آخرین مطالب

همکاران

1247864_908

بازگشتگان و رفتگان بی‌برگشت؛ پیام سیاسی بازگشت قیصر و صدف طاهریان به وطن چیست؟

ظاهرا این بار ماجرا فرق می کند. پس از بازگشت قیصر خواننده لس آنجلسی به ایران و اجرای برنامه در جشنواره ده کیلومتری غدیر، صدف طاهریان با انتشار استوری در اینستاگرام از بازگشت خود به کشور خبر داد.

این تحولات چندین سوال مهم را پیش روی افکار عمومی ایجاد می کند. آیا صدور مجوز بازگشت برای این چند چهره به معنای باز شدن راه بازگشت برای همه هنرمندان و مشاهیر ایرانی خارج از کشور بدون توجه به سمت و سوابقشان است؟ معیارهای این انتخاب ها چیست؟ چگونه افرادی با سوابق و حاشیه نشینی که سال ها مانع از بازگشت و یا کارشان در ایران شده بود، امروز امکان حضور در کشور را پیدا کردند؟

سوال مهمتر مربوط به آینده این چهره هاست. آیا بازگشت به ایران تنها به معنای امکان ورود به کشور است یا امکان ادامه فعالیت هنری و حرفه ای را برای آنها فراهم می کند؟ اجرای زنده سزار در یک مراسم رسمی این تصور را ایجاد کرده است که حداقل در برخی موارد بازگشت با امکان فعالیت همراه است. با این حال، تجربیات گذشته نشان می دهد که شکاف قابل توجهی بین «مجوز ورود» و «مجوز فعالیت» وجود دارد.

تجربیات گذشته نیز این واقعیت را تایید می کند. چهره هایی مانند حبیب، بهمن مفید و مرتضی عقیلی پس از سال ها به ایران بازگشتند اما یا نتوانستند فعالیت هنری خود را از سر بگیرند یا حضورشان به حدی محدود بود که تاثیر چندانی در فضای فرهنگی کشور بر جای نگذاشتند.

در عین حال نمی توان از این نکته غافل شد که پذیرش چنین چهره هایی از سوی نهادهای فرهنگی از زاویه ای دیگر به منزله اعتراف به شکست سیاست های فرهنگی چهار دهه گذشته تلقی می شود. دولتی که در سال 57 با شعار مبارزه با «فرهنگ منحط غرب» روی کار آمد، اکنون برای جلب توجه افکار عمومی و بازسازی سرمایه فرهنگی خود، ناگزیر به سراغ همان چهره هایی رفته است که زمانی نماد همان فرهنگ به شمار می رفتند.

دعوت نامه های ناموفق

جالب است بدانید که تمامی دولت هایی که برای کار در ایران آمده اند، فارغ از گرایش سیاسی خود، دعوت از هنرمندان مهاجر به ایران را به عنوان یکی از راهبردهای فرهنگی خود انتخاب کرده اند.

همه چیز از نیمه دوم دهه هفتاد و با روی کار آمدن سید محمد خاتمی و باز شدن نسبی فضای فرهنگی کشور شروع شد. سید محمد خاتمی در شهریور 1377 در سخنرانی خود در سازمان ملل گفت: با هر گرایشی، هر بینشی، هر سلیقه ای که داریم، نقطه اشتراک بالاتر از این است که ایران را دوست داشته باشیم و ملت ایران را سربلند کنیم؟ اندیشیدن به وطن نقطه مشترک همه ماست.

بسیاری این سخنان را دعوتی از همه ایرانیان خارج از کشور برای بازگشت به ایران دانستند و هنرمندانی مانند بهمن مفید با جدی گرفتن سخنان رئیس جمهور و تغییر فضای سیاسی به ایران بازگشتند اما در نهایت با توقیف گذرنامه و ممنوعیت مواجه شدند.

بهمن مفید درباره بازگشتش به ایران می گوید: گفتند ممنوع التصویر هستم. رفتم تئاتر بازی کنم. بعد یکی با کلت آمد و گفت: تئاتر تعطیل است. من هم رفتم آمریکا! در اواسط مطالعه بودم که رئیس دولت اصلاحات گفت همه مردم ایران دو هفته دیگر می توانند به ایران برگردند. من هم آمدم، پاسپورتم را گرفتند و نگذاشتند برگردم. بد نبود! من پیش مادرم موندم!”

حتی دولت سید ابراهیم رئیسی نیز با بیشترین پایبندی به هسته سخت قدرت، بارها از هنرمندان ایرانی خارج از کشور دعوت به حضور به ایران کرد.

پس از سید محمد خاتمی، حتی محمود احمدی نژاد نیز همین رویکرد را در پیش گرفت. اسفندیار رحیم مشایی، رابط دولت احمدی نژاد با هنرمندان همسفر شد اما تلاش های این دولت عاقبت به خیر نشد. حبیب خواننده معروف لس آنجلسی در این سال ها به ایران بازگشت اما نتیجه ای جز مرگ در انزوا نداشت.

حتی دولت سید ابراهیم رئیسی با بیشترین پایبندی به هسته سخت قدرت، بارها از هنرمندان ایرانی خارج از کشور دعوت به حضور به ایران کرد. محمدمهدی اسماعیلی در گفت وگویی درباره بازگشت معین به ایران گفت: این خواننده به دلیل ایرانی بودن حق بازگشت دارد و نمی توانیم منکر این حق شویم. هر کسی در هر شرایطی می تواند برگردد. از اتفاقات چند روز اخیر متعجبم. دولت آقای رئیسی از روز اول همین سیاست را داشت. هیچ هنرمندی در این مدت متقاضی نبود و ما شرایط بازگشت او را فراهم نکردیم، حتی شرایط اجرا را فراهم کردیم».

اما همه می دانند که حتی همین دعوت رسمی وزیر ارشاد سید ابراهیم رئیسی هم نتوانست زمینه بازگشت چهره هایی چون معین و دیگر هنرمندان ایرانی خارج از کشور را فراهم کند.

مسلماً همین رویه در دولت مسعود مزیکیان نیز تکرار شد. الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در مصاحبه ای رسمی به صراحت اعلام کرد: امروز به عنوان رئیس شورای اطلاع رسانی دولت به صراحت و قاطعانه اعلام می کنم که همه ایرانیان مقیم خارج از کشور – به جز کسانی که موارد بسیار جدی دارند و دستانشان به خون آلوده است – می توانند بدون هیچ مانعی به کشور بازگردند. این فقط نظر من نیست. این موضع رسمی رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس و بالاتر از همه رئیس جمهور است. هرکس بخواهد برگردد، می‌تواند بدون هیچ نگرانی به وطن خود بازگردد.»

مارتیک یکی از هنرمندان مهاجری بود که به این دعوت پاسخ داد. گفت: دعوتشان را می پذیرم و شرایطشان را هم می پذیرم، دلم برای زمین تنگ شده و دلم می خواهد برگردم اینجا نفس بکشم.

دعوت و اطمینان اکید الیاس حضرتی و ابراز تمایل مارتیک نتوانست مشکل را حل کند و هنرمندان ایرانی خارج از کشور را به ایران بازگرداند. اما بعد از جنگ چهل روز اخیر به نظر می رسد گشایش هایی به وجود آمده و شاهد بازگشت هنرمندانی چون قیصر و صدف طاهریان به ایران هستیم. بازگشتی که پیام سیاسی روشنی برای همه سلبریتی های خارج از کشور دارد.

پیام سیاسی بازگشت قیصر و صدف طاهریان به وطن چیست؟

جنگ ایران با ارتش آمریکا و اسرائیل نقطه عطفی در تعیین رابطه حاکمیت و شخصیت ها بود. بسیاری از هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور در صد روز اخیر زیر ذره بین دولت قرار گرفته اند. اولین قربانی این رصد سردار آزمون بود که گرفتار انتشار نابهنگام مطلبی درباره امیر امارات شد و جام جهانی را از دست داد. بعد از این محرومیت هر چقدر هم که عذرخواهی کرد، آزمون بی فایده بود و از لیست نهایی تیم ملی کنار گذاشته شد.

چهره هایی که علناً از حمله آمریکا و اسرائیل دفاع کرده بودند با احکام سنگینی مانند مصادره اموال مواجه شدند. حتی سلبریتی هایی مثل علی دایی که در قبال این اتفاقات سکوت کرده بودند به شدت مورد حمله قرار گرفتند تا جایی که در یک برنامه زنده تلویزیونی جملات توهین آمیزی در مورد او گفتند: “کی در دنیا از این سگ های هلال احمر هم پایین تر است؟ همه سلبریتی ها و خائن ها و وطن پرستانی مثل علی دایی!”

این گونه واکنش ها نشان داد که دولت هر سلبریتی را که کوچکترین موقعیت سیاسی را داشته باشد در دایره بیگانگان قرار می دهد و با آنها به شدیدترین شکل ممکن برخورد خواهد کرد. دادگاه سعدی نیا و لیست بلندبالای وبلاگ نویسانی که تنها به دلیل انتشار مطلب یا مطلبی علیه نظام با مصادره اموال خود مواجه شده اند، نشان از وضعیت جدید روابط جمهوری اسلامی با چهره های مشهور دارد.

اما حضور ناگهانی قیصر در جشن ده کیلومتری عید غدیر خم و بازگشت صدف طاهریان به ایران این سوال را به وجود آورد که تفاوت آنها با دیگرانی که توانستند به ایران برگردند چیست؟

قیصر در اوج جنگ چهل روزه با ترانه سرایی و اظهار نظرهای گاه و بیگاه از مواضع حاکمیت و ایران دفاع کرده بود و صدف طاهریان با سکوت خود در این زمینه موضعی نگرفته بود. همین موضوع باعث شد تا با وجود مخالفت با گفتمان فرهنگی جمهوری اسلامی بتوانند به ایران بازگردند.

البته پیام دولت در این انتخاب ها روشن است: شما می توانید به ایران برگردید، به شرطی که سیاسی نباشید. حتی اگر سزار و صدف طاهریان باشید.

جنگ اخیر بسیاری از معادلات قبلی را تغییر داده است. از سیاست خارجی گرفته تا نگاه به رسانه ها، فرهنگ و افراد مشهور. دولت امروز بیش از گذشته به دنبال جداسازی مخالفان سیاسی، منتقدان و چهره هایی است که صرفا سبک زندگی یا فعالیت هنری متفاوتی داشتند. اما آزمون اصلی نه در صدور مجوز بازگشت، بلکه در تعیین امکان فعالیت حرفه ای این افراد خواهد بود. تجربیات گذشته نشان داده است که بازگشت به وطن لزوماً به معنای بازگشت به عرصه هنر نیست و این موضوع مشخص می کند که آیا با یک تغییر واقعی مواجه هستیم یا تنها با چند استثنا محدود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *