جواد عزتی نمونه جنجالی بازیگری در سینمای پس از انقلاب است. تلفیقی از محبوبیت با نقش دوم و خوش بیان Rel Verdest قهرمان داستان به موفقیت در نقش اول قهرمانان قفل شده و ماندن در چهارراه زندگی جنوبی و شهر جنوبی.
او که بیش از نیمی از دوران بازیگری خود را با نقش های دوم خنده دار متوالی در فیلم های مسلسل دار و شخصیت های خنده دار در سریال های دنباله گذرانده است، اکنون برای بازی در نقش های اصلی که قرار است در آن ها بی قرار طغیان کند و طغیان کند دعوت شده است. او در فیلم کمدی پرفروش خود (هزارپا) روی صحنه نشست و با طعنه های مهران احمدی تیراندازی که در اینستا به شهرت رسید، شوخی کرد. برخی هنوز او را مستحق دریافت جایزه ای می دانند که حتی برای آن نامزد نشده بود (شنای پروانه). در بدترین حالت گردبادی که داداشی می تواند در اطراف جاده ساوه تجربه کند، دست و پا زد و غمگین شد و قمه کشید تا صحنه شکنجه ناتوهای محل درست شود و سکانس دست بیچاره عالی باشد. فراموش نکنید که در خاطره ما در چنین سفری، مناظری مانند آرزوی بابا اتی (قهوه تلخ) به امدادگر درمانده در محاصره (تنگه ابوقریب) از چشم مسافران دور نمانده بود.
اگر سرنوشت را با ظلم بخوانیم، باید پذیرفت که جوان با استعدادی که 2 دهه در سینمای پرفراز و نشیب ما در گرداب نقش های دوم به سلامت از آب در آمد، همیشه در سایه بوده و باقی مانده است. نقش دوم حتی زمانی که زمین و زمان او را برای درخشش آماده کرد، و حتی نامش اول عنوان ها، پوسترها و سربرگ ها آمد.