آخرین مطالب

همکاران

بر من خرده نگیرید: از آدم‌هایی که سرشان توی گوشی است وحشت می‌کنم

شاید بتوانیم خود را با چیزهای جدید وفق دهیم، اما چگونه می توانیم چیزهای قدیمی را فراموش کنیم؟

الیور ساکس، نیویورکر – عمه محبوبم، عمه لن، زمانی که بیش از هشتاد سال داشت به من گفت که هیچ مشکلی در سازگاری با همه چیزهایی که در طول زندگی‌اش جدید بوده‌اند – هواپیماهای جت، سفرهای فضایی، پلاستیک‌ها و غیره ندارد. – اما او نتوانست. به ناپدید شدن چیزهای قدیمی عادت کنید. گاهی می گفت: آن همه اسب چه شد؟ او در سال 1892 متولد شد و در لندن پر از کالسکه و اسب بزرگ شد.

من احساسات مشابهی دارم. چند سال پیش با برادرزاده ام لیز در میل لین قدم می زدم، مسیری نزدیک خانه ای در لندن که در آن بزرگ شدم. روی پل راه آهن توقف کردم که در کودکی دوست داشتم روی نرده ها خم شوم. از آنجا به تماشای چند قطار برقی و دیزلی رفتم و بعد از چند دقیقه لیز که خسته شده بود پرسید: منتظر چه هستی؟ گفتم منتظر قطار بخار هستم. لیز به من نگاه کرد که انگار دیوانه شده ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *