روزنامه خراسان نوشت: برای بسیاری از ما جام های جهانی گذشته فقط با گل و نتیجه به یاد نمی آیند. با صداها، تحلیل ها و لحن هایی که به فوتبال عمق می داد. امیر حجرضایی با تحلیل هایش که فقط فنی نبود و رگه هایی از فرهنگ و جامعه و روان مردم هم داشت؛ استاد محصص با آن اطلاعات دقیق و خاص که نشان می داد فوتبال را باید خواند نه اینکه فقط دید. و دکتر صدر با خاطره گویی ها، اشارات دلنشین و لحن خاصش که هر مسابقه را به روایتی فراتر از نود دقیقه تبدیل می کرد.
اما چند جام جهانی است که این کیفیت رنگ خود را از دست داده است. گزارش ها اغلب یا توصیفی هستند یا فاقد عمق هستند. تخصص گاهی به اطلاعات کلی تقلیل می یابد که هر علاقه مند به فوتبال می تواند ارائه دهد. نه خبری از تحلیل های چندلایه است، نه دانش خاصی، نه روایت گرم و انسانی که مخاطب را درگیر خود کند. انگار قرار است آنتن پر شود نه اینکه تجربه ای خلق شود.
از طرفی شلختگی در حسابرسی نیز به این تجربه لطمه می زند. وقتی در لحظه شادی گل، تصویری بی ربط و ناشیانه از یک تماشاگر دیده می شود که حتی از لباسش هم از همان بازی نیست، حس بیننده مختل می شود. به طور خلاصه، جام جهانی بدون یک روایت مناسب، بخشی از شکوه خود را از دست می دهد. اگر تلویزیون همچنان میخواهد در این ضیافت جهانی سهمی داشته باشد، باید بداند که مخاطب امروزی فقط تصویر رقابت را نمیخواهد. این نیاز به درک، اشتیاق، کیفیت و احترام دارد. اما اینکه این بار خبری از خداداد و خیانی نیست گامی رو به جلو است.