روزنامه ایران نوشت: پاسخ به این سوال بدون توجه به واقعیت های ساختاری فوتبال کشور امکان پذیر نیست. مشکلات زیرساختی، ضعف در مدیریت باشگاه و نبود الگوی ثابت حرفه ای همچنان از مهمترین موانع در مسیر رشد فنی فوتبال ایران است.
بر این اساس، انتظار یک تحول بزرگ و فوری، واقع بینانه نیست. اما تغییرات محدود و تدریجی در سبک بازی و نگرش فنی دور از دسترس نخواهد بود.
نکته ای که نمی توان از آن چشم پوشی کرد، نقش تعیین کننده باشگاه ها در کیفیت تیم ملی است. در شرایطی که باشگاه های ایرانی با استانداردهای حرفه ای فاصله دارند، انتظار عملکردی فراتر از ظرفیت های موجود از تیم ملی در سطح رقابت های جهانی منطقی نیست. بنابراین در ناکامی اخیر تیم ملی در جام جهانی 2026، سهم باشگاه ها کمتر از کادر فنی تیم ملی نخواهد بود و باید به صراحت اشاره کرد; حتی اگر در شرایط فعلی کسی به آن اشاره نکند.
ناکامی های پی در پی باشگاه های ایرانی در رقابت های آسیایی و سهم تقریباً صفر آنها در انتقال بازیکنان به لیگ های معتبر اروپایی نشان دهنده فاصله قابل توجه فوتبال ایران با استانداردهای جهانی است. این فاصله مستقیما روی کیفیت تیم ملی تاثیر می گذارد و چرخه تولید و پیشرفت بازیکن را مختل می کند. به عنوان مثال، در حالی که کشورهای هم سطح ایران در سال های اخیر بازیکنان زیادی را به لیگ های اروپایی صادر کرده اند، حضور بازیکنان ایرانی در این سطح همچنان محدود و پراکنده است.
اما راه اصلاح همچنان باز است. مشروط بر اینکه رویکردها از سطح توصیه های تکراری فراتر رفته و به تصمیمات اجرایی و قابل اندازه گیری نزدیک شوند.
اولین و مهمترین گام اصلاح واقعی ساختار مدیریتی باشگاه هاست. خصوصی سازی هدفمند، شفافیت مالی، مسئولیت پذیری مدیریتی و دوری از تصمیمات کوتاه مدت از پیش نیازهای تشکیل یک باشگاه حرفه ای است. بدون این اصلاحات، هرگونه توسعه فنی موقتی و ناپایدار خواهد بود.
گام دوم بازتعریف آکادمی و سیستم استعدادیابی است. فوتبال ایران نیاز به ایجاد شبکه ای یکپارچه برای کشف و پرورش استعدادها دارد. سیستمی که از سطوح پایه شروع شده و مطابق با استانداردهای روز دنیا باشد. سرمایه گذاری در فوتبال پایه هزینه نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است که در بلندمدت بازده فنی و اقتصادی خواهد داشت.
گام سوم، به روز رسانی دانش فنی مربیان و ورود جدی به فوتبال داده محور است. تحلیل عملکرد، استفاده از فناوری های جدید و تعامل مستمر با جریان روز جهانی فوتبال می تواند شکاف تاکتیکی موجود را کاهش دهد. دور شدن از روش های سنتی و حرکت به سمت فوتبال داده محور دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
و آخرین گام تسهیل فرآیند انتقال بازیکنان به لیگ های معتبر جهانی است. حضور بازیکنان ایرانی در فوتبال اروپا علاوه بر ارتقای کیفی فردی آنها باعث انتقال تجربه و دانش فنی به کشور می شود. پیوندی که سال هاست در فوتبال ایران مغفول مانده و سهم باشگاه های ایرانی در بازار جهانی را به پایین ترین حد ممکن رسانده است.
جام جهانی 2026 برای فوتبال ایران یک آزمون مدیریتی و فنی محسوب می شود تا یک ویترین رقابتی. آزمونی که نشان می دهد این فوتبال آماده پذیرش تغییر است یا به حرکت در چرخه تکرار ادامه خواهد داد. اگر این فرصت نیز بدون اصلاحات ساختاری پشت سر گذاشته شود، فاصله فوتبال ایران با جریان اصلی فوتبال جهان نه تنها کاهش نمی یابد، بلکه عمیق تر می شود.