آخرین مطالب

همکاران

78

بازیگری بزرگترین دروغ صادقانه جهان است

“من معتقدم که بازیگری بزرگترین دروغ در جهان است که صادقانه می گوید” این شرایط بخشی از گفتگوی ریهان رازی است. هنرمندی که کار خود را در تئاتر آغاز کرده و مجسمه بهترین بازیگر زن را از چهلمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر و مجسمه ویژه هیئت منصفه در مراسم تئاتر و موسیقی علی مولم (جشن حیفیز) دریافت کرده است.

نقش “هوری” به عنوان یک شخصیت کلیدی و تأثیرگذار در تاسیان بهانه ای برای گفتگو با او در مورد چالش ها و تعامل با تینا پاکراوان و غیره بود.

شما کار خود را از تئاتر شروع کردید و سپس وارد میدان تصویر شدید. بسیاری از مردم بر این باورند که بازیگرانی که از تئاتر آمده اند موفق تر هستند. آیا با این گزاره موافق هستید؟

من معتقدم که تمرین برای بازیگر بسیار ضروری است و به نظر من تئاتر یک روند مهم برای دستیابی به نقش و آفرینش است. البته ، من موافق نیستم که مناطق مختلف هنر را متمایز یا دریچه کنم ، زیرا بازیگرانی که از تئاتر می آیند برتر هستند یا نه ، نکته مهم برای بازیگر از هر دیدگاهی که شامل بدن ، بیان ، نگاه ، تفکر ، ایدئولوژی ، دیدن و غیره باشد.

تجربه تئاتر چقدر می تواند بر تصویر تأثیر بگذارد و چگونه؟

با این حال ، تئاتر یک اجرای زنده است که بازیگر در یک زمان معین ، به عنوان مثال ، 2 دقیقه یا در نهایت 2 ساعت ، برای حرکت از نقطه A به نقطه B و سپس به C ، به معنای یک نقطه شروع و سپس میانه و انتها است. در این زمان ، این نقش باید به گونه ای بازی شود که مخاطب معتقد باشد و زندگی کند ، پذیرفته و همراه من خواهد بود. این یک کار بسیار دشوار است.

از طرف دیگر ، فراموش نکنیم که این بازیگر فرصت بیشتری برای معرفی شخصیت خود در تصویر دارد ، یعنی او آن را به آرامی ایجاد می کند و به مرحله ای می رود که مخاطب قابل قبول باشد.

اما در تئاتر ، سرانجام 6 ساعت است که همه شخصیت ها را به مخاطب اختصاص دهیم تا او معتقد باشد. نادیده گرفتن آل -تایی که تئاتر برای این بازیگر دارد ، واقعاً امکان پذیر نیست زیرا راه را برای بازیگر با خود گرفتن تئاتر واقعی هموار می کند ، که می تواند کمک بسیار مهمی برای بازیگر باشد.

در عین حال ، من می خواهم صادقانه بگویم واقعاً صفر و صد مطلق وجود ندارد ، و آنچه گفتم براساس ظاهری است که من دارم. با توجه به تجربه شخصی خودم ، باید در تئاتر بگویم که با تمرین ، تمرین ، تمرین ، اجرای ، اجرای ، آفرینش ، آفرینش ، آفرینش ، شخصیت ایجاد می شود. لازم به ذکر است که من ادبیات درام را خوانده ام ، تمایل به نوشتن دارم ، یک نمایشنامه و متن می نویسم و ​​قبل از اینکه بخواهم آن را بازی کنم ، شخصیت را در قلم ایجاد می کنم.

در تئاتر ، هیچ فرصتی برای معرفی جزئیات برنامه و دنباله شخصیت در مدت طولانی وجود ندارد ، اما باید آنقدر در صحنه باشد که بیننده پیشینه شما را می داند ، موقعیت فعلی شما را می پذیرد و حتی آینده شما را بدون دیدن آن درک می کند. بعضی اوقات احساس می کنم کار در تئاتر مانند ورزش است زیرا ذهن ، بدن ، نگاه و حتی بیان را برای ایجاد آماده نگه می دارد. به نظر من ، تمرین به معنای واقعی کلمه برای بازیگر مهم است.

حضور شما در سریال Tasian چگونه بود؟

من در تئاتر هایدن بازی می کردم وقتی تینا پاکراوان نظیانین تماس گرفت و از من خواست که ملاقات کنم. من به دفتر او رفتم و به من پیشنهاد حضور در تاسیان را دادم و در مورد شخصیت صحبت کردم. باید بگویم که من بازی را در این سریال با عشق و افتخار پذیرفتم و در این راه چیزهای زیادی آموختم.

در مورد شخصیت “هوی” برای ما بگویید. چگونه آن را شناختید؟

من یک بار به پروژه Tasian پیوستم ، که تقریباً یک سال و نیم فیلمبرداری بود و دوستان در این مدت با هم کار می کردند ، و همچنین نقش ها و موقعیت های زیادی (هم در پشت صحنه یا هم بازیگران جلوی دوربین).

من به عنوان یک بازیگر ، من در صفر نقطه بودم و طبیعی بود که مجبور شدم خودم را پیدا کنم و سپس “هوری” را به عنوان یک نقش بسیار مهم و کلیدی در فیلمنامه ، شخصیت هوری ، که خانم پاکراوان بارها در مورد تأثیر این شخصیت تأکید می کرد ، پیدا کنم.

این مطمئناً با پیچیدگی ها و سختی ها همراه بود. خدا را شکر می کنم که همه چیز خوب پیش رفت و حضور خانم پاکراوان در دستیابی به شخصیت “هوری” بسیار مؤثر بود زیرا به هر حال خالق همه شخصیت ها او بود و آگاهی کاملی از متن و نقش داشت.

تعامل شما با تینا پاکراوان به عنوان کارگردان چگونه بود؟

صادقانه بگویم ، به دلیل مدت زمان کوتاهی که مجبور شدم به شخصیت “هوری” برسم ، بسیار نگران این بودم که آیا می توانم خودم را به نقش و اساساً در زمان ایده آل و بر اساس ایده آل موجود در ذهن من و کارگردان برسانم. این نگرانی در من بود ، اما خانم پاکراوان مرا آرام کرد و به من گفت که او “هوری” است و مرا راهنمایی می کند تا “هوری” را پیدا کنم.

او لحظه ای دست خود را رها نکرد و اگر می خواهم یک مثال عاطفی ارائه دهم ، به نظر می رسد که او دست یک کودک نو پا (هوری) را گرفته است ، و بعد از اینکه او راحت شد که می تواند روی پاهای خود بایستد ، دست خود را ترک کرد و مانند یک مادر ایستاد و همچنان به تشویق و پشتیبانی ادامه داد. این حرکت باعث شد من خیلی سریع خودم را پیدا کنم ، به گروه وصل شوم و با آنها به جلو حرکت کنم. در طول راه ، من از تجربیات خود نیز استفاده کردم و تسلیم نشدم. من همچنین از هر یک از عوامل پروژه تاسیایی که با من بودند تشکر می کنم.

قسمت 2 ممکن است نقطه عطف بازی شما باشد. ورود به خانواده نجات و آشنایی با خواهر جمشید. آیا حضور شما پس از آن پر جنب و جوش تر خواهد شد؟ در مورد چالش برانگیزترین دنباله ای که بازی کرده اید برای ما بگویید.

من فکر می کنم که بازیگری خود یک چالش بزرگ است و به هر حال ، من باید بدانم که هر نقشی که من بازی می کنم واقعی نیست ، بنابراین این یک چالش بزرگ است. اساساً کلمه بازیگر خود یک چالش است. من همیشه به این فکر می کنم که بازیگری یک کلمه ، کلمه ، جمله ، فعل ، فعل ، یک شی و یک صفت است ، و همچنین معتقدم که بازیگری بزرگترین دروغ در جهان است که صادقانه است و چه چیزی سخت تر از این است؟ آیا می توان دروغ بزرگی را صادقانه کرد؟ کسانی که توانستند صادقانه بازی کنند بسیار موفق بودند.

اگر از دیدگاه مخاطب به این سریال نگاه کنیم ، این کار چه ویژگی هایی را می تواند با مخاطب همراه کند؟

صداقت تزریق شده توسط خالق تاسیان.

آیا در مورد پایان گفتگو گفتگو دارید؟

تصور من این است که این جهان برای دور شدن از صداقت ، دوستی ، محبت ، عشق ، دوستی ، بشریت و عزت واقعاً جدی نیست. این واقعیت است که عشق به معنای کاهش رنج انسان است. مؤمن به عشق باشید که تنها راه نجات است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *