امید محمدی; بازار: در کشورهای پیشرو در صنعت خودروسازی، شرکت های موفق محصولات یا بازار هدف خود را بدون برنامه ریزی دقیق و تحلیل عمیق تغییر نمی دهند. آنها به سادگی بازار خود را در اختیار رقبا یا کشورهای ثالث قرار نمی دهند و بی پروا باعث غیرصنعتی شدن نمی شوند. اما در کشور ما انگار همه این اتفاقات همزمان می افتد. اکنون که مدیران جدید کشور و صنعت وارد عرصه شده اند، آیا زمان آن نرسیده که هر تغییری با این پرسش آغاز شود که «چرا»؟
تصمیمگیرندگان استراتژیهای کلان ملی و شرکتهای پیشرو بینالمللی، بهویژه در صنعت خودرو، بر ضرورت درک «چرا» هر تغییری تأکید میکنند. این رویکرد برای انطباق با اهداف استراتژیک و شرایط متغیر بازار ضروری است.
چرا خودروسازان داخلی از تجربیات جهانی و ابزارهای مدیریت استراتژیک برای ایجاد تغییرات مثبت استفاده نمی کنند؟ چرا در تصمیم گیری ها منافع ملی بلندمدت فدای منافع کوتاه مدت گروه های خاص می شود؟
چرا باید «چرا» را جدی گرفت؟
برای شروع هر کسب و کاری، ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که تغییرات پیشنهادی با استراتژی کلان ملی و اهداف سازمانی همسو هستند. این مستلزم پاسخ به این سوال است که آیا استراتژی ها به روز می شوند یا در چارچوب مذکور تغییر می کنند؟ در صنعت خودرو، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می کند، زیرا مقررات سختگیرانه ای مانند استانداردهای آلایندگی و ایمنی تغییرات اجتناب ناپذیری را اعمال می کند. همچنین، پیشرفتهای سریع فناوری، از خودروهای تمیز و خودران گرفته تا فناوریهای متصل، شرکتها را مجبور میکند بین پذیرش نوآوری یا حذف شدن از رقابت یکی را انتخاب کنند. تغییر در ترجیحات مصرف کننده و افزایش تقاضا نیز می تواند چالش هایی مانند مشکلات ترافیکی و آلودگی را تشدید کند.
چرا خودروسازان داخلی از تجربیات جهانی و ابزارهای مدیریت استراتژیک برای ایجاد تغییرات مثبت استفاده نمی کنند؟ چرا در تصمیم گیری ها منافع ملی بلندمدت فدای منافع کوتاه مدت گروه های خاص می شود؟ چرا نتایج مطالعات امکان سنجی و ارزیابی های علمی در تدوین سیاست ها لحاظ نشده است؟
چالش های داخلی؛ مشکلات از کجا شروع می شود؟
متاسفانه خودروسازانی در کشور هستند که هنوز به اساسی ترین سوالات راهبردی پاسخ نداده اند. عرضه محصولات غیر استاندارد نشان دهنده تاخیر در درک پویایی بازار و صنعت جهانی است. به همین دلیل است که با وجود هزینه های قابل توجه در صنعت خودرو، چیزی جز نارضایتی مشتریان و کنترل بازار توسط نمایندگی ها حاصل نمی شود.
از صنعتگران گرفته تا مصرف کنندگان و زنجیره تامین، سوالات زیادی وجود دارد که تاکنون از تصمیم گیرندگان نپرسیده ایم. آیا اکنون که دولت جدید وارد میدان شده است، می توانیم این «چرا»ها را مطرح کنیم؟ آیا ما پاسخ های “روشن” دریافت خواهیم کرد؟
خصوصی سازی؛ فرصتی برای تحول یا تهدیدی برای توسعه؟
«چرا» خصوصیسازی صنعت خودرو در ایران بهجای بهبود بهرهوری و کاهش فساد، اغلب منجر به تمرکز بیشتر ثروت در دست گروههای خاص میشود؟ چرا برنامه های عملیاتی مشخص و معیارهای نظارتی قوی در روند واگذاری صنایع وجود ندارد؟ آیا ارزیابی دقیقی از نتایج خصوصی سازی های گذشته صورت گرفته است؟ چرا نهادهای نظارتی به جای حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان به تماشاگران منفعل تبدیل شدند؟
چرا تصمیمات کلان صنعتی اغلب واکنشی هستند و فاقد استراتژی بلندمدت هستند؟
صنعتی زدایی در جاده ویژه تصمیمات عجولانه یا سیاست های مخرب؟
«چرا» سیاست های صنعتی زدایی بدون توجه به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اجرا می شود؟ چرا تصمیمات کلان صنعتی اغلب واکنشی هستند و فاقد استراتژی بلندمدت هستند؟ آیا مسئولان از آسیب های ناشی از بیکاری، رکود صنعتی و از دست رفتن فرصت های صادراتی آگاه هستند؟ چرا دولت در حمایت از صنایع اساسی و استراتژیک مانند خودرو، پتروشیمی و فولاد کوتاهی می کند؟
عدم تعادل انرژی؛ بحران پنهان در اقتصاد ایران
«چرا» با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان درباره بحران عدم تعادل انرژی، سیاست های اصلاحی در حوزه مصرف، تولید و توزیع انرژی اجرا نمی شود؟ چرا سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی در اولویت نیست؟ چرا بنزین تولیدی کشور همچنان بی کیفیت است و منجر به افزایش آلودگی هوا، آسیب رساندن به خودروها و افزایش هزینه های بهداشتی می شود؟
چرا توسعه حمل و نقل عمومی به جای افزایش تولید خودروهای شخصی در دستور کار نیست؟ آیا سیاست گذاران از تبعات وابستگی به واردات بنزین چه از نظر اقتصادی و چه از نظر امنیت ملی آگاه هستند؟ چرا قیمت گذاری نادرست انرژی باعث هدر رفتن منابع و افزایش مصرف می شود؟
ترافیک؛ هزینه سنگینی برای جامعه
«چرا» توسعه زیرساخت های حمل و نقل عمومی همچنان در شهرهای بزرگ کشور به کندی پیش می رود؟ آیا دولت از تاثیر ترافیک بر اتلاف وقت، افزایش مصرف سوخت و آلودگی هوا آگاه است؟ چرا سیاستگذاران به جای حل مشکلات اساسی ترافیک، واردات خودروهای لوکس و تسهیل مصرف گرایی را تشویق می کنند؟ چرا از ابزارهای هوشمند حمل و نقل و مدیریت ترافیک استفاده نمی شود؟
دلایل بی پاسخ صنعت خودرو
«چرا» بدهی های سنگین خودروسازان به قطعه سازان همچنان پابرجاست و روحیه همکاری بین ذینفعان را تضعیف کرده است؟ چرا استفاده از قطعات بی کیفیت منجر به افزایش هزینه های نگهداری خودروهای داخلی می شود؟ چرا واردات فناوری های نوین به صورت هدفمند انجام نمی شود و به جای ارتقای کیفی، همچنان سیاست گذاری بر اساس کمیت است؟
آیا با توجه به رهبری فرشاد مقیمی به عنوان رئیس هیئت عامل ایدرو، آیا در دوره جدید فرصت طرح این «چرا»های اساسی و یافتن پاسخ های دقیق فراهم می شود؟
راه حل چیست؟
برای پاسخ به این «چرا» باید رویکردی جامع، علمی و شفاف اتخاذ کرد. همسویی سیاست های صنعتی با چشم انداز بلندمدت توسعه، ارتقای شفافیت در فرآیند تصمیم گیری و استفاده از ظرفیت نخبگان و کارشناسان داخلی اولین گام برای «برون رفت» از شرایط کنونی است.
آیا با توجه به رهبری فرشاد مقیمی به عنوان رئیس هیئت عامل ایدرو، آیا در دوره جدید فرصت طرح این «چرا»های اساسی و یافتن پاسخ های دقیق فراهم می شود؟