آخرین مطالب

همکاران

گذار از جهان بسته به کیهان بی کران؛ بررسی جدایی دین و دانش در دنیای مدرن/ آیا متفکران شروع عصر جدید، بر کژراهه قدم گذاشتند؟

آیا اروپا در هر لحظه یا برهه‌ای از تاریخ 5 قرن اخیر وارد مسیر نادرستی شده است؟ به گفته برخی از روحانیون یا سنت گرایان، آیا آنها مسیری کاملا ناعادلانه را طی کردند و اکنون بین ما و آنها، بین شرق و غرب، دشمنی «ذاتی» پدید آمده است؟

در این مقاله با بررسی کتاب انتقال از جهان بسته به جهان بی نهایت نوشته الکساندر کوایر مورخ علم به سوالات فوق پاسخ خواهم داد. در این کتاب که توسط علیرضا سوملی به فارسی ترجمه شده است، گذر متفکران اروپایی از قرون وسطی به عصر جدید از دیدگاه نوع نگاه به کیهان بررسی شده است. با معرفی «جهان بسته» بطلمیوسی آغاز می شود و به «جهان بی کران» متفکران و دانشمندان مدرن می رسد.

بیشتر بخوانید: زمین؛ از مرکز جهان تا لبه نامرئی کیهان / آیا موجودات فضایی واقعی هستند یا ما در جهان تنها هستیم؟

377531

تصویری از منظومه بطلمیوسی که در آن زمین در مرکز قرار دارد و بقیه اجرام آسمانی به دور آن می چرخند.

منظومه بطلمیوسی که مبتنی بر دیدگاه کیهانی ارسطو است، بهترین و پذیرفته‌شده‌ترین روش برای توصیف جهان برای حدود 1400 سال بود. زمین در مرکز کیهان قرار داشت و ماه و خورشید و 5 سیاره که 7 آسمان نامیده می شدند به دور زمین می چرخیدند. ستارگان مانند میخ بر فلک ثابت بودند و به دور زمین می چرخیدند. پس از فلک نهم که فلک بلورین نامیده می شد، فلک دهم بود که به آن فلک اول متحرک می گفتند و پس از آن جهان پایان می یافت و در آن سوی مرزهای جهان جایگاه خدا و برگزیدگان او بود. در این دنیا همه چیز بر اساس سلسله مراتبی از ارزش ها بود. زمین پست که محل دگرگونی و فساد محسوب می شد و از 4 عنصر مادی آب و باد و خاک و آتش تشکیل شده بود در مرکز قرار داشت و وقتی به سوی آسمان متعالی و پاک و لایتغیر حرکت کردیم قوانین دیگری حاکم بود. در آسمان همه چیز ثابت بود و هیچ فساد و تغییری در کار نبود و همه اجرام در مدارهای دایره ای کامل به دور زمین می چرخیدند و از عنصر دیگری به نام «اتر» ساخته شده بودند و در واقع «اثیری» بودند. زمین جایگاه انسانها و آسمان جایگاه خدا و فرشتگان و برگزیدگان بود. جهان بطلمیوسی در واقع سقفی داشت و اندازه آن حدود 250 میلیون کیلومتر تخمین زده می شد که کمی بیشتر از فاصله زمین تا خورشید که امروزه اندازه گیری می شود (150 میلیون کیلومتر). این تصویری از جهان بود که ادیان، فلسفه و ادبیات نیز آن را پذیرفتند و از نمادها و تمثیل های آن استفاده کردند.

بیشتر بخوانید: بشر دیشب به قدیمی ترین تصویر جهان با قدمت 13.5 میلیارد سال خیره شد

17896_163462

نمایی شبیه سازی شده از ابرخوشه کهکشانی غول پیکر و موقعیت کهکشان راه شیری که با نقطه قرمز نشان داده شده است. خود کهکشان راه شیری حدود 200 میلیارد ستاره مشابه خورشید ما دارد. این تصویر می تواند عظمت کیهان را نشان دهد.

این تصویر یا مدل محدود کیهانی به آرامی شکسته شد و در نهایت از قرن پانزدهم ناپدید شد. امروزه اندازه جهان (مرئی) حدود 93 میلیارد سال نوری تخمین زده می شود (هر سال نوری حدود 9 تریلیون یا 9 تریلیون کیلومتر است). دنیای محدود گذشته در مقابل چنین دنیای عظیمی چیزی نیست (ویدئویی درباره عظمت جهان اینجا ببینید). علاوه بر ابعاد عظیم، آن سلسله مراتب ارزشی قبلی نیز به باد رفت و زمین مانند سایر سیارات و ستارگان به توده ای فضایی با ساکنان هوشمندی به نام انسان تبدیل شد که در دنیا تنها شناخته شده نیستند و شاید ساکنان سیارات دیگر خانه ای در کیهان پیدا کرده باشند. در این تصویر جدید از کیهان، خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد و البته در مقیاس بزرگتر، هیچ مرکزی بر جهان تسلط ندارد. هم زمین و هم اجرام آسمانی از عناصر و مواد یکسانی تشکیل شده اند و قوانین یکسانی بر آنها حاکم است. با فروپاشی آن سلسله مراتب، آسمان و زمین متفاوت است. خوب و بد، پاکی و فساد، ثبات و تغییر، برتری و حقارت، یکدیگر را تشخیص نمی دهند و محصول یک نوع ماده و قوانین یکسان شده اند.

اکنون که درک درستی از دو تصویر قدیمی و جدید از جهان داریم، بیایید ببینیم که چگونه این دنیای جدید، دنیای قدیمی را واژگون کرد. دنیای امروزی که بر اساس قوانین فیزیکی و نه الهیاتی توصیف می شود، آیا راه باطلی است که کسانی در تاریخ با نیات شیطانی و شیطانی آغاز کرده اند؟ نه یکی از اولین افرادی که گذار از دنیای بسته را آغاز کرد، کاردینال و اسقفی به نام نیکلاس کوزای است که در حدود سال 1440 بعد از میلاد کتابی نوشت و با رویکرد الهیاتی به دنیای نامرئی (نه نامتناهی) یعنی جهانی که پایان آن معلوم نیست آورده شد. او نه زمین که خدا را در مرکز جهان قرار می دهد و بر اساس این اصل که فیض خدا نامحدود است، جهان را بسیار فراتر از حدود قبلی خود می برد.

تفسیری مکانیکی و مادی از جهان بود که به دلیل تبیین و پیش بینی و ثمرات تکنولوژی توانست خود را بر دنیای بسته تحمیل کند.

در جریان این گذار، افراد مختلفی در این کتاب ذکر شده اند، از کوپرنیک، کپلر و گالیله گرفته تا دکارت، نیوتن و لایب نیتس که نگارش را بسیار طولانی می کند. اما آنچه برای پاسخ به سؤالات اساسی می توان گفت این است که همه دانشمندان و فیلسوفان و متکلمان آن روزگار با اعتقادات و براهین کلامی و خدامحور کوشیده بودند تا بر جهان غلبه کنند و هیچ یک تلاشی برای حذف دین و خدا از مقوله فیزیک نداشتند. اما گویی این طبیعت بود که قوانین و امور مشاهداتی خود را چنان بر نظریه های قدیمی تحمیل کرد که نظام بطلمیوسی چاره ای جز عقب نشینی نداشت. طبیعی بود که فریاد میلیاردی من فراتر از دیدگاه ها و اعتقادات شما انسان های خردمند (هوموساپین ها) است که حدود 200 هزار سال روی زمین زندگی کرده اید و من رفتار خود را با دیدگاه شما تنظیم نمی کنم. این واقعیت طبیعت بود که قوی‌تر شد و اندیشه‌های پیشین را از غربال راستی‌آزمایی تجربی عبور نداد و متفکران را به تفسیر واقعی‌تر از جهان سوق داد.

1579146

گوتفرید ویلهلم لایب نیتس، ریاضیدان، فیزیکدان و فیلسوف در سمت راست و آیزاک نیوتن، فیزیکدان، ریاضیدان و الهیات در سمت چپ تصویر

مثلاً به بحث فکری نیوتن و لایب نیتس که در کتاب آمده است اشاره می کنم. نیوتن به “خدای روزهای کاری” اعتقاد داشت. خدایی که هر روز دنیا را بازسازی می کرد و عیوبی را که در کار حرکات اجسام آسمانی و زمینی ایجاد می شود برطرف می کرد. از نظر نیوتن، بدون حضور دائمی خداوند در کار امور جهان، همه چیز از حرکت باز می ایستد و خداوند به جهان «نیروی محرکه» می بخشد.

بیشتر بخوانید: سفر 400 ساله انسان به فراسوی زمین؛ سهم ما ایرانی ها در این پیشرفت چیست؟

از سوی دیگر، لایب نیتس به «خدای تعطیلات» اعتقاد داشت. یعنی خدایی که «بهترین جهان ممکن» را آفرید و قوانین محکمی در آن قرار داد و این جهان مانند ساعتی کامل است که بر خلاف ساعت معیوب نیوتن، نیازی به تنظیم مداوم ندارد، هر روز به صورت خودکار و بدون دخالت خداوند کار می کند. خداوند ساعت دنیا را در روز ابدیت به بهترین شکل تنظیم کرد و برای بازیابی آن نیازی به ورود هر روز به دروازه نیست.

اگرچه متفکران آن زمان به خدای نیوتن نزدیکتر شدند، اما از آنجا که قوانینی که خود نیوتن در تدوین آنها نقش عمده ای داشت، بیشتر مطرح شد، حدود یک قرن بعد، تفسیر لایب نیتس در علم پذیرفته شد و خداوند از تفسیر فیزیکی جهان کنار گذاشته شد. اما پس از آن و تا به امروز در محتوای علم یعنی فرمول ها و تبیین ها نشانه ای از خداوند وجود ندارد و همه چیز بر اساس قوانین مکانیکی تبیین می شود. مثلاً نیوتن دلیل وجود جاذبه را (که با صورت بندی و تبیین ریاضی آن به عنوان عامل حفظ حرکت سیارات و اجرام زمینی و آسمانی به بشر معرفی کرد) را به عوامل معنوی و خداوند نسبت داد، موضوعی که بعدها در علم تفسیری مادی به آن داده شد. در واقع همین انتساب ها و وجود عوامل غیر مادی و خدا بود که از علم رخت بربست.

بنابراین، شیوه جدایی دین از دانش و حذف خدا از قوانین طبیعت، راهی نبود که رهبران جهان بسته می خواستند. یعنی نیت شومی برای ترسیم نقشه ای ضد خدا نداشتند، بلکه تفسیری مکانیکی و مادی از جهان داشتند که به دلیل تبیین و پیش بینی و ثمره فناوری آن توانسته خود را تحمیل کند.

یعنی حداقل در عالم معرفت (در سیاست شاید متغیرهای دیگری مثل منفعت موثر باشد) نمی توان گفت که برخی بر اساس تفکر شیطانی راه باطلی را انتخاب کردند. اگر این راه کاملاً نادرست بود، چرا ثمرات پرباری از بهداشت عمومی و افزایش جمعیت گرفته تا وسایل ارتباطی و رفاه بشر را به ارمغان آورده است؟

البته به عنوان کشیش های علمی در گذشته و اکنون به کار علم مشغول هستند (از جمله کشیش ژرژ لماتر که داستانش اینجا می توانید بخوانید)، دینداری و معرفت می تواند در عین حال بدون نکوهش معرفت مبتنی بر گزاره های دینی باشد. شناخت حقانیت علم در تحقیق طبیعت مهم است، اما امروزه در بسیاری از ادیان، یقین به معرفت نیز پذیرفته شده است; از جمله منظومه خورشید مرکزی منظومه شمسی که امروزه روحانیون شیعه آن را قبول دارند، در حالی که قبل از مشروطه مخالف این اصل علمی بودند.*.

اما دین همچنان قادر است در حوزه اخلاق و عرصه های اجتماعی معنا بسازد، اما در حوزه شناخت طبیعت باید به دانش جدید فضا بدهد و این جدایی را بشناسد و هر کدام به اقلیم خود احترام بگذارد.

*. «چرا ما هرگز مدرن نشدیم؛ به دنبال علل رکود علم در ایران»، کامران امیرجمند، مجله ایران نام، سال ششم، شماره یک، بهار 1400.

**. تصویر اصلی مقاله مربوط به عکسی از کتاب آموزشی قرن نوزدهم است که نمایشی از نظام بطلمیوسی نیست، بلکه تمثیلی از کنجکاوی بشر برای گذار از محدودیت های تفکر قدیم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *