ایلیاد هومر، که داستان افسانه ای جنگ تروا را روایت می کند، شاید معروف ترین اثر ادبی یونان باستان باشد. موضوع هیجان انگیز و تکان دهنده آن که شامل داستانی از جنگ، درگیری، عشق و از دست دادن است، به حماسه ای ماندگار تبدیل شده است که هنوز در صحنه های مختلف هنری از جمله بوم نقاشی نقاشان و دیوارهای بناهای تاریخی مطرح می شود.
صحنه های مختلف حماسه های هومر موضوع منتخب بسیاری از هنرمندان مشهور گذشته، چه مجسمه سازان و چه نقاشان بوده است. در زیر مروری بر برخی از معروف ترین آثار هنری است که به طرز ماهرانه ای صحنه هایی از ایلیاد را به تصویر می کشند.
آشیل و بریسیس (یا بریس برگرفته از آشیل)
«آخیل و بریسیس» یک نقاشی دیواری یا دیواری است که بار دیگر شکوه «هومر» را به نمایش می گذارد. این نقاشی که در شهر پمپئی ایتالیا در «خانه شاعر تراژیک» کشف شد، مربوط به قرن اول میلادی است.
این نقاشی دیواری رومی که با رنگ های پررنگ نقاشی شده است، صحنه ای را در ابتدای ایلیاد به تصویر می کشد که در آن بریسیس، اسیر تروا، توسط سربازان آگاممنون از آشیل جدا می شود.
در این نقاشی دیواری می توان «آشیل» را با چهره ای آزرده که روی صندلی نشسته و نیزه اش را در دست گرفته به وضوح تشخیص داد. اهمیت این اثر هنری در این است که در «ایلیاد» یک نقطه تعیین کننده است. یعنی آغاز خشم «آشیل» را به تصویر می کشد.
«آندروماش در سوگ هکتور» نوشته «ژاک لوئیس دیوید»

ژاک لوئیس دیوید نقاش نئوکلاسیک فرانسوی بود که به خاطر به تصویر کشیدن صحنه هایی از دوران یونان و روم باستان شهرت داشت. از جمله آثار او که الهام گرفته از «ایلیاد» و شخصیت های آن است، تابلوی «آندروماش سوگ هکتور» است که در سال 1783 کشیده شده است.
این نقاشی آندروماخ شاهزاده تروا را در سوگ همسرش هکتور نشان می دهد که توسط آشیل کشته شد. تمام نور به بیان تکان دهنده اندوه بر چهره آندروماش می افتد. در این نقاشی، پسرشان نیز به تصویر کشیده شده است که سعی دارد او را دلداری دهد.
این نقاشی احساسات شدیدی را در بیننده برمی انگیزد و آن را به یکی از استادانه ترین نقاشی های صحنه مرگ هکتور در ایلیاد تبدیل می کند.
«زندگی آشیل» نوشته «پیتر پل روبنس»

باید بگوییم که «زندگی آشیل» یک اثر هنری نیست، بلکه مجموعه ای از ملیله های بافته شده یا ملیله های طراحی شده توسط «پیتر پل روبنس» است و در قالب خود هشت صحنه مهم از مسیر زندگی «آشیل» را به نمایش می گذارد. اینها امکان نگاهی جامع به زندگی آن قهرمان باشکوه را فراهم می کند.
در این مجموعه روبنس از کودکی آشیل شروع می شود و صحنه ای را به تصویر می کشد که مادرش او را در رودخانه ای افسانه ای فرو می برد تا جاودانگی به او هدیه کند.
آخرین صحنه مجموعه روبنس شاید قدرتمندترین صحنه از نظر احساسی ایلیاد باشد که همان مرگ آشیل است. در این صحنه آشیل تسلیم مرگ می شود و هرج و مرج یک نبرد در اطراف او به تصویر کشیده می شود.