وقتی از علی شریعتی صحبت می کنیم، شاید دورترین مقوله ای که بتوان با نام و کلام او تثبیت کرد، سینماست. با اینکه از هنر بسیار گفت و مجموعه گفتارهایش درباره هنر در کتابی به همین نام منتشر شد.
از جمله دیدگاه های او در مورد هنر این است که: «هنر تجلی نیروی خلاق انسان در جبران، آراستن و تداوم هستی است». یا «هنر کار دیگری است که می کند این است که چیزی بسازد و بسازد که در این زندگی و در این طبیعت نیست، اما من به آن نیاز دارم» اما کمتر از هنر سینما گفت.
اما شریعتی با سینما بیگانه نبود و اگرچه مستقیماً در این باره صحبتی نکرد، اما از خاطراتی که برخی سینماگران نقل کرده اند، می توان نگرش او به سینما را فهمید.
از جمله مسعود کیمیایی، یکی از کارگردانان مطرح موج نو سینمای ایران، درباره رابطه اش با شریعتی و نگاهش به سینما گفته است:
دکتر علی شریعتی را از کتاب ها و سخنرانی های ایشان می شناختم و حتی گاهی با هم در ارتباط بودیم، بنابراین ملاقات من با دکتر شریعتی خیلی قبل از نمایش قیصر اتفاق افتاد، اما خیلی ها این ماجرا را نمی دانند. شریعتی چندین بار اما شب نمایش سزار بود که او را از دور دیدم و احوالپرسی رد و بدل کردیم گاو و گفت بین این دو فیلمی که ما دنبالش هستیم سزار است چون معتقد بود فیلم «مذکر» و «فعال» بی فایده است و از «سزار» قدردانی کرد او در مورد این فیلم، یعنی نه با من، بلکه با عباس شباویز، مفصل صحبت کرد و از خوبی های فیلم به او گفت.
نام شریعتی از جهاتی دیگر با سینمای ایران گره خورده است و آن هم به دلیل حضور برخی از پیروان او که پس از انقلاب به عنوان کارگردان سینما فعالیت می کردند. آن زمان «دکتر» در «حسینیه ارشاد» دوستان و شاگردانی داشت که به حرف های او گوش می دادند.
افرادی مانند «فخرالدین انور»، «سید محمد بهشتی» و «محمدعلی نجفی» که همگی اولین کارگردانان سینما پس از انقلاب به ویژه در دوران وزارت سیدمحمد خاتمی بودند.
محمدعلی نجفی که بیشتر به عنوان کارگردان سریال «سربداران» شناخته می شود، درباره تاثیر شریعتی بر خودش و هنر گفت:
وی ادامه داد: در دوره دانشجویی ما همه مقوله های هنری در انحصار گروه های چپ بود، بهترین ترجمه کتاب های فکری و جامعه شناسی متعلق به آن ها بود، اصولا بدنه روشنفکری در انحصار نیروهای چپ بود، چون مذهبی ها اصلا تئاتر و سینما را قبول نداشتند؛ چرا که مردم تئاتر و سینما را قبول نداشتند. اما کار بزرگی که دکتر شریعتی در حوزه فرهنگ و هنر انجام داد این بود که بچه های مذهبی مثل ما را که انجمن اسلامی داشتیم با جسارت وارد عرصه فرهنگ و هنر کردند خوب یادم هست یک روز مثال زد در مورد من و به هیأت امنای حسینیه گفت این جوان جرات دارد گناه کند؟!
جالب است که شریعتی در اولین سال های دهه 1350 نمایشی بر اساس فیلم «رضا موتوری» مسعود کیمیایی را در حسینه ارشاد، همان جایی که در آن سخنرانی می کرد، تماشا می کرد.
کیمیایی گفت: یک روز دکتر شریعتی با من تماس گرفت و گفت: «اجازه میدهی در این اجرایی که برای تئاتر انجام میدهیم پایان فیلم را عوض کنیم؟» میخواستند جای «عباس کرازه» را عوض کنند. به هر حال در «حسینیه ارشاد» میخواستند آن را اجرا کنند و فکر میکنند که باید در داستان آنها مخالفت میکردند و فکر میکنم کارگردان آن نمایش «فخرالدین انور» بود یا روی صحنه بازی میکردم یا پشت صحنه بودم در شب نمایش «قیصر» که او هم در سینما حضور داشت این اتفاق نیفتاد.
داریوش ارجمند از جمله بازیگرانی است که همواره شاگردی شریعتی در دانشگاه را از افتخارات خود می داند و می گوید: دکتر شریعتی ذهن بسیاری از جوانان آن دوره را زیر و رو کرد و در ذهن همه تردید ایجاد کرد که بروند و پاسخ سؤالاتشان را بیابند».
او گفت: «شاگرد کلاس اول مرحوم دکتر شریعتی بودم و در دانشگاه مشهد به عنوان هنرمند مشغول به کار بودم و آقای دانشور نیز از نویسندگان آن دوره و جوانی با استعداد بود، ایشان ادبیات خوانده و من در رشته تاریخ در دکتر کلاس شریعتی.»
ارجمند هم مدعی شد یک بار در ساواک به آقای شریعتی گفتند دوستانت را نام ببر و ایشان اسم من را آوردند، علی شریعتی را نواب صفوی خطاب کردند و به من گفتند چاقو کش نواب صفوی!
ارجمند خود را به شدت متاثر از اندیشه های دکتر شریعتی می داند و معتقد است که او مردی مبارز بوده است.
او در جایی گفت: این جمله کتر شریعتی همیشه در ذهنم می ماند: «اگر طناب مرا قطع کنند، پشیمان می شوم که به قلبشان «آه» گفته ام. و او واقعاً این کار را کرد. بر اساس اعتقاداتش عمل کرد. قرار بود در پاریس به دکتر مراجعه کنم، اما او دیگر ضرب الاجل نگرفت.»
داوود میرباقری یکی از کارگردانانی است که برای دکتر شریعتی احترام خاصی قائل است و حتی درباره فیلم امام علی گفته است که این سریال را تحت تاثیر دیدگاه شریعتی نسبت به امام علی و با الهام از سخنان او «علی تنهاست» ساخته است.
میر باقری همچنین تاکید کرد که یکی از خوانندگان جدی کتاب های علی شریعتی است و آگر و اندیشه های او ادبیات و مفاهیم جدیدی را وارد دین کرده است.
در میان کارگردانان سینمای ایران، حسن فتحی ارادت خاصی به دکتر شریعتی دارد و حتی زمانی گفته بود که از او فیلم مستندی خواهم ساخت.
وی درباره زمان ساخت این مستند گفت: وی ادامه داد: قطعا ساخت این فیلم نیازمند تحقیق، تحقیقات میدانی و تحقیقات کتابخانه ای است و تا زمانی که این مرحله را طی نکنم نمی توانم زمانی را برای ساخت این فیلم تعیین کنم، زیرا این پژوهش خودش زمان بر است، بنابراین با وجود اینکه تمایل جدی دارم این فیلم را بسازید، هنوز نمی توانم زمانی را برای ساخت آن مشخص کنم.”
او همچنین سریال «شهرزاد» را به علی شریعتی تقدیم کرد.
فتحی به مناسبت شروع فصل دوم شهرزاد در صفحه شخصی خود نوشت:
«قهرمانان زندگی هر یک از ما، اکثر آنها در مرحله خاصی از زندگی ما به ما الهام داده اند و پس از گذشتن از آن مرحله، دیگر ظاهر و جذابیت مشابهی نداشتند؛ اما برای من، در بین همه قهرمانان من. در زندگی، یک قهرمان همیشه محبوب و ماندگار است که من بیش از هرکس دیگری تولد فکری، معنوی، اخلاقی و هنری خود را مدیون او هستم، اکنون که چهلمین سالگرد ظهور این مرد بزرگ در عرصه فرهنگ و اندیشه است مصادف با شروع فصل دوم سریال شهرزاد است، سهم خود را به نام، یاد و روح دکتر علی شریعتی به عنوان خالق این اثر تقدیم می کنم.
از بین فرزندان دکتر شریعتی، «سوسن شریعتی» دختر بزرگ وی علاقه زیادی به سینما دارد و آن را با جدیت دنبال می کند.
خانم شریعتی حتی در مورد آثار سینمایی سخنرانی یا اظهار نظر می کند و یا در مجلات و مطبوعات مقاله می نویسد و از جمله مقالات مهم او درباره سینمای کیارستمی است که در ماهنامه ایران فردا منتشر می شد یا یادداشتی درباره سینمای اصغر فرهادی در روزنامه شرق.
احمد غلامی، سردبیر وقت روزنامه شرق، یک بار درباره فیلم «سرخ پوست» با او مصاحبه کرد و عنوان آن «نجات از چوبه دار» بود.
لی شریعتی زود از دنیا رفت و امروز چهل و هفت سال از مرگش می گذرد. شاید اگر بیشتر عمر می کرد، می توانستیم داستان های متنوع تری از او درباره سینما بشنویم