IMG_20260324_214514

تغییر اسم خلیج فارس رگ گردنتان را بیرون مى آورد، اما تهدید مرزها نه؟!

پسر عباس کیارستمی نوشت: من 7 ساله بودم که به این خانه رفتیم، درست چند ماه قبل از پیروزی انقلاب، خانه ای که پدرم همیشه حفر می کرد آرام ترین جای دنیاست. در همان ابتدا شب مهمان داشتیم. قرار بود طبقه بالا بخوابم اما صداها بلند بود و خوابم نمی برد. مخفیانه در راه پله نشسته بودم و به سخنان بزرگان گوش می دادم. یکی از آنها داد می زد و به پدرم سیلی می زد که چرا غیرت نمی کنی؟ چون پدرم برخلاف همه این دوستان هرگز حاضر نشد در تظاهرات آن سال ها شرکت کند.

وی خطاب به برخی از فارسی زبانانی که خارج از ایران زندگی می کنند، نوشت: اگر در این مدت به هر نحوی از واژه فرزندان ما استفاده کرده اید، اما در این سال ها یکی از فرزندان خود را به مدرسه نفرستاده اید! اگر در این مدت با تمام وجود گفته اید

«دوباره ایران را خواهم ساخت» اما تا به حال به خود زحمت نداده اید که در ساختن مدرسه یا بیمارستان یا جای دیگر مشارکت کنید! شما گفته اید که ساختمان ها در مقابل جان انسان ها ارزشی ندارند، اما بعد کشتن افراد بی گناه را به هر دلیلی توجیه کرده اید! اگر شما قاتل مسافران هواپیما و افراد بی گناه در خیابان و دختران دبستانی هستید، برای شما فرق می کند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: عکر فرهنگ برای شما فقط چهارشنبه سوری است و چگونه عید نوروز بنویسیم! مشارکت شما در تغییر و بهبود اوضاع فقط از راه دور و احتمالاً زیر پرچم دیکاری بود! فکر جنگ با ایران در فیلم «300» فقط خون شما را به جوش می آورد. آکار تغییر نام خلیج فارس دلت را می گیرد اما تهدید تغییر مرزها موجه است. اگر قدرت تفکر و مسئولیت کلام خود را به رهبر یا پادشاه یا هر شخص دیگری واگذار کرده اید. شما انقلابیون من را جزو غیرغیرتان می دانید. من هنوز همان آدم هستم، نه “بمیر”

می گویی نه «سلام» اما من هم دلیلی برای نشستن کنارت ندارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *