مربیان: برای برخی از سیاستمداران آمریکایی، جنگ فقط در آسمان و در میدان جنگ معنی ندارد. یک طرف آن در ذهن و زبان سیاستمدارانی مانند پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا شکل می گیرد که گاه جهان را از دریچه روایت های آخرالزمانی، نبرد خیر و شر و رسالت تاریخی خودشان می بینند و طرف دیگر در ستون های سرد بودجه، کاهش ذخایر موشکی و فشارهای سیاسی آمریکا در داخل آمریکا ظاهر می شود.
برای دولت ترامپ، این تقاطع می تواند جنگ را از نمایش قدرت خارجی به یک موضوع داخلی تبدیل کند. موضوعی که دیگر تنها در اتاق های فرمان سنجیده نمی شود، بلکه در قیمت انرژی، بودجه عمومی و در نهایت در فضای رقابت سیاسی آمریکا منعکس می شود.
پیوند زبان جنگ صلیبی با قرائت های آخرالزمانی
برای درک پیت هگست، نگاه کردن به موقعیت رسمی او در راس ماشین جنگی آمریکا کافی نیست. آنچه مهمتر است نظام زبانی و نظام نمادین است که در آن جنگ از ابزار متعارف سیاست خارجی فراتر رفته و گاه رنگ نبرد تمدنی و مذهبی به خود می گیرد. هگست سالها قبل از ورود به دولت، کتاب «جنگ صلیبی آمریکا: مبارزه ما برای آزادی ماندن» را نوشت. اثری که عنوان آن حتی سیاست را در استعاره جنگ صلیبی صورت بندی می کند و بر اساس گزارش ها با عبارت تاریخی (Deus Vult) به معنای «خدا چنین خواهد کرد» به پایان می رسد. همین روی بدن او خالکوبی شده و در حافظه تاریخی اروپا به جنگ های صلیبی پیوند خورده است.
اهمیت این نشانه ها زمانی بیشتر می شود که در متن کتاب، اسلام نه تنها به عنوان یک دین یا مجموعه ای متکثر از جوامع، بلکه در برخی موارد به عنوان رقیب تمدنی نیز معرفی شده است. خود هگست جنگ های صلیبی را در چارچوب دفاع تمدنی بازخوانی می کند. این زبان را باید در زمینه بزرگتری دید که مطالعات آکادمیک آن را صهیونیسم مسیحی و الهیات آخرالزمانی بخشی از انجیلییسم آمریکایی می نامند. در برخی قرائتهای پیش از هزاره و تسلیمگرایی (مکتب فکری در الهیات مسیحی)، تشکیل اسرائیل فقط یک رویداد سیاسی در قرن بیستم نیست، بلکه حلقهای در تقویم الهی است که در نهایت به جنگهای پایان زندگی، آرماگدون و بازگشت مسیح متصل میشود. با این حال، محققان تاکید می کنند که انجیلییسم آمریکایی یکپارچه نیست. در این نظام تفسیری است که فصل های 38 و 39 کتاب حزقیال اهمیت ویژه ای پیدا می کند; متن از یأجوج و مأجوج (یأجوج و ماجوج) و اتحادی صحبت می کند که نام پارس در میان اعضای آن آمده است و در تعدادی از تعابیر بنیادگرایانه معاصر، این پارس با ایران امروز مقایسه شده است.
تحقیقات آکسفورد درباره تاریخچه تفسیر حزقیال نیز نشان می دهد که چهره یاجو در طول تاریخ بارها با دشمنان ژئوپلیتیک آن زمان تطبیق داده شده است و دقیقا به همین دلیل توانایی بالایی در سیاسی شدن داشته است. تبدیل مستقیم این متون به نقشه جغرافیای امروزی یک تفسیر است، نه تنها معنای قطعی متن مقدس. اما خطر سیاسی از همین نقطه شروع می شود. اگر ایران در ذهن سیاستگذار از جایگاه یک کشور رقیب به جایگاه ایران آخرالزمانی ببلغزد، ماهیت درگیری نیز تغییر خواهد کرد. یک رقیب ژئوپلیتیکی را می توان مهار کرد، با آن مذاکره کرد، متعادل کرد و حتی با آن سازش کرد، اما رقیب مقدر در درام پایان تاریخ اساساً برای سازش تعریف نشده است. این لحظه ای است که سیاست خارجی از منطق کلاسیک موازنه قوا خارج می شود و وارد حوزه الهیات سیاسی می شود. جایی که مرز بین امنیت ملی و رسالت مقدس و بین عملیات نظامی و روایت نجات به طرز خطرناکی باریک می شود.
سخنان هگست در مارس 2026 که در مورد جنگ ایران گفت ما آن را تمام می کنیم و سپس از مردم خواست که برای نیروهای آمریکایی به نام عیسی مسیح دعا کنند، به تنهایی ثابت نمی کند که او شخصاً جنگ را تحقق پیشگویی حزقیال می داند. اما در کنار کتاب قبلی او، نمادها و ادبیات، توضیح می دهد که چرا کاوش در این پیوند دیگر فقط یک کنجکاوی الهیاتی نیست. در نهایت، مسئله ایمان شخصی یک وزیر نیست. مشکل اینجاست که مکاشفه جای محاسبه را می گیرد، اسطوره بر نقشه نظامی سایه می افکند و دشمن قابل مذاکره به زبان قدرت، دشمنی می شود که گویی نه تنها باید شکست بخورد، بلکه باید از درام مرحله پایانی تاریخ حذف شود.
ایدئولوژی پرهزینه
الهیات هگست به خزانه داری آمریکا نیز رسیده و برای شهروندان و مالیات دهندگان آمریکایی هزینه داشته است. به گزارش مجله پولیتیکو، دفتر بودجه کنگره آمریکا هزینه پنج ماهه اول جنگ ایران برای آمریکا را 38 میلیارد دلار اعلام کرد.
طبق گزارشی که CBS News در 15 سپتامبر 2026 منتشر کرد، دفتر بودجه کنگره آمریکا (CBO)؛ سازمان غیرحزبی وابسته به کنگره که مسئولیت برآورد آثار بودجه ای و اقتصادی سیاست های دولت را بر عهده دارد، اعلام کرده است که جنگ آمریکا با ایران از ۸ بهمن تا اول مرداد حدود ۳۸ میلیارد دلار هزینه مستقیم نظامی برای آمریکا داشته است. CBO خود تأکید می کند که این رقم شامل جایگزینی مهمات مصرف شده، تجهیزات از دست رفته، افزایش ساعت پرواز، هزینه های عملیاتی و سوخت می شود و تمام هزینه های احتمالی جنگ را شامل نمی شود. این سازمان برآورد کرده است که اگر شدت درگیری در سطح پایین باقی بماند، ماهانه حدود 2 میلیارد دلار به این رقم اضافه می شود و در صورت بازگشت به سطح تشدید درگیری ها در تیرماه، 3 میلیارد دلار دیگر به این رقم اضافه می شود. در صورت تشدید بیشتر، هزینه ها حتی می تواند از این سطح نیز فراتر رود.
اهمیت این اعداد فقط در ستون ارقام نیست. به عنوان مثال، اخیراً در گزارشی در معاریو، یک رسانه محبوب اسرائیلی، مدعی شد: «هفته گذشته، ارتش آمریکا بیش از 70 موشک رهگیر پیشرفته را در پاسخ به حمله موشکی ایران به اردن شلیک کرد. این تعداد فقط در یک عملیات انجام شد!
موضوع عمیق تری در مورد فرسایش ظرفیت استراتژیک آمریکا وجود دارد. بر اساس گزارش سیبیاس، مقایسه مصرف موشکهای رهگیر با خرید پنتاگون نشان میدهد که ایالات متحده احتمالاً بین نیم تا دو سوم موجودی رهگیرهای پاتریوت، تاد و موشکهای استاندارد SM-3 و SM-6 خود را از ژوئن 2025 مصرف کرده است. یک زرادخانه موشکی بزرگ – به ویژه چین در سناریوی بحرانی بر سر تایوان. البته کاخ سفید و پنتاگون نگرانی از کمبود ذخایر را کم اهمیت جلوه دادند و آمادگی نظامی آمریکا را کافی دانستند.
اما در اقتصاد سیاسی جنگ، گلوله ای که در میدان شلیک می شود دیر یا زود بازتاب خود را در بازار، بودجه و سیاست داخلی پیدا می کند.
پژواک گلوله ها
CBO تخمین زده است که اختلالات در حمل و نقل نفت و گاز و افزایش قیمت انرژی می تواند تورم را در سه ماهه اول سال 2027 حدود نیم درصد بیشتر از پیش بینی های قبل از جنگ افزایش دهد. این بدان معناست که جنگ فقط در پایگاه های نظامی هزینه ایجاد نمی کند. بخشی از صورت حساب آن می تواند از طریق بنزین، حمل و نقل، قیمت کالاها و نرخ بهره وارد زندگی روزمره شهروندان آمریکایی شود.
در این مرحله است که موضوع برای دولت ترامپ از یک پرونده صرفا نظامی به یک متغیر سیاسی داخلی در آستانه انتخابات میان دوره ای نوامبر تبدیل می شود. جنگ به تنهایی نتیجه انتخابات را تعیین نمی کند و رفتار رأی دهندگان تابع مجموعه ای از عوامل اقتصادی، حزبی و اجتماعی است. با این حال، افزایش هزینه ها، فشارهای تورمی و درخواست ده ها میلیارد بودجه اضافی می تواند سوال “هزینه در مقابل دستاورد” را در فضای انتخابات برجسته تر کند. نشانه های این شکاف را در کنگره نیز می توان دید. مجلس نمایندگان اخیرا برای سومین بار به محدود کردن اقدامات نظامی بیشتر علیه ایران رای داد و این بار هفت جمهوریخواه در کنار دموکراتها قرار گرفتند. به این ترتیب جنگ که در ابتدا با منطق قدرت سخت تعریف می شد، به تدریج وارد قلمرو فرسایش بودجه، فرسایش ذخایر و افزایش فشار سیاسی شده است. جایی که هر ماه ادامه درگیری نه تنها عدد جدیدی در دفاتر پنتاگون می نویسد، بلکه خط جدیدی در محاسبات انتخاباتی واشنگتن می نویسد.
پذیرش 33 میلیارد دلار هزینه بدون احتساب زیرساخت های عملیاتی
از سوی دیگر در 23 شهریور 1405 اولین گزارش رسمی بازرس ارشد دولت آمریکا در مورد جنگ علیه ایران منتشر و در اختیار کنگره قرار گرفت که از فروردین تا پایان خرداد ماه را در بر می گیرد. بر اساس این گزارش، ارتش تروریستی آمریکا در مدت مذکور 33.4 میلیارد دلار در جنگ علیه ایران هزینه کرده است. 22.3 میلیارد مهمات مصرف شده، 7.4 میلیارد هزینه عملیاتی و 3.7 میلیارد خسارت تجهیزات. این گزارش توضیح داد که این اعداد شامل تعمیرات زیربنایی نمی شود. این گزارش اذعان میکند که مصرف مهمات باعث «کمبود انبار استراتژیک» و گلوگاههای صنعتی در موتورهای سوخت جامد، مواد منفجره و نیروی انسانی متخصص شده است. همچنین تایید شده است که ضدحمله های ایران صدها ساختمان در پایگاه های آمریکایی در هشت کشور از جمله بحرین، قطر و عربستان سعودی را تخریب کرده و مرکز لجستیک بحرین را مجبور به انتقال به دیگو گارسیا کرده است. همچنین تلفات آمریکایی ها تا پایان خرداد 7 کشته رزمی، 7 کشته غیر رزمی و 417 مجروح و خسارت دیپلماتیک حدود 184 میلیون دلار است. همچنین بر اساس این گزارش، چهار فروند F-15، یک F-35، یک E-10 و هفت فروند نفتکش KC-135 آسیب دیده اند.