روزنامه اطلاعات نوشت: تا اینجای کار مشکلی نبوده و شاهد واکنشی بودیم که شاید اگر خیلی از ما تراکتوری بودیم همین تصمیم را می گرفتیم و طبیعی است که هر فرد تحصیلکرده و بافرهبی نسبت به بی ادبی واکنش نشان دهد اما…!
این کلمه «اما» که در آخر جمله بالا به کار بردیم، مربوط به حال نیست بلکه مربوط به گذشته است. حدود دو ماه پیش که خداداد عزیزی در تبریز و در بازی تراکتور و گل گهر از امید عالیشاه تمجید کرد و فایل صوتی او در فضای مجازی منتشر شد، آیا کسی ناراحتی از آقای زنوزی دید؟ آیا خبری بود که زنوزی به سرپرست تیمش بگوید چرا اینقدر حرف های بلند زدی و من از شنیدن این حرف های زشت متنفرم؟ آیا مالک تراکتور از فحاشی سرپرست تیمش عصبانی شد و او را اخراج کرد؟
نه تنها هیچ یک از اتفاقات بالا رخ نداد، بلکه خداداد عزیزی در سفر تراکتورسازی به عمان در کنار این تیم بود و اتفاقا گزارشی از سفر 18 ساعته این تیم را نیز منتشر کرد.
عجیب است که چگونه آقای زنوزی در انزلی از شعارهای تعدادی از تماشاگران که درصد کمی از طرفداران واقعی ملوان را شامل می شدند عصبانی می شود اما از فحاشی خداداد عزیزی که چند برابر هولناکتر از شعارهای انزلی بود، دلش تکان نمی خورد!
هیچ دلیل منطقی برای این تناقض ظاهری پیدا نمی شود مگر اینکه آقای زنوزی حساسیت فصلی به فحش دادن داشته باشد، چون خدا آن حرف ها را در تابستان گفته و حساسیتی وجود ندارد، اما ملوان ها در پاییز شعار دادند که اوج حساسیت فصلی است!
احتمالاً وقتی دیدند باشگاه تراکتورسازی با خداداد عزیزی برخورد نمی کند، فکر می کردند روی شعارهای منشور حساسیتی وجود ندارد، غافل از اینکه فصل تغییر کرده و شرایط تغییر کرده است!