سرباز ایرانی در لب مرز هوای این استقلالی را داشت

سرباز ایرانی در لب مرز هوای این استقلالی را داشت

پین می گوید: «قرار بود به دبی بروم، چند روز تعطیل بودیم. تازه از تهران برگشته بودیم. چند بازیکن در پایتخت مانده بودند تا بیرون بروند. یکی از آنها به من پیام داد: “آقا چه اتفاقی افتاده؟ ما را از هواپیما بیرون انداختند. دیدم موشک ها فرود آمدند.” ما متوجه شدیم که آمریکا و اسرائیل شروع به بمباران ایران کرده اند.»

وی ادامه می دهد: در حوالی اصفهان هم حمله شد، جایی در 200 کیلومتری هدف قرار گرفت، انفجاری در 20 کیلومتری شهر رخ داد، من مربی دروازه بانان با برونکو بودم، سریع به هتل برگشتیم، چمدان را پر کردیم و سوار وانت باشگاه شدیم. باشگاه بسیار حرفه ای بود و سفر ما را به مرز ترکیه ترتیب داد. همچنین کمک یک نیکولا از ما خارج شد. شهر “تمام ارتباطات قطع شده بود و من نمی توانستم با خانه تماس بگیرم تا به خانواده ام اطمینان دهم.”

وی درباره مسیری که طی کرده توضیح می دهد: بیش از 15 ساعت بدون توقف در جاده بودیم، رانندگان نمی خواستند توقف کنند تا استراحت کنند، وقتی دیدم سر راننده خم شده است، کنارش نشستم تا او را بیدار نگه دارم، پس از طی مسافتی حدود 2600 کیلومتر به تبریز رسیدیم و از آنجا به مرز رسیدیم. به منفی 18 رسیدیم. دستانم از سرما کبود شده بود، نتوانستم آن را از جیبم بیرون بیاورم، انگشتانم یخ زده بودند.

پین درباره گذرگاه مرزی می گوید: «مشکلاتی بود اما با شناختی که از من داشتند حل شد، سربازی گفت: «مربی استقلالی؟» من با استقلال قهرمان شده بودم، چیزی که 9 سال منتظرش بودند، گفت: «می توانیم عکس بگیریم؟» گفتم هر چقدر می خواهید عکس بگیرید، فقط اجازه دهید من رد شوم! ما را به شهر وان بردند، اما من و برانکو به جای اینکه بخوابیم، تونستیم 2 بلیط به استانبول بخریم و از آنجا به بولونیا رفتیم.

با ذوق از مردم ایران یاد می کند و می گوید: کابوس برای ما تمام شد، اما برای دوستان اصفهانی من نه، ایرانی ها مردمی فوق العاده، مهربان، سخاوتمند و تحصیلکرده هستند، جوان های زیادی دارند، در هتل من یک نفر مشغول به کار بود که بعد از شیفتش کتاب هایش را می آورد و درس می خواند، گفت: فقط 2 امتحان مانده است، و من اجازه دارم کار خوبی را ترک کنم و الان کار خوبی پیدا نمی کنم. هنگام گفتن این کلمات گریه می کرد.

پین می‌گوید: “در ایران 90 میلیون نفر زندگی می‌کنند که بیشتر آنها جوانانی هستند که شایسته هستند. و سرزمینی زیبا که شایسته دیدن است. اصفهان زیبایی‌های روم را دارد. ضرب المثلی هست که می‌گوید “اصفهان نصف جهان است” که نام میدان اصلی شهر، میراث یونسکو و شاید زیباترین کلیساها، مساجد و میدان‌های مغرب زمین است. پل های هزار ساله ای که روح ارمنی و ایرانی شهر را به هم متصل می کند، همسرم نیز از این زیبایی ها شگفت زده شد.

پین همچنین درباره آینده خود گفت: “وقتی پراندلی بعد از حدود 20 سال بازنشسته شد، نمی خواستم کمک مربی دیگری شوم. پیشنهاد استقلال را دریافت کردم و چالش را پذیرفتم. من مربی کنجکاویی هستم که عاشق سفر هستم، مثل مارکوپولو. بعد از 5 سال، کمی ایتالیا هم بد نیست. بدون توقعات خاص؛ کار در فوتبال همان لذتی است که من در فوتبال باز می گردم. به زودی همدیگر را خواهیم دید، اما از او چیزی نخواهم خواست.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *