11_35_195

این زیبای خفته‌ کاش بیدار شود

رسانه تی وی بان در مطلبی به انتقاد از بهاره کیانافشار پرداخته است:

با «کلاه پهلوی» خوب شروع شد؛ اما این نکته ثابت شد که فقط یک چهره زیبا نمی تواند شما را به جایی برساند، بارها به او فرصت داده شده تا بر کلیشه های ثابت بازیگری اش غلبه کند؛ اما تنها چند بار به نقطه مطلوب نزدیک شده است، حتی در «موسی کلیم الله» و نقش آسیا، مسئولیتی را بر عهده نگرفته است.

سریال «بی عطاف» یکی دیگر از گواه این است که کیان افشار استعداد کافی در بازیگری ندارد. با این حال، امیدواریم که او به زودی کاری کند که ما را به نشانه تسلیم بالا ببریم. در حال حاضر، مهتاب “بی تفاوت” شبیه به بسیاری از تجربیات او است. اغلب شبیه گریم و حالت های مکرر این بازیگر در اکثر نقش ها این احساس را به ما می دهد که مستقیماً از یک کار به اثر دیگر وارد شده است.

3241654

کیان افشار دور از حاشیه است و این یک نکته مثبت حرفه ای محسوب می شود. او باید مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا شهرت او به نمایش آثارش کمک می کند. اما باید پذیرفت که این یکی هم مانند دو نفر دیگر (رهنما و افشاری) به جای پیشرفت، گیر کرده است».

254156

بهاره کیانافشار در سریال عاشقانه یکی از تیپ های آشنای خود را تکرار کرد. زنی آرام و کم حرف با حالات صورت که به نظر می رسد برای همه نقش ها آماده شده است. مشکل اصلی این بود که «عاشقانه» پر از بازیگرانی بود که حتی در ضعیف ترین لحظات سعی می کردند به شخصیت هایشان جزییات بدهند، اما کیان افشار بیشتر شبیه به آدمی بود که فقط دیالوگ ارائه می دهد و قرار نیست چیزی بیشتر از این بسازد.

بازی او در «عاشقانه» عملا فراز و نشیب نداشت. نه عصبانیتش باورکردنی بود، نه احساسات عاشقانه اش و نه حتی لحظات حساسش. این باعث شد که حضور او در میان آن همه شخصیت پرتنش رنگ بیفتد و به یکی از فراموش نشدنی ترین بازی های حرفه ای اش تبدیل شود. تماشاگران احساس می کردند که با همان شخصیت تکراری روبرو هستند. فقط با لباس و لوکیشن متفاوت.

در فیلم دوشمن زن شرایط چندان متفاوت نبود. کیان افشار در اثری بازی کرد که اساسا نیاز به ریتم، انرژی و توانایی درک موقعیت های کمدی داشت، اما نتوانست خود را با فضای فیلم وفق دهد. بازی او بیش از حد خنثی و کنترل شده بود. انگار هنوز در یک ملودرام تلویزیونی ایفای نقش می کند نه یک کمدی تجاری.

بزرگ ترین ایراد بازی او در «دشمن زن» این بود که نه شیمی خاصی با دیگر بازیگران داشت و نه توانست حتی یک سکانس ماندگار خلق کند. در فیلمی که قرار بود بر اساس روابط شخصیت ها ساخته شود، عملا تبدیل به یک حضور تزیینی شد. حضوری که حذف آن به اثر کلی آسیب نمی رساند. این همان مشکلی است که سال هاست در بازی های کیان افشار دیده می شود. وجود دارد، اما اثری ندارد.

سریال دل نمونه بارز دیگری از تکرار مداوم اوست. در مجموعه‌ای که پر از اغراق‌های احساسی و بازی‌های پرتنش بود، انتظار می‌رفت حداقل یکی از بازیگران بتواند با کنترل و لطف تعادل برقرار کند. اما کیانافشار باز هم به همین الگو متوسل شد. چهره ای غمگین، صدای یکنواخت و واکنش هایی که پیش از این بارها دیده ایم.

حتی در سکانس هایی که شخصیت او باید دچار فروپاشی عاطفی می شد، اجرای او تفاوت محسوسی با لحظات عادی نداشت. مشکل فقط کمبود احساسات نیست. مشکل اینجاست که او ابزار بازیگری متنوعی ندارد و اغلب با یک لحن و یک نگاه به ایفای نقش می پردازد. به همین دلیل مخاطب پس از سال ها هنوز نقشی کاملا متفاوت و غافلگیرکننده از بهاره کیان افشار را به یاد نمی آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *