عصر امروز سی ام شهریور شب گردانندگان صدا و صداپیشگان در خانه سینما با حضور جمعی از سینماگران و هنرمندان برگزار شد و اصغر فرهادی کارگردان برنده اسکار نیز در این مراسم حضور داشت.
در این مراسم از حسن زاهدی، اسحق خانزادی و بهروز شهامت تجلیل شد.
اصغر شاهوردی، محمدمهدی اصغرپور، منوچهر شهسواری، محمد آلادپوش، عادل تبریزی، کامران سحرخیز، بهمن اردلان، جهانگیر میرشکاری، علی قویتان، آرش قاسمی، علی اکبر ثقفی، نادر فقانی، امیر عابدی، بهرام بدخشانی، محمدعلیجوادخشانی، محمدعلی نسخآوشانی، هوشنگ گلمکانی، بهرام عظیمی از جمله هنرمندان حاضر در این برنامه بودند.
بهمن اردلان در ابتدای این برنامه به پیشکسوتان عرصه صدا در سینما که برخی از آنها در قید حیات نیستند اشاره کرد و از برگزاری این مراسم ابراز خوشحالی کرد و گفت: دوست داشتیم برای افراد دیگری همچون بهروز آزاسیان، محمدرضا دلپاک، جهانگیر میرشکاری و… مراسم بزرگداشتی برگزار کنیم، اما فعلا امکان پذیر نشد.
وی ادامه داد: یکی از آرزوهای انجمن همیشه برگزاری مراسم سالانه صدای فیلم هاست که امیدواریم این امر محقق شود و این یکی از اهداف ما بود و آیین نامه اجرایی آن را تدوین کردیم.
این هنرمند فعال در حوزه صدا در ادامه به خواندن متنی پرداخت و در آن به جایگاه صدا در سینما اشاره کرد و گفت: از صداپیشگان سینمای ایران برای تدریس در ژاپن یا حضور در آکادمی اسکار دعوت می شود و این ارزش فعالان این عرصه است، اما باید به سینماگران هشدار داد و از سینماگران خواست که با صدای سینما بهتر برخورد کنند. تنها با دانش و فناوری نمی توان به صدای خوب دست یافت و اگر این جایگاه حفظ نشود در آینده با صدایی کم اعتبار مواجه خواهیم شد.
در ادامه این مراسم تصاویری از حسن زاهدی پخش شد که در آن خانه سینما را برای خود امید تعریف کرد و گفت: من سربازی هستم که با سپر و کلاه خود جلوی خانه سینما می ایستم و از آن محافظت می کنم.
او در این ویدئو به برخی از فیلم ها و همکاری های خود اشاره کرد.
سپس منوچهر شهسواری (سینماگر) پشت میکروفن حاضر شد و خطاب به حسن زاهدی گفت: از زمانی که شاگرد شما در تلویزیون بودم تا بعد که با هم دوست بودیم، گوهر روح شما ثابت مانده است.
وی با اشاره به حضور اصغر شاهوردی در این مراسم افزود: من و اصغر شاهوردی پشت نیمکت درس می خواندیم و حالا او اینطور (روی ویلچر) آمد و من هم اینطور آمدم! نمی دانم چه غم انگیز است؟! چون معتقدم ناامیدی دیویی است که از دل آدمی بیرون نمی رود و وای بر ما اگر ناامیدی در دل ما ریشه دواند.
شهسواری همچنین خطاب به حسن زاهدی گفت: تو مال سینما و آدم هایش هستی و آدم هر جا باشد جایی پیدا می کند.
در ادامه اصغر فرهادی کارگردان معروف به روی صحنه آمد و گفت: صدا آنقدر در سینما اهمیت دارد که آخرین فیلمم را با صدا ساختم و کارم به جایی رسیده که هنگام نوشتن و قبل از نوشتن تصویر صدا را می نویسم و شاید به این دلیل است که می توانیم بیشتر تصور کنیم. صدا عنصر مهمی است که در جان و خون فیلم بسیار موثر است.
او درباره حسن زاهدی با اشاره به مسعود بهنام و شاهوردی که صدای روی صحنه را به سینما آوردند، گفت: چیزی در سینمای ایران وجود دارد که من در خارج از ایران تجربه نکرده ام و آن حس پدر بودن صدابرداران در سینمای ایران است.
فرهادی خطاب به اردلان و سخنانش گفت: صدا در سینمای ایران تحسین برانگیز است و در دنیا بارها شنیده ام که گفته اند چطور چنین کاری کردی؟!
سپس حسن زاهدی به خود آمد و گفت: اگر در سینما به جایی رسیدم برای جهانگیر میرشکاری صدقه است. من هرگز این را فراموش نمی کنم.
او خود را از اسحاق خانزادی و بهروز شهامت کوچکتر می دانست و خاطره ای از ضبط فیلم «رقص در غبار» تعریف کرد.



