آخرین مطالب

همکاران

ویدئویی از یکی از انسانی‌ترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما

ویدئویی از یکی از انسانی‌ترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما

خلاصه داستان فیلم

Paths of Honor در طول جنگ جهانی اول و در جبهه فرانسه اتفاق می افتد. برای کسب افتخار و ترفیع، فرماندهان ارتش فرانسه دستور حمله تقریباً غیرممکن به سنگرهای آلمانی را صادر می کنند، حمله ای که از همان ابتدا محکوم به شکست است و صدها سرباز را به مرگ بر جای می گذارد.

پس از شکست عملیات، فرماندهان برای پنهان کردن اشتباهات خود تصمیم می‌گیرند تا عده‌ای از سربازان را به اتهام «ترس از دشمن» محاکمه کنند تا به دیگران عبرت بدهند. در نهایت سه سرباز کاملا تصادفی انتخاب می شوند و با وجود بی گناهی در دادگاهی ناعادلانه به اعدام محکوم می شوند.

سرهنگ «دکس» با بازی کرک داگلاس با تمام وجود از سربازانش دفاع می کند و سعی می کند حقیقت را فاش کند، اما خیلی زود متوجه می شود که در مقابل نظامی ایستاده است که حفظ اعتبار فرماندهان را مهمتر از جان انسان ها می داند.

Paths of Honor فقط یک فیلم جنگی نیست، استنلی کوبریک با نگاهی تلخ و انسانی نشان می دهد که در جنگ گاهی بزرگترین دشمن سربازان آن طرف میدان نیستند، بلکه غرور، جاه طلبی و بی عدالتی کسانی هستند که از پشت میز فرماندهی تصمیم می گیرند.

شاید به همین دلیل است که این فیلم پس از گذشت نزدیک به هفتاد سال همچنان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین آثار ضدجنگ تاریخ سینما محسوب می شود.

چرا سکانس آواز دختر آلمانی مرجع است؟

پس از اعدام سه سرباز، گروهی از سربازان فرانسوی در یک میخانه جمع می شوند. دختر جوان اسیر آلمانی را روی صحنه می آورند تا برای آنها آواز بخواند. سربازان ابتدا او را مسخره کردند، سوت زدند و دشمن شکست خورده را با خنده و تمسخر تحقیر کردند.

اما دختر با صدایی لرزان، آهنگ فولکلور آلمانی “Der treue Husar” (هوسار وفادار) را آغاز می کند. کم کم حال و هوای سالن عوض می شود. خنده ها خاموش می شود، سربازان آرام می شوند و یکی یکی با او زمزمه می کنند. برخی از آنها اشک در چشمانشان حلقه زده است.

چرا این توالی ادامه پیدا کرده است؟

نقطه قوت این صحنه در تضاد آن است. همان سربازانی که چند لحظه قبل فقط به چشم «دشمن» به دختر نگاه می کردند، ناگهان او را یک انسان می بینند.

کوبریک بدون هیچ شعار ضد جنگی نشان می دهد که موسیقی می تواند مرزهای ملیت، زبان و دشمنی را بشکند. سربازها حتی معنی کلمات آلمانی را نمی فهمند، اما احساس آهنگ را درک می کنند. آنها دیگر اسیر جنگی آلمانی را نمی بینند، انسانی را می بینند که مانند خودشان تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است.

از نظر جهت، کوبریک با استفاده از نمای نزدیک چهره سربازان را به آرامی نشان می دهد. با ادامه آهنگ، ظاهر تغییر می کند، خشونت جای خود را به سکوت، همدلی و اندوه می دهد. این تغییر بدون دیالوگ و تنها با تصویر و موسیقی روایت می شود.

چرا این دنباله هنوز تدریس می شود؟

این صحنه یکی از بهترین نمونه های «قدرت موسیقی در روایت سینمایی» است. کوبریک نشان می دهد که یک آهنگ می تواند به طور کامل مسیر احساسات یک جمعیت را تغییر دهد.

در کلاس های سینما، این سکانس به دلیل «میزان سن، ریتم تدوین، استفاده از کلوزآپ و روایت تصویری» تحلیل می شود. همچنین بسیاری از منتقدان بر این باورند که این پایان فیلم را از یک اثر صرفا ضد جنگ به فیلمی درباره «انسانیت» تبدیل می کند.

به عبارت ساده:

این صحنه به ما یادآوری می کند که جنگ، قبل از اینکه مردم را از هم جدا کند، همه آنها را زخمی می کند. در آن لحظه جادویی نه تنها بیهودگی جنگ و بیهودگی این همه کشتار و ویرانی برایشان آشکار می شود، بلکه با اشک یک زن اشک می ریزند که درد مشترک همه آنهاست.

به همین دلیل سکانس پایانی «راه های شکوه» یکی از تاثیرگذارترین پایان های تاریخ سینماست، صحنه ای که نشان می دهد حتی در دل جنگ و نفرت، باز هم جای همدلی و انسانیت است.

یادداشت جانبی:

جالب اینجاست که نقش این دختر آلمانی را کریستین کوبریک (در آن زمان سوزان کریستین) ایفا می کند که پس از پایان فیلمبرداری با استنلی کوبریک ازدواج کرد و تا پایان عمر همسرش باقی ماند. او در این تک سکانس آهنگ فولکلور آلمانی «Der treue Husar» را اجرا می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *