حسرت ایران برای جام ملت های آسیا به نیم قرن رسیده است. این دوره را به توسعه در قطر باختیم، نه به فوتبال قطر، به توسعه در مقابل سرمایه گذاری در کشوری که درهای خود را به روی سرمایه گذاران خارجی و تمام جهان باز کرده است و مانند سایر کشورهای عربی در ساحل جنوبی خلیج فارس، توسعه متوازن را از دست دادیم. و نه سرطان فقط در یک مورد از طریق میدان می رود. اینکه ما به قطر باختیم یک طرف ماجرا است، چه درس هایی از این باخت گرفتیم طرف دیگر ماجرا.
همانطور که به نظر می رسد ما از این باخت درس عبرت نگرفته ایم. با همین شرایط تیم را برای جام جهانی آماده می کنیم. تیمی مبتنی بر بازی با غیرت و تعصب و سرمایه گذاری روی شانس.
فرهنگ استعفا که به هر دلیلی در قاموس مسئولین ما نمی گنجد. از مسئولان تیم ملی فوتبال و فدراسیون گرفته تا مسئولان دولتی. بنابراین چون همه با هم در هیچ زمینه ای به پیروزی درخشانی نمی رسند، پس همه همدیگر را درست درک می کنند. وقتی پلاسکو می سوخت، هیچکس حرفی نمی زد، چون مسئولان دولتی وسط بودند و یک نفر باید مسئولیت آن را بر عهده می گرفت، اما وقتی بیمارستان خصوصی گاندی آتش گرفت، همه به دنبال مقصر هستند. ما به پاداش دادن به بازندگان و بازندگان عادت کرده ایم. مشروط بر اینکه «از ما» باشند.