی بود و در عین حال مهم به نظر می رسید. اگر با دوستان خود کارگردانی کرده باشید و آثار هنری خلق کرده باشید، احساس می کنید که این جدی ترین کار روی زمین است، اما من نمی توانم جلوی خنده ام را بگیرم!

فاستر که در زمان فیلمبرداری «راننده تاکسی» تنها 12 سال سن داشت، اسکورسیزی را به یاد می آورد که هنگام ساختن پروتز غرق در خون در کشتار آخر فیلم، می خندید.

این بازیگر گفت: وقتی صورت مرد منفجر شد و در آن روزها با سیم پیانو پنج یا شش نفر در دو طرف ایستاده بودند و سعی می کردند قسمت ها را در زمان مناسب از هم جدا کنند، اسکورسیزی فقط فکر کرد چقدر خنده دار است.

فاستر درباره بازی در مقابل دنیرو به عنوان یک کودک روسپی، زمانی را به یاد آورد که مادرش او را برای دیدن فیلم «مرکز شهر» برد و به عنوان یک بازیگر کودک، بلافاصله درخواست همکاری با اسکورسیزی را داد و نقش کوچکی در فیلم او «آلیس دیگر اینجا زندگی نمی‌کند» دریافت کرد و گفت: «من فقط می‌خواستم بخشی از آن باشم، بنابراین هر کاری را که به من پیشنهاد داد، انجام دادم».

فاستر سپس در مورد فیلم بعدی اسکورسیزی گفت: من سعی کردم در نیویورک، نیویورک در سیاهی ارتش باشم، اما نتوانستم زیرا زیر 16 سال داشتم و اجازه نمی دادند شب ها در جایی کار کنم.

در حین فیلمبرداری، دنیرو فاستر را زیر بال خود گرفت، او را از هتلش برد و به رستوران برد تا صحنه های قبل از فیلمبرداری را تمرین کند.

فاستر به یاد می آورد که او به من بداهه پردازی را معرفی کرد که قبلاً هرگز انجام نداده بودم. انگار یک لامپ در سرم روشن شد و یادم می آید که خیلی خوشحال بودم. به هتل آمدم و به مامانم گفتم: “اوه خدای من، فکر می کنم می خواهم بازیگر شوم.” بازی من فقط گفتن کلماتی بود که مردم نوشتند. احتمالاً نمی دانستم که چیزی بیشتر از این ممکن است در آن زمان ممکن بود. فرصت

البته نمی توان تصور کرد که در جایی صحبت از فیلم «راننده تاکسی» و کلمه ای درباره صحنه معروف «داری با من حرف می زنی؟» باشد. دنیرو نباش وقتی مجری برنامه از دنیرو خواست این خط را تکرار کند، شریدر گفت که صحنه در فیلمنامه اصلی است، اما خط “آیا با من صحبت می کنی؟” در فیلمنامه اصلی نبود.

شریدر به حضار گفت: دنیرو در فیلم مانند یک بچه هشت ساله است که با تفنگش جلوی آینه ایستاده است. من هرگز توضیح ندادم دقیقاً چه بگویم. فکر کردم بستگی به بازیگر داره

وقتی از دنیرو پرسیدند که این ایده از کجا آمده است، او گفت: من به این ایده رسیدم.

اسکورسیزی با یادآوری فیلمبرداری آن صحنه در یکی از آخرین روزهای فیلمبرداری گفت: دنیرو حالت خلسه مانندی داشت و به یاد دارم که با هدفون روی زمین نشسته بودم و دنیرو شروع به بازی با اسلحه کرد و سپس این کلمات شروع به بیرون آمدن کردند. پیت اسکوپا، که دستیار کارگردان او در نیویورک بود، در را می زد و من مجبور شدم در را باز کنم. او گفت: «دو ساعت مانده است، باید این کار را انجام دهیم. گفتم باشه چند دقیقه دیگه بهمون فرصت بده.

و به نظر می رسد باید خدا را شکر کرد که اسکورسیزی به کار خود ادامه داد. در غیر این صورت، دیالوگ نمادینی که در پنجاه سال گذشته مدام نقل شده باشد، نداشتیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *