تصور کنید بیست ساله هستید. نه دیپلم دانشگاه دارید، نه سال ها کار در پشت صحنه استودیوهای بزرگ دارید، نه حتی یک فیلم کوتاه جشنواره ای در کارنامه خود دارید.
شما فقط یک کانال یوتیوب، یک ایده و یک دوربین دارید. حالا این جوان 20 ساله در هفته اول اکران اولین فیلم بلند خود به نام اتاق های پشتی 81 میلیون دلار فروخته است. این داستان کین پارسونز است. و این داستان بسیار بیشتر از یک رکورد باکس آفیس است.
کین پارسونز قبل از اینکه نامش در پوسترهای فیلم باشد، یوتیوبر بود. او مجموعهای به نام «اتاقهای پشتی» ساخت، ویدیوهایی درباره فضایی خیالی و آزاردهنده از اتاقهای بینهایت به هم پیوسته، که ریشه در یک داستان ترسناک اینترنتی داشت. همان محتوایی که میلیون ها بیننده را در فضای مجازی مجذوب خود کرد، حالا به زبان سینما ترجمه شد.
این مسیر از یوتیوب به سینما دیگر یک استثنا نیست. این یک الگوی نسلی است.
نسلی که با اینترنت بزرگ شد، داستان سرایی را نه در کلاس های فیلمسازی، بلکه در دنیای واقعی آموخت. آنها یاد گرفتند که چه چیزی مخاطب را نگه میدارد، چه چیزی باعث کلیک میشود، چه چیزی باعث میشود کسی ویدیویی را برای یک دوست بفرستد. این دانش شاید خشکتر و نظریتر از تحصیلات آکادمیک نباشد، اما زندهتر و به مخاطب نزدیکتر است.
قبل از پارسونز، جوانترین کارگردانی که فیلمش صدرنشین باکس آفیس آمریکا شد، جاش ترانک بود. در سال 1390 در سن 27 سالگی با فیلم روزشمار. پارسونز در بیست سالگی این رکورد را شکست. هفت سال کوچکتر
اما رقم مهمتر فروش 81 میلیون دلاری است. این رقم نه تنها یک رکورد شخصی است، بلکه بزرگترین افتتاحیه در تاریخ استودیو A24 است.
همان استودیویی که با فیلم هایی مثل «همه چیز همه جا یکباره» و «مردی به نام اتو» نمایش داده است، می تواند سینمای متفاوتی را بفروشد.
این موفقیت به این معناست که مخاطب امروزی دیگر لزوماً به دنبال نام یک کارگردان مشهور یا یک بازیگر ستاره نیست. او به دنبال تجربه است. و این نسل جدید فیلمسازان تجربه می فروشند.
بدیهی است که چنین موفقیتی ساکت نمی ماند. به زودی صداهایی در فضای مجازی بلند شد که آیا واقعاً یک جوان بیست ساله می تواند این همه کار را مدیریت کند؟
مارک دوپلاس، بازیگر، گفت: “وقتی من آنجا بودم، کین پارسونز 100 درصد کنترل را در دست داشت.” بیشتر از بسیاری از کارگردانان و سه برابر سن او.”
“سه برابر سن او.” این جمله را باید دوباره خواند. دوپلاس نمی گوید این جوان خوب یا با استعداد بوده است. او می گوید بلوغ حرفه ای اش با سنش همخوانی نداشت.

این همان چیزی است که نسل اینترنت را متفاوت می کند: آنها در محیطی بزرگ شدند که اشتباهات فوراً قابل مشاهده است، بازخورد آنی است و بقا نیاز به یادگیری سریع دارد.
همزمان با موفقیت پارسونز، فیلم «وسواس» به کارگردانی کری بارکر 26 ساله در گیشه می درخشد.
یک فیلم ترسناک کمهزینه که بیش از ۱۰۴ میلیون دلار فروخت. دو فیلم، دو کارگردان جوان، دو موفقیت غیرمنتظره در یک فصل.
این دیگر یک تصادف نیست، یک الگو است.
سینما نه از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا در حال تغییر است. نه با اصلاح ساختارهای قدیمی، بلکه با آوردن نسلی که اصلاً با آن ساختارها بزرگ نشده اند. این نسل ابتدا داستان های خود را در یوتیوب، تیک تاک و شبکه های اجتماعی آزمایش می کنند و زمانی که مخاطبان خود را پیدا کردند، آن را به صفحه نمایش بزرگ می آورند.
کین پارسونز در 20 سالگی این رکورد را شکست. اما مهمتر از رکورد این است که او نشان داد که راه ورود به سینما دیگر تنها از طریق دانشگاه های فیلمسازی یا دستیاری در استودیوهای بزرگ نیست.
هالیوود همیشه از “صداهای تازه” صحبت کرده است. حالا آن صداها خودشان آمده اند. ممکن است برای برخی ترسناک باشد، اما هر تغییر بزرگی با ترس همراه است.