آخرین مطالب

همکاران

123

معرفی سریال Seinfeld/ ساینفلد

بی دلیل نیست که بگوییم سینفلد یکی از مهم ترین سریال های تاریخ است. کمدی که در اواخر دهه 80 تا اواخر دهه 90 پخش شد، نه تنها محبوبیت و موفقیت فوق العاده ای به دست آورد، بلکه آینده جدیدی را برای کمدی های کمدی ترسیم کرد. حتی می توان گفت که بسیاری از کمدی های مورد علاقه ما، از Friends گرفته تا It’s Always Sunny در فیلادلفیا، همه به نوعی به سینفلد بدهکار هستند. ساینفلد در روزهای سختی که این ماه ها را سپری کردیم و می گذرانیم مرهمی برای اعصاب من بود و به همین دلیل در این مقاله قصد معرفی آن را دارم.

داستان کلی سریال ساینفلد

سری Seinfeld، همانطور که ممکن است از نام آن حدس بزنید، ما را وارد زندگی نسخه خیالی جری ساینفلد می کند. یک استندآپ کمدین مقیم نیویورک که به دلیل افراد، اتفاقات و موقعیت های مضحکی که برای او و دوستانش پیش می آید، می تواند سوژه شوخی هایش را در اجراهایش پیدا کند. جورج کاستنزا، الین بنز و کاسمو کرامر سه شخصیت اصلی دیگر این سریال هستند که در ادامه بیشتر درباره آنها توضیح خواهیم داد.

شخصیت های سریال ساینفلد

جری ساینفلد (با بازی جری ساینفلد): یک استندآپ کمدین نسبتا موفق که اغلب در بین چهار شخصیت اصلی سریال نقش Straight Man را بازی می کند، یعنی عمدتاً به اتفاقات ناشی از محیط یا اطرافیانش با کنایه واکنش نشان می دهد و رفتار معقول تری دارد. برخی از ویژگی های جری عبارتند از وسواس شدید او به تمیزی، علاقه او به سوپرمن و توانایی او در دوست دختر شدن.

الین بنس (با بازی جولیا لوئیس دریفوس): تنها زنی در بین چهار شخصیت اصلی که در گذشته با جری رابطه داشته است. الین در حرفه خود موفق است و در طول سریال به عنوان دستیار کارآفرینان ثروتمند یا مدیریت میانی در یک شرکت بزرگ کار می کند. او معمولا سعی می کند خود را بهتر و باهوش تر از سه شخصیت دیگر جلوه دهد، اما در نهایت به همان اندازه برای خود و اطرافیانش دردسر ایجاد می کند. یکی از ویژگی های متمایز الین توانایی شگفت انگیز او در رقصیدن و رانندگی است.

جورج کوستنزا (با بازی جیسون الکساندر): دوست دبیرستانی جری که بیشتر سعی می کند با دروغ گفتن و تظاهر اعتماد به نفس پایین خود را پنهان کند، و حتی اگر در کوتاه مدت نتیجه دهد، در نهایت پشیمان می شود یا تصادف می کند. او همچنین با والدین عصبی خود رابطه تیره ای دارد و اغلب از آنها فرار می کند. در نیمه اول سریال، جورج همیشه بیکار است و جیبش خالی است و حتی پس از اینکه بالاخره موفق می شود شغل ثابتی پیدا کند، مدام شکست می خورد و موقعیت شغلی خود را به خطر می اندازد.

Cosmo Kramer (با بازی مایکل ریچاردز): همسایه همسایه جری که مدام ایده های احمقانه ای برای دستیابی به یک دستاورد بیهوده مطرح می کند. او زمان بیشتری را در خانه جری می گذراند تا در خانه خودش. اگرچه کرامر تقریباً در تمام طول سریال بیکار است، اما همیشه شرایط مالی ثابتی دارد. او با قد بلند، سلیقه خاصش در لباس و حرکات فیزیکی خاص که شبیه تیک های عصبی است از دیگر شخصیت ها متمایز می شود. با این حال، او به دوستانش وفادار است و شخصیت ها برای انجام کارهایشان روی او حساب می کنند.

علاوه بر این چهار شخصیت، شخصیت‌های فرعی متعددی در سینفلد وجود دارد که برخی از آنها در بسیاری از قسمت‌های نمایش ظاهر می‌شوند. برجسته ترین شخصیت فرعی این سریال که شاید بعد از چهار شخصیت اصلی در قسمت ها بیشترین حضور را داشته باشد نیومن (با بازی وین نایت) است. همسایه جری که با او دشمنی متقابل دارد و همیشه به دنبال نابودی نقشه های اوست. از دیگر شخصیت های فرعی سریال می توان به پدر و مادر جورج، فرانک و استل (با بازی جری استیلر و استل هریس)، والدین جری، مورتی و هلن (با بازی بارنی مارتین و لیز شریدان)، عموی جری لئو (با بازی لن لسر)، نامزد جورج در فصل هفتم، سوزان (با بازی آقای جورجبریننس)، سوزان (با بازی آقای جورجبریننس)، آقای جورج بریننس، از دیگر شخصیت های فرعی سریال اشاره کرد. (با صدای لری دیوید)، و رئیس الین در نیمه دوم. این سریال یعنی جی پیترمن (با بازی جان اوهرلی) اشاره کرد.

ساختار و ویژگی های ساینفلد

124

به طور کلی در هر قسمت از سریال، شخصیت ها یا برای رسیدن به یک هدف یا برای فرار از یک موقعیت ناخواسته، ایده های احمقانه ای به ذهنشان خطور می کند که معمولاً در چشمان خودشان منفجر می شود. بسیاری از این موقعیت ها در رابطه با شرکای شخصیت ها به وجود می آیند. چهار شخصیت اصلی سریال یا دروغ می گویند یا دست به کارهای عجیب و غریب می زنند تا با فردی که می خواهند دوست شوند، یا با فردی که حتی از آنها عجیب تر است دوست می شوند یا حتی با بهانه های پیش پا افتاده و مضحک، یک رابطه کاملا خوب و سالم را به هم می ریزند.

اما کمدی سریال به روابط محدود نمی شود. اتفاقاً بخش قابل توجهی از طنز سریال را می توان در به تصویر کشیدن و بزرگنمایی اتفاقاتی که در زندگی روزمره ما می افتد دید. برای مثال یکی از قسمت های فصل سوم سریال تنها به گم شدن شخصیت ها در پارکینگ اختصاص دارد، چیزی که همه ما حداقل یک بار آن را تجربه کرده ایم. یا در یکی از قسمت‌های فصل هفتم، گروه با رستورانی ملاقات می‌کند که بهترین سوپ را در کل شهر سرو می‌کند، اما مالک با مشتریان مانند یک پادگان نظامی رفتار می‌کند.

اجراهای استندآپ جری یکی از بخش های متمایز سینفلد در مقایسه با سایر کمدی هاست. در فصل های اولیه، در ابتدا، وسط و پایان هر قسمت، بخش هایی از اجرای جری را می بینید که به طور غیرمستقیم با اتفاقات آن قسمت شوخی می کنند. به گفته نویسنده، این قسمت‌ها همیشه ضعیف‌تر از رویدادهای اصلی هر قسمت هستند و ظاهراً جری ساینفلد و لری دیوید با آن موافق هستند، زیرا هر چه فصل‌ها می‌گذرد، این اجراها کمتر و کمتر می‌شوند و تمرکز بیشتر روی پویایی بین چهار شخصیت اصلی قرار می‌گیرد.

125

یکی از تفاوت‌های ساینفلد و بسیاری از کمدی‌های کمدی که پس از آن منتشر شد، این است که به ندرت داستان یا شخصیتی در طول سریال وجود دارد. این بدان معنا نیست که وضعیت شخصیت ها هرگز در طول سریال تغییر نمی کند یا اینکه یک داستان کلی هرگز بر یک فصل تسلط ندارد. به عنوان مثال، محل کار الین یا جورج هر چند فصل یکبار تغییر می کند یا داستان هایی مانند تلاش جری و جورج برای ساخت سریال یا پیشنهاد جورج به سوزان در فصل هفتم از جمله آرک هایی هستند که در دوران ساینفلد اتفاق می افتد. اما شخصیت ها هرگز رشد نمی کنند و تغییر نمی کنند و تا پایان سریال همان ویژگی ها را حفظ می کنند.

البته این یک نقص نیست، بلکه تصمیمی عمدی از سوی سازندگان سریال است. آن ها شخصیت ها را به گونه ای می نوشتند که تماشاگر هیچ گاه نمی خواهد با آنها همدردی کند و دلش بسوزد. در نهایت جری، الین، جورج و کرامر افراد خودخواه، خودشیفته و حتی گاهی بدجنس هستند و هر بلایی سرشان بیاید احتمالاً نتیجه خرابکاری خودشان است و سزاوار آن هستند. نه اینکه شخصیت ها دوست داشتنی نباشند. اتفاقا برعکس. مطمئناً هرکسی که ساینفلد را تماشا کند مجذوب ماجراهای احمقانه شخصیت ها، به خصوص جورج و کرامر خواهد شد. اما شما آنها را تماشا می کنید تا به کاری که انجام می دهند بخندید، نه اینکه گهگاه احساساتی شوید یا با شخصیتی مانند Friends یا The Office احساس همدردی کنید. این ایده ای است که It’s Always Sunny in Philadelphia برای نوشتن شخصیت هایش از آن استفاده کرده و چندین قدم جلوتر رفته است.

سریالی در مورد هیچ؟

بسیاری از طرفداران Seinfeld آن را به عنوان “نمایش در مورد هیچ” توصیف می کنند. لازم نیست بگوییم این گزاره اشتباه است، زیرا حتی چندین قسمت از این سریال مستقیماً به چنین چیزی اشاره دارد. اما از طرف دیگر می توان گفت که اگر سینفلد واقعاً سریالی درباره هیچ است، پس اکثر کمدی ها نیز سریال هایی درباره هیچ هستند، زیرا اساساً طرح آنها یکی است. در Seinfeld شاهد حضور جمعی از دوستان هستیم که در هر قسمت با تصمیمات عجیب و غریب و موقعیت های مضحک خود که خواسته یا ناخواسته برایشان پیش می آید ساعت ها خنده و سرگرمی برای ما فراهم می کنند. سریالی مثل فرندز را نمی توان در همین جمله خلاصه کرد؟ حتی سازندگان سریال، جری ساینفلد و لری دیوید نیز با توصیف «سریالی درباره هیچ» مخالف هستند.

بهترین فصل های سینفلد

126

به نظر من دوره میانی سریال و مشخصا فصل پنجم تا هفتم نقطه اوج سینفلد است. حتی می توانم ادعا کنم که فصل 7 Seinfeld ممکن است خنده دارترین فصل در بین سیتکام هایی باشد که تا به حال دیده ام. دقیقا اینجاست که نویسندگان به اوج بلوغ خود رسیده اند و همه شوخی ها می توانند یکی پس از دیگری بیننده را بخندانند.

با این حال، تقریباً مانند تمام کمدی های دیگر، فصل های آغاز و پایان سینفلد ضعیف تر از فصل های میانی هستند. در فصل‌های اولیه، جوک‌ها سبک‌تر و دقیق‌تر هستند، و می‌توانید حس کنید که نویسندگان هنوز نمی‌خواهند یا نمی‌توانند پتانسیل کامل خود را نشان دهند. از سوی دیگر، در فصل های 8 و 9، می توانید احساس کنید که نویسندگان تلاش می کنند تا به نقطه اوج خود برگردند، اما حداقل 50 درصد مواقع شکست می خورند. بخشی از افول دو فصل پایانی Seinfeld احتمالاً به دلیل خروج لری دیوید از سریال پس از فصل هفتم آن است. البته، در نهایت، فصل های ضعیف تر سینفلد سرگرم کننده هستند و قسمت های خوبی دارند، اما در کل فصل های پنج تا هفت را در لیگی متفاوت از بقیه قرار می دهم.

خلاصه ساینفلد

تماشای سینفلد برای هر طرفدار سریال های تلویزیونی ضروری است. حتی اگر اهمیت فوق‌العاده‌ای که این سریال در تنظیم چارچوب‌های کمدی پس از آن داشت را نادیده بگیریم، سینفلد همچنان یک کمدی کمدی با هویت منحصر به فرد و طنز خاص خود است که ارزش وقت شما را دارد. به خصوص در این روزها که همه ما به سرگرمی و قدرت قلبی نیاز داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *