آخرین مطالب

همکاران

آیا اینستاگرام حس مالکیت ما بر بدن‌مان را تغییر می‌دهد؟!

آیا اینستاگرام حس مالکیت ما بر بدن‌مان را تغییر می‌دهد؟!

سلامت روان نوجوانان و جوانان یکی از مهم ترین چالش های بهداشت عمومی در جهان امروز است. اختلالات روانی در بین این گروه های سنی از شیوع قابل توجهی برخوردار است و در این میان مسائل مربوط به بدن، ظاهر و خودانگاره ذهنی اهمیت ویژه ای یافته است. در فرهنگی که ظاهر فیزیکی نقش برجسته تری در روابط اجتماعی و ایجاد هویت شخصی دارد، نارضایتی از بدن دیگر تنها یک نگرانی ساده نیست، بلکه می تواند با کاهش رفاه روانی، از دست دادن عزت نفس، اضطراب اجتماعی، افسردگی و حتی اختلالات خوردن همراه باشد.

در سال های اخیر توجه بسیاری از تحقیقات به نقش شبکه های اجتماعی جلب شده است. پلتفرم هایی مانند اینستاگرام چهره و بدن را به ابزار اصلی نمایش خود تبدیل کرده اند. جایی که افراد دائما دیده می شوند، خود را با دیگران مقایسه می کنند، تصاویر خود را با فیلترها تغییر می دهند و بازخورد دریافت می کنند. این روند می تواند فشار بیشتری را برای رسیدن به استانداردهای زیبایی که گاهی غیر واقعی و ایده آلیستی هستند ایجاد کند. با این حال، سوال اصلی محققان فراتر از نارضایتی ظاهری است: آیا این فضاها فقط ارزیابی ما از بدن را تغییر می‌دهند یا حتی بر حس بنیادی ما از “کیستی” ما تأثیر می‌گذارند؟

در این چارچوب، گروهی از محققان به سرپرستی دکتر ماریا سانسونی و با هماهنگی پروفسور جوزپه ریوا، مدیر آزمایشگاه فناوری انسانی در دانشگاه Cattolica del Sacro Cuore در میلان، مطالعه‌ای را انجام داده‌اند. این تحقیق این ایده را بررسی می‌کند که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض سلفی‌ها، چهره‌های فیلتر شده، و نمایش‌های دیجیتالی از خودمان ممکن است به تدریج مرزهای ادراکی را که به ما کمک می‌کند چهره‌مان را منحصربه‌فرد و منحصربه‌فرد بدانیم، محو کند. فرضیه ای که محققان آن را با “فرسایش دیجیتالی هویت فیزیکی” مرتبط می دانند.

در این مطالعه 95 جوان اعم از زن و مرد با میانگین سنی 26 سال شرکت کردند. افرادی که به طور متوسط ​​نزدیک به هشت سال تجربه استفاده از اینستاگرام داشتند. محققان از تجربیات واقعیت مجازی که در علوم اعصاب به عنوان “خطاهای بدنی” یا “توهمات بدنی” شناخته می شوند، استفاده کردند. در این روش آنچه که انسان می بیند و آنچه بر بدن خود احساس می کند به گونه ای هماهنگ می شود که به طور موقت احساس می کند صورت یا بدن شخص دیگری متعلق به اوست. این ابزار به دانشمندان کمک می کند تا قدرت مرز بین “خود” و “دیگری” را اندازه گیری کنند. به عبارت ساده تر، هر چه شخص راحت تر این توهم را بپذیرد، احساس هویت بدنی او انعطاف پذیرتر و قابل تغییر است.

یافته های پژوهش نشان داد که پدیده ای وجود دارد که محققان آن را نوعی «اثر دوز» توصیف کرده اند. به عبارت دیگر، هرچه سابقه استفاده از اینستاگرام بیشتر باشد، احتمال اینکه چهره یک غریبه را در تجربه واقعیت مجازی متعلق به خودش بداند، بیشتر می‌شود. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که موضوع فقط بدن به طور کلی نبود، بلکه صورت بود; بخشی از بدن که شاید بیش از هر عضو دیگری با هویت شخصی، خودشناسی در آینه و شناخت فرد توسط دیگران مرتبط است.

محققان همچنین تاکید کردند که این رابطه در مهمترین بخش مربوط به احساس فردیت دیده می شود. از نظر آنها صورت بخشی است که شخص از طریق آن خود را می شناسد و خود را از دیگران متمایز می کند. بنابراین، اگر استفاده طولانی‌تر از یک محیط دیجیتالی تصویر محور با افزایش آمادگی برای پذیرش چهره دیگری به عنوان چهره خود همراه باشد، این می‌تواند نشانه‌ای از تأثیر این فضاها بر فرآیندهای عمیق‌تری باشد که مغز برای ساختن حس هویت استفاده می‌کند. البته مجریان این تحقیق بیان کرده اند که این نتایج به معنای اثبات علت و معلول مستقیم یا وقوع اجتناب ناپذیر پیامدهای روانی منفی نیست.

اهمیت این یافته ها در این است که بحث شبکه های اجتماعی را از سطح ظاهر و زیبایی فراتر می برد و به لایه های هویتی اساسی تری می رسد. در اینجا دیگر فقط این نیست که انسان از ظاهر خود راضی باشد یا نه; بلکه مشکل مربوط به این است که چگونه مغز تشخیص می دهد که این بدن و این صورت متعلق به اوست. در علوم اعصاب، این حس اساسی یکی از ارکان خودآگاهی و تنظیم هیجانی است. اگر این مکانیسم ها مختل یا ضعیف شوند، ممکن است فرد در تشخیص حالات درونی خود، احساس تعلق به بدن خود و حفظ مرز مشخص بین خود و دیگران با مشکل بیشتری مواجه شود.

پژوهش حاضر نیز هشداری برای نسل های جدید محسوب می شود. شرکت کنندگان در این تحقیق جزو اولین نسل هایی بودند که در اواخر نوجوانی وارد دنیای شبکه های اجتماعی شدند و نزدیک به یک دهه است که این فناوری ها را در زندگی روزمره خود داشته اند. بنابراین اگر هم اکنون هم چنین ارتباطی دیده می شود، این سوال به شکل جدی تری مطرح می شود که کودکانی که از سنین پایین تر و مدت طولانی تری در معرض این فضاها هستند، در آینده چه تجربه ای از هویت بدنی و خودشناسی خواهند داشت!

این یافته های علمی ترسناک در مجله بین المللی Computers in Human Behavior منتشر شده است. نشریه ای که بر تحقیقات مربوط به رفتار انسان در مواجهه با رایانه و فناوری های دیجیتال تمرکز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *