در 6.5 متری، صمد مجیدی، افسر ارشد پلیس مبارزه با مواد مخدر در حال تعقیب ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده)، قاچاقچی بزرگ شیشه در تهران است. پس از دستگیری حسن گاوی (یکی از افراد مرتبط با شبکه)، تحت فشار بازجویی صمد، او اطلاعاتی می دهد که الهام (برادرزاده او) نامزد و معشوق نصیر بوده و احتمالاً از مخفیگاه او اطلاع دارد.
الهام (با بازی پریناز ایزدیار) به عنوان شاهد/مظنون احضار می شود. او رابطه گذشته خود را با ناصر رها کرده و ظاهراً زندگی جدیدی دارد، اما پلیس او را تحت فشار قرار می دهد. صمد در اتاق بازجویی با روشی هوشمندانه، روانی و گاهی پرخاشگرانه از الهام سوال می کند. معادی در نقش صمد که آرام کنترل شده اما مصمم است از ترکیبی از اطلاعات موجود، فشار روانی و اشاره به گذشته الهام استفاده می کند تا او را به همکاری وادار کند. به عنوان الهام، ایزدیار عملکرد درخشانی نیز ارائه می دهد: ترکیبی از مقاومت اولیه، اضطراب، ترس از عواقب، و ناسازگاری درونی بین وفاداری گذشته و وضعیت فعلی اش. سکانس بر اساس دیالوگ های تند و دقیق است و تنش آن با بازی چهره ها، فضای بسته اتاق و لحن صمد تشدید می شود.
در فیلم «زن و کودک» به کارگردانی سعید راوشیت، یکی از سکانس های کلیدی و پرتنش، تقابل مستقیم شخصیت مهناز (با بازی پریناز ایزدیار) و شخصیت حمید (با بازی پیمان معادی) در فضایی انباری است. پس از تنش ها و اختلافات در رابطه مهناز (پرستار بیوه) و حمید (راننده آمبولانس)، مهناز در این سکانس کاملا بر اوضاع مسلط است و رو در رو با حمید می ایستد. او با لحنی محکم، آرام اما تهدیدآمیز، قدرت و نفوذ خود را آشکار می کند. مهناز آشکارا اعلام می کند که اقدامات موثری برای محدود کردن زندگی حرفه ای حمید انجام داده است. از جمله ابطال یا اختلال در پروانه فعالیت آمبولانس وی به گونه ای که هیچ بیمارستان یا مرکزی در ابتدا مایل یا قادر به پذیرش وی نباشد.
به عقیده برخی کاربران، این دو سکانس از نظر فضای تنش و نحوه مواجهه شخصیتها با قدرت و کنترل، شباهتهایی با یکدیگر دارند و همین امر باعث شکلگیری این تصور شده است که شخصیت مهناز در «زن و بچه» نوعی پاسخ یا تلافی نمادین به تجربیات یا موقعیتهای مشابه در آثار دیگر ارائه میکند.